عنوان مقاله: پیش بینی عملکرد حافظه ذهنی در بزرگسالان جوان
- نویسندگان: کسابی استر ،
- فانی مرسدس کواچ و
- مارتا ولوسین
- سال نشر: 2026
- لینک مقاله: https://link.springer.com/article/10.1186/s12888-025-06568-y
سال نشر: 2026
مقدمه
حافظه ذهنی به این صورت تعریف می شود که شخص چگونه احساس می کند، فکر می کند یا حافظه خود را تفسیر می کند [ 1 ، 2 ]. این دانش جنبه های مختلفی مانند دانش واقعی در مورد وظایف، استراتژی های حافظه و باورهای افراد در مورد توانایی های حافظه خود را در بر می گیرد. نقاط قوت و ضعف درک شده در حافظه روزمره آنها [ 3 ، 4 ]. این مواد در هدایت فرآیندهای حافظه در تصمیم گیری کلی ضروری هستند [ 3 ، 5]. شکایات ذهنی حافظه در درجه اول در افراد مسن از نظر شناختی عادی یا بیماران مبتلا به زوال عقل یا سایر اختلالات عصبی مرتبط است، اما شکایات ذهنی حافظه نیز به طور فزاینده ای در میان بزرگسالان جوان رایج است. بررسی عملکرد حافظه خود ادراک شده، کمبود حافظه یا استفاده از استراتژی در بزرگسالان جوان ممکن است بینش عمیق تری نسبت به راهبردهای یادگیری، حل مسئله یا عملکرد در محل کار یا مدرسه و خودکارآمدی کلی آنها ارائه دهد [ 6 ]. بنابراین، هدف پژوهش حاضر بررسی عوامل مؤثر بر عملکرد ذهنی حافظه مانند عملکرد شناختی عینی، خلق، بهزیستی و کیفیت خواب در بزرگسالان جوان است.
چند مطالعه بر روی عملکرد ذهنی حافظه در جمعیت جوان متمرکز شدند و این مطالعات نتایج متفاوتی را نشان دادند. برخی از آنها نتوانستند ارتباطی بین شکایات ذهنی حافظه و عملکرد عینی در مورد حافظه اپیزودیک [ 6 ] و اجزای کلامی، بصری و فضایی حافظه کاری بیابند [ 7 ]. برخلاف این یافتهها، Unworth و همکارانش نشان دادند که وظایف توانایی شناختی، به ویژه کنترل توجه، شکایات ذهنی حافظه و نارساییهای شناختی را پیشبینی میکنند که میتواند تواناییهای تحصیلی و هوش عمومی را نیز پیشبینی کند [ 8 ]. این نتیجه یافتههای قبلی را تأیید میکند که افراد با کنترل شناختی بالا، نارساییهای حافظه کمتری را تجربه کردند [ 9 ، 10]]. در راستای این نتایج، Crespo-Sanmiguel و همکاران دریافتند که شکایات ذهنی حافظه مربوط به عملکرد حافظه اپیزودیک است، با این حال، این رابطه منفی تنها در شرکتکنندگان با روان رنجورخویی بالاتر ظاهر میشود [ 11 ].
روان رنجوری با ویژگی های عاطفی مانند اضطراب و افسردگی مرتبط است [ 12 ]. بر اساس ادبیات قبلی، این حالات عاطفی منفی به شدت بر عملکرد حافظه ذهنی در تمام فواصل سنی تأثیر می گذارد [ 13 ]. مطالعات با بزرگسالان جوان [ 4 ، 14 ، 15 ] ارتباطی بین عملکرد ذهنی حافظه و عاطفه منفی (افسردگی و اضطراب) را نشان داد که مبنای تئوری کنترل توجه آیزنک است که سطح بالاتری از احساسات منفی تمرکز توجه را کاهش میدهد و منجر به شکایات ذهنی بیشتر حافظه میشود [ 16 ، 17 ]. استفاده از پرسشنامه حافظه چند عاملی (MMQ) [ 18]، افسردگی و اضطراب با عملکرد ذهنی حافظه بسته به سن ارتباط متفاوتی داشتند. در حالی که افسردگی صرف نظر از سن، رضایت از حافظه را پیش بینی می کرد، تنها در افراد مسن با توانایی خود ارزیابی مرتبط بود. از سوی دیگر، اضطراب رضایت خاطر و توانایی حافظه خود ارزیابی را در بزرگسالان جوان و مسن پیشبینی کرد [ 19 ]. علاوه بر این، شدت مشکلات ذهنی حافظه نه تنها با وضعیت عاطفی بلکه با بهزیستی نیز ارتباط قوی دارد [ 6 ، 20 ، 21 ].
علاوه بر عملکرد شناختی و خلق و خوی عینی، کیفیت خواب نیز عامل مهمی است که به عملکرد ذهنی حافظه کمک می کند [ 19 ]. خواب ناکافی در بزرگسالان جوان به دلیل تغییرات بیولوژیکی (مانند ریتم شبانه روزی)، چالش های روانی-اجتماعی (به عنوان مثال، الزامات تحصیلی، روابط اجتماعی) یا استفاده از رسانه های الکتریکی رایج است [ 22 ]. مطالعه اخیر توسط د زامبوتی و همکارانش گزارش کرد که شیوع خواب ناکافی (مانند مدت زمان کوتاه خواب، بی خوابی، مشکلات در به خواب رفتن، ماندن در خواب) در نوجوانان و بزرگسالان جوان بین 4 تا 39 درصد است [ 23].]. خواب سالم برای عملکردهای شناختی و تنظیم هیجان ضروری است، بنابراین کیفیت خواب ضعیف ممکن است به تغییر عملکرد شناختی و اختلالات عاطفی کمک کند [ 24 ، 25 ].
مطالعات قبلی در مورد کیفیت خواب ذهنی و عملکرد شناختی به یافته های بحث انگیزی منجر شده است. برخی از مطالعات رابطه ای بین کیفیت خواب و توجه، عملکرد اجرایی [ 24 ]، یا تصمیم گیری [ 26 ] پیدا کردند، در حالی که برخی دیگر عدم ارتباط بین کیفیت خواب و عملکردهای شناختی را پیشنهاد کردند [ 27 ، 28]]. ذکر این نکته ضروری است که این مطالعات عملکرد شناختی عینی را مورد بررسی قرار دادند و نه حافظه ذهنی. تا آنجا که ما می دانیم، دو مطالعه تاکنون تأثیر کیفیت خواب و مدت خواب را بر عملکرد ذهنی حافظه با استفاده از MMQ در بزرگسالان جوان بررسی کرده اند. مطالعه لینگ و همکارانش ارتباطی بین علائم بی خوابی اما نه مدت خواب عینی و عملکرد حافظه خود ادراک شده نشان داد. شرکت کنندگان مبتلا به بی خوابی کمتر از عملکرد حافظه ذهنی خود رضایت داشتند که نشان می دهد محدودیت خواب بر حافظه ذهنی درک شده تأثیر می گذارد [ 29 ]. علاوه بر این، رکرز و همکارانش نشان دادند که خواب ناکافی رضایت خاطر را در بزرگسالان میانسال و توانایی حافظه خود ارزیابی را در بزرگسالان جوان و میانسال پیشبینی میکند [ 19].].
با توجه به تعداد کم مطالعات با یافته های بحث برانگیز در بزرگسالان جوان، مطالعه حاضر با هدف بررسی عوامل بالقوه کمک کننده شکایات ذهنی حافظه در بزرگسالان جوان مانند عملکرد شناختی عینی، حالت عاطفی منفی، بهزیستی و کیفیت خواب ذهنی انجام شد. از آنجایی که اکثریت قریب به اتفاق مطالعات ارائه شده در بالا، رابطه بین این ساختارها و عملکردهای ذهنی حافظه را به طور جداگانه بررسی کردند (اما به [ 19 ] مراجعه کنید)، در مورد اثر افزایشی این عوامل کمتر شناخته شده است. به منظور بررسی این سوال، ما از مدل های رگرسیون خطی سلسله مراتبی استفاده کردیم که اجازه می دهد مجموعه هایی از پیش بینی ها را به صورت متوالی اضافه کنیم [ 30]]. متغیرهای نتیجه، خرده مقیاسهای MMQ بودند و متغیرهای پیشبینیکننده بالقوه در سه سطح اضافه شدند. در سطح اول، عملکرد عینی لحاظ شد، زیرا جنبههای متعددی دارد و میتوان آن را رایجترین عامل مطالعه شده در ارتباط با حافظه ذهنی دانست. در سطح دوم، متغیرهای عاطفی را اضافه کردیم که اغلب در زمینه فراحافظه نیز بررسی می شوند. در نهایت، متغیرهای مرتبط با خواب اضافه شدند زیرا تنها چند مطالعه ارتباط بین خواب و عملکرد ذهنی حافظه را هدف قرار دادند.
ما فرض کردیم که عملکرد ذهنی حافظه بیشتر توسط حالت عاطفی منفی [ 4 ، 14 ، 15 ، 19 ]، بهزیستی [ 20 ، 21 ] و کیفیت خواب ذهنی [ 19 ، 29 ] تعیین می شود تا عملکرد شناختی عینی به طور کلی [ 7 ، 8 ]. متناوبا، ما همچنین انتظار داریم که اگر ارتباطی با هر یک از وظایف هدف وجود داشته باشد، در وظایف اندازه گیری عملکرد اجرایی وجود داشته باشد [ 8 ، 9 ، 10 ].
\بحث
هدف از مطالعه حاضر بررسی عوامل مؤثر بر شکایات ذهنی حافظه در بزرگسالان جوان بود. نتایج ما نشان داد که رضایت از عملکرد حافظه (زیره مقیاس رضایت MMQ) با افسردگی، بی خوابی و کیفیت خواب ذهنی همبستگی منفی نشان داد. افسردگی ارزش پیشبینیکننده معناداری بر رضایت حافظه داشت. با این حال، با وارد شدن متغیرهای مرتبط با خواب در مدل ناپدید شد، که نشان میدهد پارامترهای خواب مانند بیخوابی و کیفیت خواب ذهنی تأثیر افسردگی را تضعیف میکنند. ما نتوانستیم رابطه ای بین عملکرد شناختی عینی و رضایت حافظه پیدا کنیم. MMQ- خرده مقیاس توانایی که فراوانی اغلب مشکلات حافظه رایج را ارزیابی میکند، با عملکرد شناختی عینی همبستگی نداشت، اما با افسردگی ارتباط منفی داشت.استفاده از استراتژی بیرونی (مقیاس خرده مقیاس استراتژی خارجی MMQ) هیچ ارتباطی با افسردگی، اضطراب، عملکرد عینی یا هیچ یک از متغیرهای مرتبط با خواب نشان نداد. در مقابل، استفاده از استراتژی داخلی (مقیاس زیرمقیاس استراتژی داخلی MMQ) رابطه معنی داری را با وظیفه روانی نامه و اضطراب نشان داد، که نشان می دهد کارکردهای اجرایی و سطح اضطراب استفاده از استراتژی داخلی را پیش بینی می کند.
ما نشان دادیم که علائم افسردگی با رضایت حافظه و فراوانی مشکلات حافظه مرتبط است، که نشان میدهد افراد با سطح افسردگی بالاتر از عملکرد حافظه کمتر رضایت دارند و شکایات حافظه بیشتری را نشان میدهند. این نتایج با آن مطالعات قبلی که ارتباط منفی بین عاطفه منفی و شکایات ذهنی حافظه را در بزرگسالان جوان نشان دادند مطابقت داشت [ 4 ، 14 ، 15 ، 19 ]. مطالعه ای که توسط جنسن و همکارانش با استفاده از MMQ انجام شد، رابطه منفی بین افسردگی، رضایت از حافظه و توانایی را در بزرگسالان جوان نشان داد، در حالی که راهبردهای بیرونی و درونی ارتباط مثبتی با نمرات افسردگی نشان دادند [ 4].]. برخی از مطالعات فرض می کنند که رابطه بین نگرانی ذهنی حافظه و حالت عاطفی منفی صرف نظر از سن وجود دارد [ 13 ، 19 ، 21 ]، اگرچه برخی دیگر نتیجه معکوس یافته اند و فرض می کنند که نگرانی های ذهنی حافظه در افراد مسن بیشتر است [ 4 ، 19 ، 61 ]. این مطالعات با تمرکز بر بزرگسالان مسن نشان داد که ارزیابی ذهنی حافظه با حالات عاطفی مرتبط است تا توانایی های شناختی که در آن کاهش شناختی وجود ندارد [ 62 ، 63]]. با این حال، هنوز ناشناخته است که آیا مشکلات حافظه یا نگرانی در مورد زوال شناختی می تواند باعث اضطراب و افسردگی شود یا اینکه حالت عاطفی منفی بر عملکرد ذهنی حافظه تأثیر می گذارد [ 13 ، 64 ، 65 ، 66 ]. مطالعه ای توسط Jonker و همکاران. [ 67 ] به این نتیجه رسیدند که فقدان اختلال شناختی در بزرگسالان جوان نشان می دهد که تأثیر حالات عاطفی منفی بیشتر از شرکت کنندگان مسن تر است.
یافتههای ما با بزرگسالان جوان مطابق با نظریه کنترل توجه آیزنک و همکارش است که بیان میکند که اضطراب سیستم کنترل توجه را مختل میکند و میتواند منجر به اشتباهات حافظه مکرر شود [ 16 ]. همچنین شواهدی وجود دارد که نشان می دهد قرار گرفتن در معرض استرس که می تواند با اضطراب مرتبط باشد، تأثیر منفی بر حافظه روزمره دارد [ 14 ]. توضیح دیگر ممکن است این باشد که عاطفه منفی با افزایش خود نظارتی و آگاهی از خطاها [ 68 ] همراه است و این ویژگی ها ممکن است باعث شکایات ذهنی گزارش شده بیشتر و استفاده مکرر از استراتژی های داخلی شود [ 21].]. به موازات این مشاهدات، ما همچنین در مطالعه حاضر دریافتیم که سطح بالاتر اضطراب با فراوانی استفاده از استراتژی داخلی همبستگی مثبت دارد. مطالعات قبلی با بزرگسالان مسنتر نیز بر این نکته تأکید کردند که نارساییهای حافظه و عاطفه منفی درکشده در افراد با سطوح بالای اضطراب آشکارتر است [ 15 ، 69 ]. همزمان با این یافتهها، ممکن است افراد با سطح اضطراب بالاتر، درک نادرستی از تواناییهای حافظه خود، همراه با آسیبپذیری بالاتر و استراتژیهای مقابلهای بدتر در موقعیتهای استرسزا داشته باشند [ 70 ، 71 ].
نقش خواب در عملکرد شناختی به طور کامل مشخص نشده است. برخی از مطالعات نشان دادند که محدودیت خواب تأثیر منفی بر حافظه کاری، حافظه اپیزودیک [ 72 ]، یا حل مسئله [ 73 ] دارد. مطابق با این نتایج، دادههای ما نشان داد که افراد با کیفیت خواب ذهنی بهتر و علائم بیخوابی کمتر، از حافظه خود رضایت بیشتری دارند. این نتایج بر روی یک جفت با Rekers و همکارانش [ 19 ] است که ارتباطی بین کیفیت خواب و توانایی حافظه خود ارزیابی در بزرگسالان جوان و میانسال پیدا کردند. علاوه بر این، مطابق با این یافته ها، لینگ و همکاران [ 29] همچنین اثرات منفی علائم بی خوابی را نشان داد، اما نه مدت زمان خواب اندازه گیری شده عینی را بر حافظه ذهنی، پیشنهاد کرد که کیفیت خواب به جای کمیت خواب، با عملکرد حافظه درک شده مرتبط است. برخلاف نتایج ما، سایر مطالعات نتوانستند ارتباطی بین خواب و توانایی شناختی پیدا کنند [ 27 ، 28 ، 74 ]، اما مهم است که تأکید کنیم این آزمایشها فقط از وظایف شناختی عینی استفاده میکردند. برای درک بهتر تأثیر احتمالی خواب بر شناخت، مطالعات آینده باید حافظه عینی و ذهنی و رابطه آنها را با معیارهای عینی خواب، به عنوان مثال با پلی سومنوگرافی، بررسی کند.
مشابه نتایج با جمعیت جوانتر، مطالعاتی که رابطه بین عملکرد حافظه ذهنی و تواناییهای شناختی عینی را در جمعیت مسنتر بررسی کردند، نتایج متفاوتی را نشان دادند. برخی از آنها ارتباطی با عملکرد شناختی نشان دادند [ 75 ، 76 ، 77 ، 78 ]، در حالی که برخی دیگر نتوانستند همبستگی بین اندازه گیری عینی و ذهنی پیدا کنند [ 62 ، 63 ]. دلایل احتمالی نتایج متناقض ممکن است به دلیل ویژگی های جمعیت مورد بررسی (به عنوان مثال سن، جنس، تحصیلات، نمونه بالینی) [ 65 ، 79 ، 80 ] یا تفاوت های روش شناختی بین مطالعات باشد (نگاه کنید به81 ]). نتایج ما با ادبیات قبلی هماهنگ است که نشان میدهد نگرانیهای ذهنی حافظه با عملکرد شناختی عینی در بزرگسالان جوان مرتبط نیست [ 1 ، 7 ]. این نتایج ممکن است با این واقعیت توضیح داده شود که شرکت کنندگان مشکلات حافظه کافی برای بیان شکایات حافظه بالا را نشان ندادند [ 11 ]. توضیح احتمالی دیگر این است که حواسپرتیها در زندگی روزمره بیشتر است، بنابراین افراد باید در مقایسه با تنظیمات آزمایشگاهی که همزمان باید روی یک کار تمرکز کنند، چند کار را انجام دهند و توجه خود را بین وظایف تقسیم کنند. مطابق با این فرضیه، اندازه گیری های عینی و ذهنی ممکن است انواع مختلف حافظه را ارزیابی کند [ 82]. در حالی که پرسشنامهها تجربیات گذشته، توانایی عمومی در زندگی روزمره و اطلاعات مربوط به قابلیت حافظه و کلیشهها را ارزیابی میکنند، تکالیف عینی اغلب دارای مواد یادگیری هستند که باید بعداً آزمایش شوند، بنابراین توانایی یادگیری آن را در شرایط آزمایشگاهی ارزیابی میکند که ممکن است لزوماً موقعیتهای زندگی واقعی را منعکس نکند [ 80 ، 83 ، 84 ، 85 ]. علاوه بر این، استفاده از کمکهای حافظه خارجی معمولاً در تنظیمات آزمایشگاهی مجاز نیست، در حالی که میتواند در زمینههای زندگی روزمره مفید باشد [ 65 ]. برخلاف یافتههای ما، کرسپو سانمیگل و همکارانش رابطهای بین عملکرد حافظه عینی و ذهنی یافتند، اما فقط در شرکتکنندگان با سطوح بالاتر روانرنجوری [ 11].]. علاوه بر این، آنورث و همکارانش نشان دادند که شرکتکنندگانی که کنترل توجه ضعیفی را در شرایط آزمایشگاهی نشان دادند، شکستهای توجه روزانه بیشتری را تجربه کردند. نویسندگان خاطرنشان کردند که سطح کنترل شناختی، به ویژه کنترل توجه می تواند عملکرد حافظه عینی و ذهنی را پیش بینی کند [ 8 ]. مهارتهای کنترل توجه بهویژه در موقعیتهایی که حواسپرتیهای بیرونی (مثلاً محیط پر سر و صدا) و درونی (نگرانی در مورد چیزی) وجود دارد، مهم هستند [ 8 ].
مطالعات قبلی تفاوتهایی را بین گروههای سنی در عملکرد حافظه ذهنی نشان دادهاند و این تفاوتها اغلب ممکن است با عوامل موقعیتی، عادتی یا محیطی توضیح داده شود. برای مثال، موگل و همکاران. [ 66 ] دریافتند که بزرگسالان مسنتر نسبت به بزرگسالان جوان، نقصهای حافظه گذشتهنگر بیشتری را گزارش کردند. برخی دیگر نشان دادند که سن با رضایت از حافظه و استراتژیها همبستگی منفی دارد که نشان میدهد جوانان جوان از حافظه خود رضایت بیشتری دارند و از استراتژیهای بیشتری (به ویژه راهبردهای درونی) استفاده میکنند، اما آنها نتوانستند رابطهای با تواناییهای حافظه پیدا کنند [ 4 ، 86].]. نویسندگان پیشنهاد میکنند که این نتایج ممکن است تا حدی با این واقعیت توضیح داده شود که همه بزرگسالان جوان در نمونه آنها در زمان آزمایش دانشجو بودند و احتمالاً در مقایسه با افراد مسنتر و غیردانشجویان احتمالاً از استراتژیهای حافظهشناسی برای کمک به عملکرد تحصیلی خود استفاده میکردند [ 4 ]. برخلاف این نتایج، رادنان و همکاران. [ 87 ] یافتهها نشان داد که استراتژیهای بیرونی برای هر دو گروه سنی بیشتر از استراتژیهای داخلی رایج بود. بزرگسالان مسنتر استراتژیهای بیشتری را به طور کلی گزارش کردند و احتمال بیشتری داشت که ابزارهای فیزیکی و محیطی را گزارش کنند تا ابزارهای دیجیتالی که احتمال بیشتری دارد توسط بزرگسالان جوان استفاده شوند [ 87]]. همچنین شواهدی وجود دارد که نشان میدهد کلیشهها میتوانند بر ارزیابی حافظه تأثیر منفی بگذارند، حتی اگر عملکرد حافظه عینی در محدوده نرمال باشد [ 18 ، 65 ، 88 ]. افراد مسن تر انتظار دارند به نتایج کمتری دست یابند که منجر به بی انگیزگی و متعاقباً عملکرد پایین تر می شود [ 89 ]. علاوه بر این، افراد مسن ممکن است فکر کنند که زوال شناختی اجتناب ناپذیر است و نارسایی های حافظه روزانه خود را به زوال شناختی نسبت می دهند. مانند کسانی که مشکلات شناختی دارند که قادر به ارزیابی دقیق توانایی های حافظه خود نیستند و تمایل به دست کم گرفتن یا دست کم گرفتن آنها دارند [ 65 ، 82 ، 90]]. علاوه بر این، مخدوش کردن حافظه با سایر عملکردهای شناختی می تواند منجر به گزارش بیش از حد مشکلاتی مانند مشکلات حافظه شود [ 79 ، 82 ]. در مقابل، بزرگسالان جوان ممکن است فکر کنند که اشتباهات حافظه روزمره ناچیز هستند یا با کنترل بیشتر بر توانایی هایشان قابل برگشت هستند [ 91 ]. مطابق با این یافته ها، افراد مسن ممکن است توانایی های حافظه خود را دست کم بگیرند در حالی که بزرگسالان جوانتر توانایی حافظه خود را بیش از حد برآورد می کنند [ 65 ، 92 ]. علاوه بر این، بزرگسالان جوان و میانسال ممکن است توانایی های حافظه خود را با دقت بیشتری نسبت به بزرگسالان مسن تر ارزیابی کنند زیرا می توانند ارزیابی خود را از طریق بازخورد از کار یا تحصیل به روز کنند [ 93 ، 94]. از نقطه نظر دیگر، افراد مسن ممکن است به دلیل انتظارات کلی از کاهش حافظه، از نارسایی های حافظه روزمره بیشتر آگاه باشند و بنابراین در ارزیابی حافظه خود دقیق تر هستند [ 65 ، 80 ، 93 ، 94 ]. بر اساس این یافته های بحث برانگیز، تحقیقات بیشتر برای روشن شدن این اختلافات در گروه های سنی مختلف و مکانیسم اساسی بین توانایی شناختی عینی و عملکرد حافظه ذهنی نیاز دارد.
نتایج ما همچنین نشان داد که کارکردهای اجرایی با فراوانی استفاده از استراتژی داخلی مرتبط است که نشان دهنده این است که سطح بالاتر عملکرد اجرایی با استفاده بیشتر از استراتژی داخلی مرتبط است. برخی از مطالعات قبلی نیز رابطه مثبتی بین شکایات ذهنی حافظه و علائم پیش پیشانی نشان دادند [ 95 ، 96 ، 97 ]. Molina-Rodrigez و همکارانش گزارش کردند که عملکردهای اجرایی و استرس درک شده با هم 57 درصد از شکایات ذهنی حافظه را توضیح می دهند [ 96 ]. در مطالعه آنها مشکلات توجه و کنترل اجرایی بیشترین وزن را در مدل داشتند. علاوه بر این، کنترل اجرایی و مشکلات توجه یک اثر میانجی بین استرس درک شده و شکایات ذهنی حافظه نشان داد [ 96]].
کارکردهای اجرایی مسئول عملکردهای مرتبه بالاتر انسان از جمله تغییر و کنترل بازدارنده توجه هستند [ 98 ، 99 ]. آنها “ظرفیت فرد را برای حفظ اطلاعات، از جمله اهداف وظیفه، در یک حالت بسیار فعال علیرغم تداخل منعکس می کنند. این که اطلاعات مربوطه را به شدت فعال و به راحتی در دسترس قرار دهد، نشان دهنده توانایی فرد برای کنترل توجه است، زیرا رفتار منسجم و هدف گرا در شرایط غنی از تداخل، هم مستلزم نگهداری فعال اطلاعات مرتبط و هم مسدود کردن یا مهار اطلاعات نامربوط است .]. بر اساس این پشتوانه نظری، یافتههای ما ممکن است توسط افرادی با سطوح بالاتر کنترل اجرایی با استفاده از استراتژیهای داخلی بیشتر برای جلوگیری از شکستهای ذهنی حافظه توضیح داده شود. این فرضیه همچنین نقش حیاتی کنترل توجه را در عملکرد حافظه روزمره، درست مانند آزمایش آنسورث و همکاران [ 8 ] برجسته می کند. در جمعیت مسن تر، برخی از مطالعات همچنین رابطه منفی بین عملکرد اجرایی و مشکلات ذهنی حافظه پیدا کردند [ 75 ، 77]]. بر اساس تئوری جبرانی، عملکرد اجرایی و راهبردهای جبرانی مؤثر ارتباط بین شکایات حافظه ذهنی و عملکرد شناختی عینی را واسطه میکنند که نشان میدهد تواناییهای اجرایی بهتر با شکستهای ذهنی کمتر حافظه و نرخ پایینتر عملکرد عینی مرتبط است [ 79 ].
این یافته این سوال را مطرح می کند که چرا افراد به جای استراتژی های داخلی از استراتژی های خارجی با ظرفیت کمتر استفاده نمی کنند. ما فرض کردیم که دلیل احتمالی عدم همبستگی بین استفاده از استراتژی خارجی و کنترل اجرایی این است که MMQ در اصل برای اندازهگیری شکایات ذهنی حافظه افراد مسن طراحی شده بود، بنابراین عمدتاً در مورد استراتژیهایی مانند «نوشتن چیزها در تقویم» و «استفاده از تایمر یا زنگ هشدار» یا «نوشتن در یک دفترچه» طراحی شده بود. در مطالعه خود، ما بزرگسالان جوانی را مورد بررسی قرار دادیم که بیشتر از ابزارهای دیجیتال (مانند تلفن های هوشمند) به جای استراتژی های جبرانی خارجی فیزیکی استفاده می کنند [ 87].]. با این حال، ما نمیتوانیم این احتمال را رد کنیم که حتی اگر پرسشنامه حاوی سؤالاتی در مورد یادآورهای دیجیتال باشد، همچنان نتایج یکسانی داشته باشیم. همچنین این امکان وجود دارد که بزرگسالان جوان با کارکردهای اجرایی بالاتر ممکن است در مورد عملکرد حافظه و مدیریت وظایف روزانه خود اطمینان بیشتری داشته باشند [ 102 ]، بنابراین ممکن است نیازی به استفاده از استراتژی های خارجی اضافی در کنار استراتژی داخلی احساس نکنند.
مطالعه ما دارای محدودیت های بالقوه ای است که باید در نظر گرفته شود. اولاً، ما از MMQ که در اصل برای اندازهگیری حافظه ذهنی در افراد مسنتر طراحی شده بود استفاده کردیم، بنابراین ممکن است در جمعیت جوانتر به اندازه کافی حساس نباشد [ 4 ]، با این حال، نتایج ما و برخی مطالعات قبلی نشان داد که بزرگسالان جوان علائم و پیشبینیکنندهها یا اشتباهات ذهنی حافظه مشابه افراد در سنین بالاتر دارند [ 6 ]. مطالعات آینده ممکن است ارزش افزودن سؤالات بیشتر در مورد استفاده از ابزارهای دیجیتال را داشته باشد، نه تنها در جمعیت جوان بلکه در سنین بالاتر، به دلیل افزایش استفاده و نگرش مثبت در مورد فناوری دیجیتال در افراد مسن [ 87].]. ثانیاً، آزمایش عینی و ذهنی در دو نوبت جداگانه به فاصله دو هفته انجام شد که ممکن است باعث عدم همبستگی بین اندازهگیری ذهنی و عینی شده باشد. با این حال، دو هفته ممکن است زمان زیادی برای تغییر قابل توجه در شرکت کنندگان نباشد. برای مطالعات آینده، ارزش دارد شرکت کنندگان را در یک جلسه با مکث آزمایش کنید. علاوه بر این، مطالعات قبلی نشان می دهد که روان رنجورخویی به طور منفی با سطوح پایین تر عملکرد شناختی مانند حافظه اپیزودیک و کاری [ 11 ، 103 ] یا عملکردهای اجرایی [ 104 ] مرتبط بوده است که می تواند منجر به اشتباهات حافظه بیشتر شود. علاوه بر این، سرگردانی ذهن نیز با روان رنجوری مرتبط است که میتواند تمرکز در لحظه حال را مختل کند و منجر به نارساییهای بیشتر درک شده حافظه شود.105 ، 106 ]. در مطالعه خود ما فقط حالت عاطفی منفی را ارزیابی کردیم، بنابراین مطالعات آینده باید بر روی این ویژگیهای شخصیتی تمرکز کنند تا به طور کامل به این سؤال بپردازند. در نهایت، توجه به اشکال روش آماری ما نیز مهم است، یعنی به جای گنجاندن همه پیشبینیکنندههای بالقوه در مدلهای رگرسیون سلسله مراتبی، تنها زیر مجموعهای از آنها را انتخاب کردهایم. اگرچه انتخاب پیشبینیکنندهها با روشهای مختلف یک رویکرد متداول برای کاهش نویز است [ 56 ]، نگه داشتن متغیرهای حذفشده همچنان ممکن است ارزش پیشبینیکنندهای برای متغیرهای نتیجه داشته باشد که از این طریق کشف نشده باقی ماندهاند. علاوه بر این، از آنجا که رگرسیون سلسله مراتبی تنها برای تشخیص اثر مستقیم پیش بینی کننده ها مناسب است [ 30]، نتایج ما ممکن است به عنوان نقطه شروع مطالعات آینده برای شناسایی متغیرهای واسطه یا تعدیل کننده مرتبط با شکایات ذهنی حافظه، عملکرد عینی، عاطفه و خواب باشد.
نتیجه گیری
در نتیجه، ما یک الگوی مشابه را در بزرگسالان جوان مانند مطالعات قبلی در بزرگسالان مسن پیدا کردیم [ 62 ، 63]. یافته های ما نشان می دهد که حالات عاطفی منفی مانند افسردگی و اضطراب در رضایت از حافظه و عملکرد ذهنی حافظه بیشتر از توانایی شناختی است. این نتایج بر اهمیت غربالگری وضعیت عاطفی هنگام بررسی حافظه در همه سنین تاکید می کند و ممکن است اطلاعات بیشتری در مورد ویژگی های حافظه ذهنی و علل احتمالی نگرانی های ذهنی ذهنی در بزرگسالان جوان ارائه دهد که ممکن است به توسعه برنامه های آموزشی برای بزرگسالان جوان برای بهبود کار، پیشرفت تحصیلی یا خودکارآمدی کلی در زندگی روزمره کمک کند. علاوه بر این، حافظه ذهنی یک سازه چند بعدی است و ارزیابی خود گزارشی تفاوت های فردی و اطلاعات قابل توجهی را در مورد نگرانی های ذهنی حافظه نشان می دهد. بنابراین، یافته های ما آن مطالعات قبلی را تایید می کند [18 ، 107 ] که تاکید می کنند بهترین گزینه ارائه دقیق ترین مشخصات حافظه برای ترکیب اقدامات عینی و ذهنی در تحقیقات و عملکرد بالینی است.



دیدگاهتان را بنویسید