حواس پرتی عاطفی

عنوان مقاله: حواس پرتی عاطفی توسط برانگیختگی عاطفی در حین توجه بصری: مطالعه مقایسه ای با بزرگسالان جوان و مسن | پردازش شناختی | پیوند طبیعت Springer سال نشر: 2026 محرک های عاطفی/هیجانی نامربوط برای یک کار شناختی معین می تواند در توجه بصری اختلال ایجاد کند. برخی از مطالعات نشان می‌دهند که محرک‌های تحریک‌کننده…

توسط

عنوان مقاله: حواس پرتی عاطفی توسط برانگیختگی عاطفی در حین توجه بصری: مطالعه مقایسه ای با بزرگسالان جوان و مسن | پردازش شناختی | پیوند طبیعت Springer

سال نشر: 2026


محرک های عاطفی/هیجانی نامربوط برای یک کار شناختی معین می تواند در توجه بصری اختلال ایجاد کند. برخی از مطالعات نشان می‌دهند که محرک‌های تحریک‌کننده عاطفی می‌توانند ناخواسته توجه را منحرف کنند و به عنوان منابع حواس‌پرتی عمل کنند. تداخل برانگیختگی (برانگیختگی زیاد در مقابل انگیختگی کم در مقابل / خنثی) از طریق اقدامات رفتاری، به‌ویژه زمان‌های پاسخ و میزان خطای پاسخ مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد که برانگیختگی توجه را در گروه‌های سنی متفاوت تعدیل می‌کند. افراد مسن‌تر در حضور محرک‌های کم‌انگیختگی اثر تسهیل‌کننده‌ای نشان دادند و عملکرد شناختی آن‌ها را در مقایسه با محرک‌های برانگیختگی بالا و خنثی بهبود بخشید. در مقایسه،هیچ اثر قابل توجهی از برانگیختگی بر عملکرد شناختی در بزرگسالان جوان مشاهده نشد. این یافته‌ها نقش متفاوت برانگیختگی عاطفی را در عملکرد توجه در طول عمر برجسته می‌کند، به ویژه تأثیر تسهیل‌کننده آن در سنین بالاتر، و بر ارتباط در نظر گرفتن برانگیختگی هنگام توسعه استراتژی‌هایی برای حمایت از عملکرد شناختی در پیری سالم تأکید می‌کند.

مقدمه

مطالعه عواملی که حواس‌پرتی را در حین توجه بصری متمرکز افزایش می‌دهند، یک زمینه تحقیقاتی فعال است. نظریه‌های توجه بصری نشان می‌دهند که عوامل برون‌زا، مانند محرک‌های برجسته، غیرمنتظره و بی‌ربط با کار، می‌توانند با عملکرد در وظایف توجه بصری تداخل کنند، در حالی که عوامل درون‌زا، مانند سطح توجه درونی، نیز نقش مهمی دارند (بک و لاوی 2005 ؛ کوربتا و شولمن 2002 ). علاوه بر این، به نظر می‌رسد محرک‌های عاطفی یا مملو از عاطفه که به یک کار شناختی معین نامربوط هستند، با توجه بصری تداخل می‌کنند و به طور بالقوه به‌عنوان حواس‌پرتی برجسته عمل می‌کنند (Heim et al. 2013 ; Ihssen et al. 2007 ).

تحقیقات در حوزه بصری تک وجهی نشان داده است که تصاویر حواس پرتی عاطفی با برانگیختگی بالا (مانند صحنه های وابسته به عشق شهوانی یا مثله کردن) می توانند وظایف توجه بصری را بیشتر از تصاویر خنثی (مثلاً گل ها) مختل کنند (Heim et al. 2013 ; Ihssen et al. 2007 ). این یافته‌ها منعکس‌کننده پتانسیل آن‌ها از چنین محرک‌هایی برای سیگنال دادن به رویدادهای تهدیدکننده و/یا پاداش است که می‌تواند به طور خودکار منابع توجه را به خود جلب کند.

یافته‌های تکمیلی در مطالعات میان‌وجهی، مانند آن‌هایی که در حوزه دیداری-شنیداری هستند، همچنین نشان می‌دهند که صداهای پرتحرک احساسی با برانگیختگی بالا نیز ممکن است توجه بصری را مختل کند (Heim et al . 2019 ) . این یافته‌های ترکیبی نیاز به جداسازی بهتر مشارکت‌های خاص برانگیختگی و ظرفیت برای مطالعه حواس‌پرتی را برجسته می‌کنند.

اثر مشترک/تعاملی انگیختگی ظرفیتی بر حواس پرتی توجه در مطالعات قبلی آزمایش شده است و گزارش می‌دهد که محرک‌های حواس‌پرتی مثبت و منفی با برانگیختگی بالا در مقایسه با محرک‌های خنثی عاطفی، عملکرد توجه بصری را تا حد بیشتری مختل می‌کنند (به عنوان مثال، هیم و همکاران 2013 ؛ ایهسن و همکاران 2007 ). این یافته‌ها اگرچه مرتبط و تأثیرگذار هستند، می‌توانند جداسازی تأثیرات خاص برانگیختگی بر حواس پرتی از ظرفیت ظرفیت را تا حدودی دشوار کنند (چان و سینگال 2015 ؛ هیم و همکاران 2013 ؛ ایهسن و همکاران 2007 ).

بنابراین، مطالعه ما رویکرد هدفمندتری را با دستکاری مستقل سطوح برانگیختگی در همان دسته ظرفیت (مثبت) اتخاذ می‌کند. هدف اصلی مطالعه حاضر بررسی چگونگی تأثیر محرک های هیجانی بر توجه بصری تحت سه شرایط متمایز است: ظرفیت انگیختگی بالا/ ظرفیت مثبت، برانگیختگی کم/ ظرفیت مثبت و شرایط خنثی، به دنبال روش انوری و همکاران ( 2023 ).

یک هدف ثانویه بررسی این است که چگونه این اثرات بین بزرگسالان جوان و مسن متفاوت است. سالمندی با طیفی از تغییرات شناختی، از جمله تغییر در توجه و توانایی مدیریت محرک های رقابتی در محیط مرتبط است. تحقیقات نشان داده است که افراد مسن اغلب کاهش توانایی خود را برای حفظ تمرکز بر روی وظایف و مقاومت در برابر حواس پرتی از اطلاعات حسی نامربوط تجربه می کنند (Commodari و Guarnera 2008 ؛ Lee et al. 2018 ; Leiva et al. 2015 ، 2021 ؛ Parmentier and Andrés .). این مشکلات ممکن است ناشی از تغییرات مرتبط با سن در فرآیندهای کنترل اجرایی، مانند کنترل بازدارنده باشد، که برای فیلتر کردن حواس‌پرتی‌ها و اولویت‌بندی اطلاعات مرتبط با وظایف حیاتی است. علاوه بر این، محرک‌های عاطفی به‌ویژه آن‌هایی که بسیار برانگیخته‌کننده هستند، به‌طور مؤثرتری نسبت به محرک‌های خنثی توجه را به خود جلب می‌کنند و به طور بالقوه چالش‌های بیشتری را برای افراد مسن در محیط‌های سرشار از حواس‌پرتی عاطفی ایجاد می‌کنند (Gallant et al. 2020) .). با توجه به این ملاحظات، هدف ما بررسی تأثیر محرک‌های حواس‌پرتی برانگیزاننده عاطفی بر عملکرد توجه بصری همزمان در پیری سالم است. یک فرضیه این است که افراد مسن سالم، در مقایسه با بزرگسالان جوان، اثر حواس‌پرتی بارزتری را نشان می‌دهند که توسط محرک‌های تحریک‌کننده عاطفی نامربوط ایجاد می‌شود. این فرضیه مبتنی بر شواهد قبلی است مبنی بر اینکه افراد مسن ممکن است در مقاومت در برابر حواس‌پرتی از محرک‌های هیجانی با برانگیختگی بالا در طول انجام وظایف شناختی مشکل بیشتری داشته باشند (Gallant و همکاران 2020 )، احتمالاً به دلیل اثرات ترکیبی کاهش کنترل بازدارنده و ویژگی‌های جلب توجه قوی چنین محرک‌هایی.

در عین حال، به نظر می رسد که پردازش عاطفی در افراد مسن از الگوهای منحصر به فردی پیروی می کند. تئوری «اثر مثبت» بیان می‌کند که افراد مسن بیشتر به احتمال زیاد بر روی اطلاعات هیجانی کم‌انگیختگی/مثبت به‌عنوان وسیله‌ای برای افزایش بهزیستی عاطفی تمرکز کرده و پردازش می‌کنند (Backs et al. 2005 ; Dolcos et al. 2014 ; Kappes et al . 2017 ; Kensinger St.). این نشان می‌دهد که ظرفیت عاطفی و برانگیختگی ممکن است با فرآیندهای توجه در بزرگسالان مسن‌تر در مقایسه با بزرگسالان جوان‌تر تعامل متفاوتی داشته باشد، که به طور بالقوه منجر به الگوهای متمایز حواس‌پرتی و عملکرد کار می‌شود. بنابراین، یک فرضیه جایگزین برای در نظر گرفتن این است که محرک‌های انگیختگی/مثبت کم ممکن است در مقایسه با محرک‌های برانگیختگی بالا و حواس‌پرتی خنثی در پیری، به میزان کمتری در توجه اختلال ایجاد کنند. تمرکز انتخابی بر محرک‌های کم برانگیختگی ممکن است یک محیط شناختی آرام‌بخش ایجاد کند، در نتیجه توجه را افزایش داده و عملکرد کار را تسهیل می‌کند (Backs et al. 2005 ؛ Dolcos et al. 2014 ; Kappes et al. 2017 ; Kensinger 2008 ; Streubel and Kunzman2 .

به طور کلی، این مطالعه با هدف (1) جداسازی اثر برانگیختگی عاطفی بر حواس پرتی با کنترل ظرفیت، و (2) بررسی نحوه تعامل این اثرات با تفاوت‌های مربوط به سن در کنترل شناختی است. ما فرض می‌کنیم که محرک‌های مثبت با برانگیختگی بالا بیشتر از محرک‌های کم برانگیخته یا خنثی، به ویژه در افراد مسن‌تر، توجه را مختل می‌کنند، در حالی که محرک‌های مثبت کم برانگیختگی ممکن است اثرات کمتر یا مفیدی بر توجه داشته باشند. با آزمایش این فرضیه ها، این مطالعه به درک ما از رابطه پیچیده بین برانگیختگی عاطفی و توجه در پیری کمک می کند. یافته ها می تواند پیامدهای مهمی برای توسعه مداخلات با هدف بهبود عملکرد شناختی در بزرگسالان جوان و مسن تر، به ویژه در محیط های غنی از محرک های عاطفی داشته باشد.


دیدگاه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

CAPTCHA ImageChange Image