موسسه تندخوانی نصرت

چرا فرزند من نمیتواند کتابش را تمام کند

تندخوانی

چکیده

یکی از مسایل مهم روزمره ما کتاب خواندن است. گاهی خواندن کتاب میتواند برای ما بسیار زمانبر و خسته کننده باشد. نوجوانان به خاطر مشغله های شخصی و اینکه تمایل دارند زمانی را برای بازی با دوستانشان سپری کنند، ممکن است از خواندن فراری باشند. انها دوست دارند بیشتر بازی کنند، بیشتر تفریح کنند و فیلم ببیند و اینکه تمام وقت کتاب بخوانند انها را ازرده خاطر میکند. اما وقتی کتاب تمام نمیشود و نمیتوانند تکالیف خود را به درستی انجام دهند، مجبورا اتاق مطالعه را ترک نمیکنند. در این صورت به خاطر نرسیدن به لذتهای شخصی خودشان،ممکن است کتاب خواندن را یک فعالیت خسته کننده و مزاحم تلقی کنند و در نتیجه از روشهای متفرقه و ناخوشایند برای والدین استفاده کنند تا از خواندن تفره بروند. بزرگسالان نیز در این نوع مشکلات یا خودشان را مجبور به کتاب خواندن میکنند و یا کتاب خواندن را رها میکنند. در این صفحه، سعی شده است روشها، راهکارها و برنامه هایی نوشته شود تا به نوجوانان و بزرگسالان کمک کند که کتاب خواندن را امری مزاحم تلقی نکنند و ضمن لذت بردن از کتاب خواندن، کتاب هارا درست، صحیح و سریع تمام کنند

تندخوانی

مقدمه

چرا کتاب خواندن اینقدر سخت است

در حقیقت کتاب خواندن سخت نیست. کتاب خواندن در ابتدای شروعش بسیار فرح انگیز و لذت بخش است. اما وقتی طبق برنامه تمام نمیشود، همانند همه کارهای دیگر ممکن است خسته کننده باشد. ما کتاب میخوانیم و امیدواریم که کتابمان مثلا تا نیم ساعت دیگر تمام شود و بعد از ان بازی کنیم، شادی کنیم و به ورزش برویم. ولی وقتی دو یا سه برابر وقت تلف میکنیم و نمیتوانیم کتاب را انگونه که دوست داریم بخوانیم و تمام کنیم، یا احساس میکنیم که هنوز مطالب را حفظ نشده ایم یا احساس میکنیم که انگار هیچی نفهمیدیم و باید دباره کتاب را بخوانیم واز طرفی به برنامه های جانبی نرسیدیم، ان وقت است که عصبی، کلافه، نگران و ازرده خاطر میشویم. طبق تحلیل فروید، وقتی انسانها یک هدف دارند و نمیتوانند به ان دست پیدا کنند یا چیزی مانع انها و لذتی که میخواهند ببرند بشوند، از مکانیزم های دفاعی مختلفی استفاده میکنند. انها ممکن است عصبی بشوند، استرس بگیرند، گریه کنند، کتاب را رها کنند، از کتاب خواندن متنفر بشوند، به سمت اعتیاد بروند و یا هر تصمیم نا معقول و ناپسند دیگری بگیرند. بر اساس نظریه آدلر ممکن است وقتی چیزی بین فرد و ارزوها یا نیازهای او مانع میشود ممکن است از استراتژی های حفاظتی کمک بگیرند که جون جوان یا نوجوان هستند ممکن است تصمیم های نابخشودنی بگیرند. بنابراین وقتی در یک مقطع مشخص مثل راهنمایی یا دبیرستان، دانشجویی یا حتی مقطع دبستان از فرد میخواهیم که کتاب بخواند، باید شرایط لازم را برای او فراهم کنیم تا بتواند در بهترین شرایط کار را در وجه مطلوب انجام دهد.

تندخوانی

علتهای تمام نکردن کتاب

دلایلی برای اینکه کتابی را که شروع به خواندن کرده اید تمام نکنید هیچکس به شما در خواندن کمک نمیکند. ممکن است کارهای بهتری با وقت خود داشته باشید. شما قبلاً نکته را فهمیدید پس ان را رها میکنید. نویسنده مطلب را مدام تکرار می کند. کتاب دیگر توجه شما را جلب نکرده و جذابیتش را از دست داده است. شما می خواهید شروع به خواندن کتاب دیگری کنید. درک نوشته دشوار است. البته اگر کلاس تندخوانی نصرت شرکت کرده باشید، هیچ کتابی نصفه نمی ماند. شاید خواندن کتاب خیلی طول میکشد و از خواندن آزرده و خسته میشوید. در ادامه، توضیح مفصلتری در مورد علت اینکه کتابها تمام نمیشوند آمده است.

تندخوانی

5 دلیل که خوانندگان کتاب ها را رها می کنند و چگونه برای جلوگیری از انها

چه چیزی باعث می شود که شما یک کتاب را قبل از اتمام ان رها کنید و چه چیزی باعث می شود نیمی از شب را بیدار بمانید تا کمی بیشتر بخوانید؟

مردم به هر دلیلی تسلیم می شوند و کتاب ها را رها میکنند. اما اگر ما شایع ترین علل را درک کنیم، می توانیم انها را در طول فرایند نوشتن متوقف کنیم. همانطور که نویسندگان تمام انرژی خود را صرف نوشتن کتاب می کنند و تمام خواب خود را در مورد مسیرهای انتشار صرف می کنند، اسان است که این یک سوال فوری را از دست بدهند: ایا مردم می خواهند این کتاب را تا پایان بخوانند؟ در اینجا دلایل اصلی که مردم کتاب ها را قبل از انجام انها قرار می دهند و چگونه اطمینان حاصل کنید که کتاب شما یکی از انها نیست. 1. تجربه خواندن همگن پیچیدگی، حمایت از زندگی شماست. اگر یک کتاب بیش از حد غم انگیز، بیش از حد خوشحال، بیش از حد نامنظم، بیش از حد قابل پیش بینی، بیش از حد تجربی، بیش از حد موعظه، بیش از حد هر چیزی، خواننده شما در حال رفتن به یک نقطه که در ان انها مانند چیزی متفاوت احساس می کنند. 2. شروع اهسته / گیج کننده کتاب هایی که بیش از حد پراکنده هستند، بیش از حد مرموز هستند یا بیش از حد طول می کشد تا نقطه نظر خود را مطرح کنند، خوانندگان را وادار می کنند که زودتر تسلیم شوند و آنها را رها کنند. در این مرحله کسانی که یک کلاس تندخوانی نصرت شرکت کرده باشند، برنده میدان هستند. کتابهای Catch 22 یا One Hundred Years of Solitude نمونه های کلاسیک از کتاب هایی هستند که همه در مورد انها صحبت می کنند اما تقریبا هیچ کسی این کتابها را تا پایان نمی خواند. اونا خیلی از هم گسیختن شما نیاز به یک کتابچه راهنمای کاربر برای پیدا کردن راه خود دارید. شروع کردن اهسته کتاب، ساده ترین راه برای دلسرد کردن خوانندگان مردد است. درمان در کلاس تندخوانی شرکت کنید و خواندن کتاب را طوفانی اغاز کنید. این خیلی مهم است که در حرکت اول، یعنی در همان لحظه که شروع میکنید به کتاب خواندن تا مثلا دو ساعت بعد، نیمی از کتاب را تمام کرده باشید. 3. عدم قلاب اگر خوانندگان شما تا خیلی دیروقت بیدار نمی مانند تا بفهمند چه اتفاقی می افتد، احتمال دارد که انها مشغول به کار دیگری شوند، یا خسته شوند و به نفع کتاب دیگری تسلیم شوند. نویسنده ها باید به نکات مهم در نوشتن کتاب توجه کنند. این احتمالا مانند یک سفارش بلند است. شخصیت های شما باید جالب باشند. طرح شما باید غیر قابل پیش بینی باشد بدون اینکه نامنظم و باور نکردنی باشد. تنظیمات شما باید قانع کننده باشد. شرط بندی شما باید مهم باشد. باید لحظات cliffhanger وجود داشته باشد (اما نه بیش از حد). باید نزاع و استراحت، قله و دره وجود داشته باشد. باید چیزی وجود داشته باشد که خواننده را در حالی که در محل کار است، می جود یا انها را وسوسه می کند تا صفحه را پیش ببرند. داستان شما چه کاری انجام می دهد که علاقه خواننده را جلب می کند؟ هیچ چیز? اوه اوه... درمان اگر در مورد انچه در کتاب شما اتفاق می افتد 100٪ پرشور نیستید، ان را کنار بگذارید. یکی دیگه رو شروع کن گاهی اوقات، نویسندگان ایده خوبی دارند، اما برای انها روشن نیست یا به طور کامل جذب می شود. به هر دلیلی، انها تصمیم گرفته اند "من واقعا می خواهم این کار را انجام دهم." بله، خواندن یک کتاب کار سختی است، اما این نباید تمام ان باشد. در اوایل موضع سختی با خودتان داشته باشید - چه چیزی در مورد داستان شما باعث می شود خواننده نیاز به خواندن داشته باشد؟ 4. نوشتن ضعیف است گاهی اوقات، یک سبک خاص با یک خواننده شوخی نمی کند. به همین دلیل مفید است که ژانر خود را با مخاطبان هدف گسترده ای که ممکن است هماهنگ کنید و اشنایی با چند شگفتی را فلفل بزنید. با این حال، مراقب باشید که یک صدای توسعه نیافته را با سبکی که "فقط برای همه جذاب نیست" ترکیب نکنید. اگر شما یک داستان شگفت انگیز دارید، ان را به ان داستان مدیون هستید تا هنر خود را به خوبی تنظیم کنید. در کلاس ها شرکت کنید، کتاب هایی در مورد نوشتن بخوانید، کتاب هایی را بخوانید که در مورد نوشتن نیستند، یک ویرایشگر استخدام کنید، مقادیر زیادی از ژل غذا / نوشیدنی / حمام مورد علاقه خود را در ازای بازخورد خریداری کنید. تا زمانی که ویرایش و ویرایش مجدد و داشتن شخص دیگری ویرایش کتاب خود را انجام دهید، از ان خسته خواهید شد. و در ان نقطه؟ احتمالا هنوز کارتان تمام نشده است. درست است، زمان هایی وجود دارد که نوشتن ضعیف توسط بازاریابی خوب (ما به شما نگاه می کنیم، دن براون) یا جذابیت جنسی (پنجاه سایه و همکاران) لغو می شود، اما شانس زیادی وجود دارد که این اتفاق می افتد. تکیه بر شانس استراتژی خوبی نیست. 5. انتظارات گمراه کننده گاهی اوقات، خواننده شما کتاب شما را باز می کند و متوجه می شود که این چیزی نیست که انها انتظار داشتند. نکته اینجاست که اگر انها هرگز ان را انتخاب نکرده بودند، شما خوب بودید، اما اکنون شما یک ضد طرفدار عصبانی دارید که مشتاق است این کلمه را در مورد اینکه چقدر ناامید کننده کار شما را پیدا کرده است، گسترش دهد. انها نه تنها زود تسلیم شدند، بلکه خوانندگان هدف شما را تشویق می کنند که حتی زحمت نکشند. برای مطالعه بیشتر در مورد این 5 راهکار متن انگلیسی آن را در اینجا مطالعه کنید

تندخوانی

چند راهکار برای اینکه کتابها تمام شوند

شما کتاب ها را شروع می کنید و هرگز انها را تمام نمی کنید. این چیزی است که شما باید انجام دهید امروز شروع شده است. شما متعهد شده اید که عادت به خواندن را توسعه دهید. شما یک کتاب را انتخاب می کنید و شروع می کنید. روز بعد کمی سخت تر است، اما شما هر ذره از قدرت اراده ای را که باقی مانده است جمع اوری می کنید و یک بار دیگر کتاب را انتخاب می کنید. روز سوم می گذرد و شما حتی متوجه نمی شوید. شما مجبور بودید تا دیر کار کنید و ترافیک هر روح خواندن کمی را که داشتید خرد کرد. در روز چهارم، شما به یاد نمی اورید که کتاب خود را کجا گذاشته اید. فردا پیداش میکنی در نهایت، در روز پنجم، تعهد خود را به یاد می اورید و سعی می کنید کتاب خود را ادامه دهید، اما حقیقت این است که شما احساس نمی کنید که این یکی را بخوانید. پس یه کتاب دیگه پیدا می کنی و شروع می کنی... وقتی متوجه می شوید، 13 کتاب را شروع کرده اید. و هر کتاب در حدود 17 تا 30 صفحه رها شد. شما اخرین باری که یک کتاب را تمام کردید را به یاد نمی اورید. شما تنها کسی نیستید که ده ها کتاب را شروع کرده و هرگز انها را تمام نکرده اید. این پدیده فقط نشانه ای از یک مشکل عمیق تر است: انسان ها به راحتی خسته می شوند. درخشش یک کتاب جدید ما را برای مدت زمان بسیار کوتاهی جذب می کند. وقتی همه چیز اشنا می شود، ناراحت می شویم. ما به سرعت به دنبال چیز دیگری برای گرفتن چشم ما و براورده که ولع از تازگی ما فقط نمی تواند خلاص شدن از شر. من هیچ مخالفتی با خواندن چندین کتاب همزمان ندارم. در واقع، این ترجیح من است. لیست "در حال حاضر خواندن" برای شما ممکن است حدود 5 کتاب باشد. چرا? چون تمام کردن هر کدام مدتی طول میکشد، و نمیخواهیم هر لحظه را صرف خواندن یک چیز کنیم. من دوست دارم انتخاب های مختلفی داشته باشم. گاهی اوقات می خواهم علم بخوانم و گاهی اوقات می خواهم در یک رمان محو شوم. من ممکن است انرژی برای تفکر در مورد ایده های عمیق داشته باشم یا ممکن است فقط بخواهم با خواندن اسان استراحت کنم. خواندن چند کتاب به طور همزمان مشکل نیست. مشکل تکانشگری ماست. هنگامی که ما در مورد یک کتاب هیجان زده می شویم، استقامت می کنیم، اما به محض اینکه مقاومت می کنیم، تسلیم می شویم. چه کاری می توانید برای مقابله با مشکل "هزار کتاب شروع شده" انجام دهید؟ در اینجا شش ایده وجود دارد که می تواند به شما کمک کند. 1) تنوع: گیج نشدی؟» این رایج ترین سوالی است که من می گویم دوست دارم چندین کتاب را در یک زمان بخوانم. به نظر من این سوال کمی عجیب است. با این حال، اگر خواندن چندین کتاب در یک زمان گیج کننده باشد، انچه شما از دست می دهید احتمالا تنوع است. اگر همزمان دو (یا چند کتاب) می خوانید، سعی کنید از تم ها یا ژانرهایی که بیش از حد مشابه هستند اجتناب کنید. سعی کنید خواندن یک رمان کلاسیک و یک کتاب معاصر در مورد پدر و مادر، به عنوان مثال؛ شما شاید بتوانید یک بیوگرافی و چیزی را بخوانید که به شما کمک می کند تا مهارت های خود را برای کار ایجاد کنید. مواردی وجود خواهد داشت که در ان شما در خلق و خوی خواندن یک ژانر خاص نخواهید بود. اگر کتاب های شما بیش از حد شبیه هستند، شما در خلق و خوی خواندن نیز نخواهید بود و ساده ترین کار این است که کتاب دیگری را شروع کنید که هرگز به پایان نخواهید برد. یا بدتر از ان، ساده ترین کار این است که اصلا بخوانید. 2) محدودیت ها: شاید شما هم مثل من تصمیم گرفته باشید: خواندن چندین کتاب در یک زمان کار شماست. عالی. اما این بدان معنی است که شما باید بدانید که کدام کتاب ها در حال حاضر در حال خواندن هستند. شما نمی توانید هر کتابی را که با کنجکاوی نگاه می کنید به لیست خود اضافه کنید. شاید شما چند صفحه را کم کرده اید و تصمیم گرفته اید که در حال حاضر نمی خواهید ان کتاب را بخوانید. مشکلی نیست. من یک کتاب را در لیست "در حال حاضر خواندن" اضافه نمی کنم تا زمانی که حداقل صفحه 50 رسیده ام. (چند استثنا وجود دارد: یک کتاب بسیار کوتاه، کتابی که می دانم باید برای کار بخوانم، کتابی که از صفحات اول کاملا دوست داشتم.) برای جلوگیری از تله شروع ده ها کتاب و هرگز به پایان رساندن انها، باید محدودیتی برای خودتان ایجاد کنید. چند کتاب را می توانید بدون نادیده گرفتن بقیه بخوانید؟ محدودیت من 5 یا 6 است. اگر تازه شروع به ایجاد عادت خواندن کرده اید، توصیه می کنم از 3 فراتر نروید. جلوگیری از شروع یک کتاب دیگر قبل از اینکه بقیه را با استفاده از یک ابزار مانند Goodreads به پایان برسانید. یا شاید یک لیست در دفتر خاطرات خود و یا یک یادداشت در تلفن شما. انچه شما نیاز دارید یک یاداوری بصری است که کتاب هایی که در حال حاضر می خوانید برای جلوگیری از تعهد به هر چیز دیگری قبل از پایان دادن به شما است. 3) رها کنید: حتی اگر یک کتاب را به لیست "در حال خواندن" خود اضافه کنید، هیچ تعهدی برای پایان دادن به ان ندارید. هیچ اسلحه ای روی سرت نیست هیچ پلیس کتابی وجود ندارد که اماده تحقیر شما باشد زیرا شما یک خواننده وحشتناک هستید. اگر خواندن یک کتاب بیشتر به یک کار سخت تبدیل شده است تا یک لذت، احتمالا باید ان را رها کنید. در این مقاله توضیح می دهم که چرا. 4) زمینه: یک استراتژی مفید برای حرکت به جلو با هر خواندن بدون غفلت از دیگران، داشتن یک زمینه خاص است که در ان شما بر روی هر کتاب تمرکز می کنید. به عنوان مثال، شما می توانید (1) یک کتاب برای خواندن قبل از رفتن به رختخواب، (2) یک کتاب برای خواندن زمانی که شما بیرون هستید، (3) یک کتاب برای خواندن در حالی که شما در توالت هستید، (4) یک کتاب صوتی برای خواندن در هنگام پخت و پز یا رانندگی ... غیره. کلید این است که تصمیم بگیرید کدام کتاب را در یک لحظه خاص بخوانید. البته، این بدان معنا نیست که اگر شما واقعا به طرح یک رمان هستید، خواندن ان در خارج از تخت خود ممنوع است. چیزی که ما می خواهیم این است که ساختاری داشته باشیم که به ما کمک کند بدون اینکه کتابی را پشت سر بگذاریم، به جلو حرکت کنیم. اگر در یک زمینه خاص شما واقعا در خلق و خوی برای ادامه با یک کتاب متفاوت از لیست خود را، که خوب است. باز هم، پلیس کتاب نمی اید و شما را می گیرد. ابزار زمینه به سادگی به شما کمک می کند که مجبور نباشید در مورد اینکه چه چیزی و چه زمانی می خوانید فکر کنید. اختصاص دادن کتاب ها از قبل برخی از مقاومت ها را از بین می برد. به این ترتیب، هنگامی که به رختخواب می روید، به جای پیمایش در رسانه های اجتماعی، می توانید به سادگی کتابی را که در حال حاضر در میز خواب شما قرار دارد انتخاب کنید و چند دقیقه را صرف خواندن کنید. اگر در اتاق انتظار هستید، به جای اینکه یک مجله قدیمی را بردارید، می توانید کتابی را که در کیف شما وجود دارد، بگیرید. اختصاص دادن یک زمینه در موارد خاص بسیار منطقی است. اگر در حال خواندن یک کتاب نسبتا سنگین هستید که می خواهید در مورد ان یادداشت برداری کنید، منطقی ترین چیز این است که قبل از خواب ان را در رختخواب نخوانید. برای این کار، شما یک کتاب سبک تر را ترجیح می دهید که به شما کمک می کند تا ارام شوید. از بین بردن تمام مقاومت هایی که می توانید انجام دهید بسیار مهم است. نشستن برای خواندن در دسترس ترین گزینه خود را. اگر می خواهید در تلفن خود بخوانید، برنامه Kindle را در یک پوشه پنهان نداشته باشید در حالی که فیس بوک در صفحه اصلی شما است. اگر می خواهید قبل از خواب مطالعه کنید، تلفن (و تلویزیون) خود را از اتاق خارج کنید. همیشه یک کتاب در دست بر روی میز خواب خود داشته باشید، همراه با هر چیز دیگری که برای لذت بردن از جلسه خواندن خود بدون وقفه نیاز دارید. 5) روال: اگر تازه شروع به عادت خواندن کرده اید، نمی توانید به نیت خوب خود اعتماد کنید. باور کن زیاد دووم نمیان کاری که باید انجام دهید این است که برنامه ریزی کنید. یک یا دو لحظه خواندن را در طول روز تنظیم کنید. لازم نیست خیلی طولانی باشند. 15 دقیقه برای شروع کافی است. انها را در تقویم خود قرار دهید و انها را مانند یک جلسه کاری بچسبانید. ایا می خواهید کتاب های بیشتری بخوانید؟ یک کرونومتر دریافت کنید بهترین توصیه من یک توصیه بسیار ساده است. 6) استقامت: روزهایی وجود خواهد داشت که شما دوست ندارید چیزی بخوانید. نه از کتاب های شما و نه هیچ چیز دیگری. این طبیعیه این اتفاق برای همه خوانندگان می افتد، حتی کسانی که سالانه 50 کتاب می خوانند. تفاوت این است که خوانندگان خوب اجازه نمی دهند بی تفاوتی مانع از استقامت انها شود. به همین دلیل خوب است که یک هدف روزانه متوسط (15 دقیقه در روز به جای یک ساعت) تعیین کنید. به این ترتیب، در روزهای خوب خود، زمانی که شما با تشویق پر می شوید و وقت ازاد کافی دارید، می توانید بدون مشکل به هدف خود برسید و حتی خیلی بیشتر بخوانید. از سوی دیگر، هنگامی که شما یک روز بد داشته اید و بدون اینکه قادر به خواندن یک نامه باشید، پانزده دقیقه (یا شاید پنج؟) قبل از رفتن به خواب، چیزی بیش از حد سخت نخواهد بود. شاید شما در دو روز، دو ماه یا حتی دو سال به اهداف خواندن خود نرسیده اید. خب، این در گذشته است. اجازه ندهید دلسردی شما را از بازگشت به نظم و انضباط و لذت خواندن باز دارد. هیچ چیز باقی مانده است به انجام اما به گرد و غبار کردن و حرکت در؛ هیچ راه دیگه ای وجود نداره به یاد داشته باشید، خواندن یک دقیقه امروز بهتر از خواندن چیزی نیست. 7. در کلاس تندخوانی شرکت کنید. آهسته خواندن، مهمترین دلیل برای تمام نشدن کتابهاست. وقتی کتابی را در زمان کمی میخوانید، طبیعتا علاقه مند میشوید تا کتاب را تمام کنید. اساسا تمام کردن کتاب کار مهمی به نظر نمیرسد. چون یک کتاب در زمان مشخص خودش تمام میشود. شما طبق برنامه رفتاری روزتان پیش میروید و دیگر نیاز نیست استرس کارهای بعدی خود را داشته باشید. در کلاسهای تندخوانی دکتر جهانپور، اهمیت زیادی به این داده میشود که دانش آموزان باید الزاما روزانه حد اقل دوساعت خالی برای استراحت خودشان داشته باشند. نداشتن استراحت روزانه و تایم خالی ممکن است در رشد نوجوانان تاثیر منفی بگذارد. اینکه انها مدام کتاب میخوانند و کتاب میخوانند و کتاب میخوانند اصلا چیز خوبی نیست. کتاب باید در زمان مشخصی تمام شود و افراد به کارهای دیگر خودشان برسند. اگر قصد دارد در طول روز استراحت کند، بخوابد، ورزش کند یا با دوستانش وقت بگذراند، نباید این حق از او سلب شود. بلکه او میتواند با بالابردن کیفیت خواندن، هم سرعت کتاب خواندن خودش را بالا ببرد و هم اینکه در پایان، از خواندن راضی باشد. یعنی نیازی نباشد کتاب را دباره بخواند.

تندخوانی

خلاصه و نتیجه گیری

اینکه کتابها تمام نمیشوند یا بعد از تمام شدن، مجبوریم دباره انها را بخوانیم، یک مشکل جدی است. نداشتن استراحت کافی، استرس و کلافگی از جمله عوارض شایع در اینگونه افراد است. در صورتی که بخواهیم یک دوره تندخوانی شرکت کنیم، غیر ازینکه سرعت خود را افزایش میدهیم، می توانیم با سرزنشهای درونی که با آنها روبرو هستیم مقابله کنیم. میتوانیم در مقابل دوستانمان خودی نشان دهیم و در رقابتهای مختلف، موفق بیرون بیاییم. تندخوان شدن به ما کمک میکند تا کتابها را در یک نظم مشخص بخوانیم و خودمان را برای آزمونهای بعدی آماده کنیم.

در مورد این متن سوالی دارید؟ اینجا بنویسید.