موسسه تندخوانی نصرت

چرا کودکان با کتاب خواندن قهر میکنند

تندخوانی

چکیده

بررسی قهر کردن کودکان با کتاب خواندن یا قهر با مدرسه

یکی از مشکلاتی که جدیدا با آن مواجه شدم این بود که دانش اموز با کتاب قهر کرده بود. برخی با اینکه میتوانند کتاب بخوانند اما از خواندن تفره میروند. آنها بدون آنکه تنشی با والدینشان ایجاد کنند از زیر بار کتاب خواندن در میروند. آنها کتاب را میخوانند و مطلب را میفهمند ولی میگویند نمیفهمم یا عملا به موارد جانبی توجه میکنند یا با سوالات بامزه از والدین و توجه به نکات جانبی غیر از کتاب، از کتاب خواندن تفره میروند. گاهی مادرشان ساعتها در کنار او نشسته است تا یک صفحه کتاب بخواند و در اخر سر هم کتاب را تمام نکرده است. در مورد این دسته از بچه ها، حتی تهدید، توبیخ و تنبیه هم جوابگو نیست. آنها ممکن است در اثر برخوردهای خشن قبلی، لجبازتر شده باشند و تصمیم جدی گرفته باشند که دیگر تا آخر عمرشان کتاب نخوانند. شرکت در یک دوره کلاس تندخوانی با دکتر جهانپور میتواند یک راهکار خوبی برای این دسته از کودکان باشد. بالابردن اعتماد به نفس با تندخوانی بهانه خوبی برای شروع دباره است. مقدمه فرایند یادگیری خواندن اسان نیست و برخی از کودکان نسبت به دیگران با خواندن مشکل بیشتری دارند. پیدا کردن انچه در پشت مشکلات موجود است می تواند به شما در حمایت از رشد خواندن بچه ها کمک کند. اگر نگرانی هایی در مورد مهارت های خواندن کودک وجود دارد، مراقبان و معلمان باید ارتباط برقرار کنند. صحبت کردن از طریق این نگرانی ها می تواند به معلمان و خانواده ها کمک کند تا ببینند ایا انها متوجه مشکلات مشابه هستند یا خیر. همچنین ممکن است مفید باشد که چشم پزشکی مدرسه، اخرین گزارش خودش را ثبت کرده باشد و مشکل بینایی وجود ندارد. بچه هایی که خواندن را دوست ندارند احتمالا لذت گم شدن در جادوی یک داستان یا یادگیری چیز جدیدی در مورد یک موضوع مورد علاقه را تجربه نکرده اند. بنابراین خواندن ممکن است بدون هیچ دلیل خاصی احساس کار زیادی داشته باشد.

تندخوانی

نقش والدین در مدیریت قهر با کتاب یا قهر با مدرسه

مدیریت کودکان می تواند یک چالش باشد. بعضی روزها حفظ ارامش در حالی که خونسردی خود را حفظ می کنید غیرممکن به نظر می رسد. اما این که ایا شما به یک خشم گاه به گاه واکنش نشان می دهید یا یک الگوی فوران، مدیریت خشم خود را هنگامی که همه چیز گرم می شود، باعث می شود که بچه ها نیز همین کار را انجام دهند. برای کمک به رام کردن خلق و خوی، سعی کنید متحد فرزند خود باشید - شما هر دو برای پیروزی بر خلق و خوی که منجر به مشکل می شود، ریشه دارید. در حالی که صبر خود را ممکن است با فوران خشم، مخالفت، نافرمانی، بحث و صحبت کردن امتحان کنید، در طول این قسمت ها است که شما بیشتر به صبر خود نیاز دارید. البته شما احساس عصبانیت می کنید، اما انچه مهم است این است که چگونه ان را اداره می کنید. واکنش به فروپاشی بچه ها با فریاد زدن و فوران های خود فقط به انها یاد می دهد که همین کار را انجام دهند (و با افزایش رفتارهای منفی کودکان مرتبط است). اما خونسردی خود را حفظ کنید و با ارامش از طریق یک وضعیت ناامید کننده کار کنید، به شما اجازه می دهد تا راه های مناسب برای مقابله با خشم و ناامیدی را نشان دهید و اموزش دهید. بیایید فرض کنیم که شما صدای بچه های خود را در مورد یک اسباب بازی در اتاق دیگر می شنوید. شما ان را نادیده گرفته اید، به این امید که انها خودشان ان را حل کنند. اما بحث به جیغ تبدیل می شود و به زودی می شنوید که درها به هم می کوبند، ضربه زدن و گریه می کنند. شما تصمیم می گیرید قبل از اینکه کسی واقعا اسیب ببیند، درگیر شوید. در حال حاضر، شما ممکن است به اندازه کافی داشته باشد. پس از همه، صدای جیغ ناراحت کننده است و شما ممکن است ناامید شوید که فرزندان شما به اشتراک نمی گذارند یا سعی نمی کنند با هم کنار ایند. بهترین راه برای واکنش نشان دادن چیست؟ با کنترل خودت دست نخورده اموزش به عنوان مثال قدرتمند ترین ابزار شما است. با ارامش، واضح و قاطعانه صحبت کنید نه با خشم، سرزنش، انتقادات شدید، تهدید یا سرکوب. البته گفتنش راحت تر از انجام ان است. اما به یاد داشته باشید که شما در حال تلاش برای اموزش بچه های خود را چگونه به مقابله با خشم. اگر فریاد بزنید یا تهدید کنید، دقیقا همان رفتارهایی را که می خواهید دلسرد کنید، مدل می کنید. بچه های شما خواهند دید که شما انقدر عصبانی هستید و قادر به کنترل خلق و خوی خود نیستید که نمی توانید فریاد بزنید و این به انها کمک نمی کند تا یاد بگیرند که فریاد نزنند. انچه شما می توانید انجام دهید تنظیم احساسات و مدیریت رفتار مهارت هایی هستند که به ارامی در طول دوران کودکی رشد می کنند. درست مانند هر مهارت دیگری، فرزندان شما باید با کمک شما انها را یاد بگیرند و تمرین کنند. اگر برای کودک شما غیر معمول است که کج خلقی داشته باشد، زمانی که این اتفاق می افتد، به وضوح اما با ارامش قوانین را بررسی کنید. گفتن چیزی مانند "من می دانم که شما ناراحت هستید، اما بدون فریاد زدن و بدون نامگذاری، لطفا" ممکن است تمام چیزی باشد که کودک شما باید بشنود تا ارامش خود را به دست اورد. سپس صبورانه دستور دهید، مانند "به من بگویید که از چه چیزی ناراحت هستید" یا "لطفا از برادرتان عذرخواهی کنید که او را با این نام صدا می کنید." به این ترتیب، شما کودک خود را به رفتار قابل قبول هدایت می کنید و کنترل خود را تشویق می کنید. همچنین به فرزندتان بگویید که اگر ارام نشود چه اتفاقی خواهد افتاد- به عنوان مثال، "اگر ارام نشوید، باید به اتاق خود بروید تا بتوانید جیغ زدن را متوقف کنید." بچه هایی که فوران های خشم انها معمول است ممکن است کنترل خود را برای مقابله با ناامیدی و خشم نداشته باشند و نیاز به کمک بیشتری برای مدیریت این احساسات داشته باشند. این مراحل می تواند کمک کند: به بچه ها کمک کنید تا ان را در کلمات قرار دهند. اگر فرزند شما در وسط یک انفجار است، بفهمید چه چیزی اشتباه است. در صورت لزوم، از یک زمان استفاده کنید تا کودک خود را ارام کنید یا انها را در مورد قوانین و انتظارات خانه یاداوری کنید - "هیچ فریاد یا پرتاب چیزهایی وجود ندارد. لطفا یک نفس عمیق بکشید و ارام باشید.» به کودک خود یاداوری کنید که بدون ناله، عصبانیت یا فریاد زدن با شما صحبت کند. اگر انها همچنان فریاد می زنند یا ناله می کنند، با انها درگیر نشوید، زیرا ما می خواهیم به انها اموزش دهیم که می توانند توجه شما را از طریق رفتار ارام به دست اورند. هنگامی که کودک شما ارام شد، بپرسید چه چیزی او را ناراحت کرده است. شما ممکن است بگویید، "از کلمات خود استفاده کنید تا به من بگویید چه چیزی اشتباه است و از چه چیزی عصبانی هستید." این به کودک شما کمک می کند تا احساسات را در کلمات قرار دهد و بفهمد که برای حل مشکل چه کاری باید انجام شود. اما بیش از حد به کودک خود فشار ندهید تا درست در ان زمان صحبت کند. انها ممکن است قبل از اماده شدن برای صحبت کردن به زمان نیاز داشته باشند. استراحت قبل از صحبت کردن برای بچه هایی که زمان سختی برای ارام کردن دارند ممکن است مفید باشد. این صدا را مانند یک مجازات نکنید. در عوض، بگویید که این فرصتی برای کنترل احساسات انها است. شما ممکن است بگویید، "چرا ۱۵ دقیقه در اتاق خود استراحت نمی کنید قبل از اینکه ما در مورد انچه که در حال حاضر اینقدر عصبانی هستید صحبت کنیم." دادن این زمان به انها برای ارام شدن ممکن است باعث شود که انها راحت تر در مورد اینکه چرا ناراحت هستند صحبت کنند. گوش کنید و پاسخ بدهید. هنگامی که کودک شما احساسات را در کلمات قرار می دهد، این به شما بستگی دارد که گوش دهید و بگویید که درک می کنید. اگر فرزند شما برای کلمات تلاش می کند، کمک کنید: "به طوری که شما را عصبانی می کند"، "شما باید احساس ناامیدی کرده باشید" یا "این باید احساسات شما را جریحه داشته باشد". پیشنهاد کمک به پیدا کردن پاسخ اگر مشکلی وجود دارد که باید حل شود، یک درگیری که باید اصلاح شود یا عذرخواهی باید انجام شود. بسیاری از اوقات، احساس گوش دادن و درک شدن تنها چیزی است که بچه ها باید ارام شوند. اما در حالی که احساسات کودک خود را تایید می کنید، روشن کنید که احساسات قوی بهانه ای برای رفتار بد نیست. روشن کنید که احساس عصبانیت اشکالی ندارد، اما واکنش به این خشم با فریاد زدن یا ضربه زدن خوب نیست. "من می دانم که شما عصبانی هستید، اما هنوز هم خوب نیست که ضربه بزنید." سپس به کودک خود چیزهایی بگویید که به جای ان امتحان کند. بعضی از بچه ها واقعا فقط باید اول "شنیده شوند". قوانین زمین روشن ایجاد کنید و به انها بچسبید. به طور منظم در مورد قوانین خانه صحبت کنید تا فرزندان شما بدانند که از انها چه انتظاری دارید. در مورد انچه که هست و چه چیزی بدون استفاده از تهدید، اتهامات یا سرکوب قابل قبول نیست، روشن باشید. بچه های شما این پیام را دریافت خواهند کرد اگر شما اظهارات روشن و ساده ای در مورد انچه که ممنوع است و توضیح دهید که چه کاری می خواهید انها انجام دهند. شما ممکن است بگویید: "هیچ فریادی در این خانه وجود ندارد. از کلمات خود استفاده کنید تا به من بگویید چه چیزی شما را ناراحت می کند. " در اینجا برخی از قوانین رفتار خوب دیگر برای امتحان کردن وجود دارد: در این خانواده، ما ضربه نمی خوریم، فشار نمی دهیم یا هل نمی دهیم. فریاد زدن مجاز نیست. در خانه ما هیچ دری وجود ندارد. اسمی در کار نیست ما در این خانواده چیزهای بدی نمی گوییم. شما ممکن است چیزهایی را پرتاب نکنید یا چیزها را عمدا خراب نکنید. استراتژی های مقابله ای برای کودکان بچه هایی که اموخته اند که فریاد زدن، ضربه زدن و پرتاب چیزهایی در هنگام ناراحتی خوب نیست، به راه های دیگری برای ارام شدن در هنگام عصبانیت نیاز دارند. ایده هایی را برای کمک به انها در یادگیری راه های امن برای بیرون اوردن خشم یا پیدا کردن فعالیت های دیگری که می تواند خلق و خوی بهتری ایجاد کند، ارائه دهید. از این وضعیت فاصله بگیرید. به بچه های خود بگویید که اشکالی ندارد که از یک درگیری دور شوید تا از فوران خشم جلوگیری کنید. با نقل مکان به بخش دیگری از خانه یا حیاط خلوت، کودک می تواند کمی فضا داشته باشد و برای ارام شدن کار کند. راهی پیدا کنید تا خشم خود را از بین ببرد. ممکن است هیچ دیوار مشت زدن وجود داشته باشد، اما شما می توانید برخی از راه های خوب برای یک کودک به تخلیه پیشنهاد. انجام یک دسته از جک پریدن، رقص در اطراف اتاق خواب، و یا رفتن به خارج و انجام چرخ دستی همه انتخاب های خوب است. یا فرزند شما می تواند انتخاب کند که در مورد انچه که بسیار ناراحت کننده است بنویسد یا تصویری بکشد. یاد بگیرید که تغییر کنید. این یکی برای بچه ها و بزرگسالان سخت است. توضیح دهید که بخشی از ارامش در حال حرکت از خلق و خوی واقعا عصبانی به خلق و خوی بیشتر در کنترل است. به جای فکر کردن به شخص یا موقعیتی که باعث خشم شده است، بچه ها را تشویق کنید تا به چیز دیگری فکر کنند که ممکن است خلق و خوی بهتری را به ارمغان بیاورد - مانند پیاده روی در اطراف بلوک، دوچرخه سواری، بازی کردن، خواندن یک کتاب مورد علاقه، حفاری در باغ یا گوش دادن به یک اهنگ مورد علاقه. یکی از این موارد را با هم امتحان کنید تا هر دو متوجه شوید که چگونه انجام کاری متفاوت می تواند احساس فرد را تغییر دهد. ایجاد یک بنیاد قوی خوشبختانه، قسمت های واقعا عصبانی برای اکثر کودکان اتفاق نمی افتد. کسانی که مشکلات خلق و خوی دارند اغلب یک سبک فعال و قوی و انرژی اضافی دارند که باید تخلیه شود. این مراحل را در زمان های ارام امتحان کنید - انها می توانند قبل از شروع با کمک به بچه ها در یادگیری و تمرین مهارت های مورد نیاز برای مدیریت گرمای لحظه از مشکلات جلوگیری کنند: اطمینان حاصل کنید که بچه ها به اندازه کافی می خوابند. خواب برای سلامتی انها بسیار مهم است. ارتباط بین کمبود خواب و رفتار کودک همیشه اشکار نیست. هنگامی که بزرگسالان خسته هستند، می توانند بدخلق یا کم انرژی باشند، اما بچه ها می توانند بیش از حد یا ناخوشایند شوند یا رفتار افراطی داشته باشند. نیازهای خواب اکثر کودکان بر اساس سن انها در محدوده قابل پیش بینی ساعت ها است، اما هر کودک منحصر به فرد است. به انها کمک کنید تا احساسات را برچسب گذاری کنند. به بچه ها کمک کنید تا عادت کنند که چه احساسی دارند و چرا - به عنوان مثال، "من عصبانی هستم زیرا باید اتاقم را تمیز کنم در حالی که دوستانم بازی می کنند." استفاده از کلمات کودک را از انجام یک کار سخت خارج نمی کند، اما بحث می تواند وضعیت را ارام کند. شما به جای یک بحث، یک مکالمه دارید. به عنوان مثال، کودک خود را برای صحبت کردن در مورد ان به جای کوبیدن درب تحسین کنید. ببینید که بچه ها فعالیت بدنی زیادی دارند. بازی فعال واقعا می تواند به بچه هایی که خلق و خوی بزرگ دارند کمک کند. بازی و ورزش هایی را که فرزندتان دوست دارد، تشویق کنید. کاراته، کشتی و دویدن می تواند به ویژه برای بچه هایی که سعی در کنترل خشم خود دارند، خوب باشد. اما هر فعالیتی که باعث پمپاژ قلب می شود می تواند به سوزاندن انرژی و استرس کمک کند. کودکان را تشویق کنید تا کنترل را به دست بگیرند. خلق و خوی را با یک توله سگ مقایسه کنید که هنوز رفتار کردن را یاد نگرفته است و در همه جا در حال اجرا است. توله سگ ها ممکن است به معنای بد بودن نباشند، اما انها باید اموزش ببینند تا بتوانند یاد بگیرند که هیچ کفش خوردن، پریدن بر روی مردم یا مبلمان خاص و غیره وجود ندارد. نکته این است که خلق و خوی کودک شما - مانند یک توله سگ - باید اموزش دیده باشد تا یاد بگیرد چه زمانی بازی می کند، چگونه از تمام انرژی اضافی استفاده کند و چگونه از قوانین پیروی کند. موفقیت ها را بشناسید بسیاری از اوقات این موارد نادیده گرفته می شوند، بنابراین مطمئن شوید که در مورد اینکه چگونه فرزند شما با یک وضعیت دشوار برخورد می کند، زمانی که رفتارهای مثبت را مشاهده می کنید، اظهار نظر کنید. به طور خاص به انچه که در مورد نحوه برخورد انها دوست دارید اشاره کنید، بنابراین احتمال بیشتری برای استفاده از این استراتژی ها در شرایط اینده وجود دارد. سعی کنید انعطاف پذیر باشید. پدر و مادر می تواند یک تجربه خسته کننده باشد، اما سعی کنید بیش از حد سفت و سخت نباشید. شنیدن یک گروه کر مداوم "نه" می تواند برای بچه ها ناامید کننده باشد. گاهی اوقات، البته، "نه" کاملا تنها پاسخ است - "نه، شما نمی توانید دوچرخه سواری خود را بدون کلاه خود را." اما گاهی اوقات، شما ممکن است اجازه دهید بچه ها برنده شوند. به عنوان مثال، اگر بچه های شما می خواهند بازی توپ را کمی طولانی تر نگه دارند و به طور مناسب بپرسند، شاید 15 دقیقه دیگر به ان بدهید. سعی کنید موقعیت های "در معرض خطر" را شناسایی کنید و فعال باشید. به عنوان مثال، اگر فرزند شما با تغییرات مشکل دارد، هشدارها را از قبل ارائه دهید. به طور مشابه، اگر بچه های شما در خاموش کردن تلویزیون مشکل دارند، روشن کنید که چه مدت می توانند تلویزیون تماشا کنند یا بازی های ویدئویی انجام دهند و سپس یک تایمر هشدار 5 دقیقه ای تنظیم کنید. اطمینان حاصل کنید که توافق را اجرا می کنید. همانطور که هر کسی که واقعا عصبانی است می داند، پیروی از توصیه های معقول می تواند سخت باشد زمانی که احساسات بالا می شود. به فرزندان خود مسئولیت کنترل شدن را بدهید، اما در انجا باشید تا به انها یاداوری کنید که چگونه این کار را انجام دهند. اکثر بچه ها می توانند یاد بگیرند که در مدیریت خشم و ناامیدی بهتر شوند. اما اگر فرزند شما اغلب با دوستان، خواهر و برادر و بزرگسالان دعوا و مشاجره می کند، ممکن است به کمک بیشتری نیاز داشته باشد. با بزرگسالان دیگر در زندگی کودک خود صحبت کنید - معلمان، مشاوران مدرسه و مربیان ممکن است بتوانند کمک کنند و پزشک کودک شما می تواند یک مشاور یا روانشناس را توصیه کند. برای اطلاعات بیشتر اینجا کلیک کنید

تندخوانی

روشهای عمده مقابله با قهر کردن کودکان با کتاب و مدرسه

هنگامی که بچه ها خشمگین می شوند، می تواند یک ماشه واقعی برای والدین باشد. ترس این است که ما در حال بزرگ کردن یک بچه هستیم و اعتقاد رایج این است که بچه ها باید ان را بمکند، زمانی که انها راه خود را پیدا نمی کنند و با ان کار می کنند. به والدین گفته می شود که "فقط انها را نادیده بگیرند" زمانی که انها خشمگین هستند، بنابراین انها یاد می گیرند که عصبانیت انها را مورد توجه قرار نمی دهد، یا انچه که می خواهند و سپس انها این کار را متوقف خواهند کرد. مشکل این است که وقتی ما کودکان را با احساسات خود تنها می بگذاریم، انها راه های سالم برای مدیریت یا بیان انها را یاد نمی گیرند. "کودکان خردسال بدون راهنما نمی توانند به بلوغ عاطفی برسند." دبورا مک نامارا اگر ما فرزندمان را هنگامی که رفتار یا احساسی را نشان می دهد که ما دوست نداریم، به انها می اموزیم که برخی از بخش های انها غیر قابل قبول است و انها را مجبور می کند تا احساسات خود را سرکوب کنند نه اینکه انها را پردازش کنند. سرکوب عاطفی از احساسات خلاص نمی شود، فقط انها را خارج از کنترل اگاهانه قرار می دهد که در ان در بدن دفن شده اند، اماده هستند تا بعدا به عنوان سوء رفتار یا پرخاشگری، که احتمالا نسبت به یک کودک یا حیوان خانگی دیگر هدف قرار می گیرد. احساسات سرکوب شده همچنین می تواند منجر به اضطراب و افسردگی شود. چه باید بکنیم وقتی فرزندمان عصبانی است؟ در اینجا چند راه وجود دارد که ما می توانیم به فرزندمان کمک کنیم که احتمال اینکه انها حتی در وهله اول خشمگین شوند را کاهش می دهد، به علاوه به انها کمک می کند تا هوش هیجانی را توسعه دهند. # 1- کاری کنید که انها احساس کنند شنیده و درک می شوند قهر کردن معمولا نشانه این است که ما کاری نکرده ایم که کودکمان احساس کند شنیده می شود. هنگامی که کودکان احساس می کنند شنیده می شوند و درک می شوند، احتمال بیشتری وجود دارد که "نه" ما را بپذیرند و بسیار کمتر احتمال دارد که خشمگین شوند. هنگامی که ما به یک کودک می دانیم که برای انها خوب است که چیزی را بخواهند، حتی زمانی که ما به ان چیز "نه" می گوییم، ما انها را احساس می کنیم دیده و درک می کنیم. به عنوان مثال در یک فروشگاه: کودک (نگه داشتن یک اسباب بازی) ایا می توانم این را داشته باشم؟ پدر و مادر اوه واو، به نظر می رسد سرد! امروز چیزی نمی خریم اما می توانم درک کنم که چرا شما ان را می خواهید. بچه من واقعا ان را می خواهم! لطفا می توانم ان را داشته باشم؟ پدر و مادر شما واقعا ارزو می کنید که من بگویم بله، می دانم. این بخشی از برنامه ما برای امروز نیست، اما من می توانم ان را در لیست ارزوهای شما برای تولد شما قرار دهم. اگر پدر و مادر فرزند خود را با گفتن خجالت می گویند؛ من گفتم نه و منظورم نه است؛اسباب بازی هایی که در خانه دارید و هرگز با انها بازی نمی کنید، فقط حریص هستید. انها به احتمال زیاد خشمگین می شوند و احساس می کنند که یک فرد وحشتناک برای خواستن چیزی هستند. # 2 - احساسات خود را تصدیق و عادی می کند اگر کودک شما شروع به اعتراض و عصبانی شدن از شما کرد یا شروع به عصبانیت کرد، احساس خود را تایید کنید. شما واقعا این اسباب بازی را دوست دارید و انقدر ناراحت هستید که من گفتم نه. میفهمم، وقتی نمیتوانم چیزهایی را که میخواهم هم به دستاورم، ناراحتم.» من باید بگویم هر چند، که قرار دادن ان در لیست خواسته های خود را (من یک لیست در تلفن من برای هر یک از فرزندان من) معمولا کار می کند درمان؛ اما اگر نه، پس "نه" خود را نگه دارید، در حالی که همچنان با اینکه چقدر ان را می خواهند، همدردی می کنید. "من قصد ندارم نظرم را تغییر دهم، می بینم که چقدر ارزو می کنید. متاسفم که این خیلی ناامید کننده است.» اگر شروع به گریه کردند، به اشک هایشان خوش امد می گویم. انها سعی نمی کنند شما را دستکاری کنند، انها اشک های بیهوده را گریه می کنند و این بدان معنی است که انها مبارزه را رها می کنند، "نه" شما را می پذیرند و تمام احساسات خود را بیرون می اورند. شما می توانید بگویید "اشکالی ندارد که ناراحت باشید، دوست دارید بغل کنید؟" اجازه دهید انها تا زمانی که نیاز دارند گریه کنند، تا ابد گریه نخواهند کرد. پس از اینکه گریه انها به پایان رسید، انها به احتمال زیاد احساس بسیار بهتر و بسیار کمتر در مورد اسباب بازی - شاید گریه خوب در اغوش خود را تمام انها در تمام طول مورد نیاز بود. ایا خوب است که نظر خود را تغییر دهید؟ ایده خوبی است که برای گفتن "نه" به فرزندمان عجله نکنیم، مگر اینکه واقعا "نه" باشیم. با این حال، اگر شما مانند من هستید، گاهی اوقات می گویید "نه" و سپس متوجه می شوید که می توانستید بله بگویید. اگر این اتفاق بیفتد، اشکالی ندارد که نظر خود را تغییر دهید، اما روشن کنید که این تصمیم شماست و نه به ناراحتی فرزندتان. به عنوان مثال، شما می توانید چیزی شبیه به ان بگویید؛ "در واقع، من در مورد ان فکر کردم و تصمیم گرفتم که ما باید این اسباب بازی را بگیریم. شما نکات خوبی در مورد اینکه چرا ما باید ان را دریافت کنیم، و من فکر می کنم شما با ان در باغ در طول تعطیلات مدرسه سرگرم خواهید شد. از سوی دیگر، ما نظر خود را تغییر می دهیم فقط به این دلیل که کودک ما احساسی می شود. به عنوان مثال؛ اوه عزیزم خواهش میکنم گریه نکن، ناراحت نباش، باشه برات می گیرمش؟» یا؛ خوب! من بیش از بودجه ما می روم و ان را می خرم، ایا اکنون خوشحال هستید؟ " ما به فرزندمان یاد می دهیم که نمی توانیم احساسات ناراحت کننده او را اشکار کنیم. کودک ما یاد می گیرد که احساسات غم انگیز یک اورژانس است و باید به هر قیمتی اجتناب شود (دستورالعملی برای افسردگی). همچنین به انها می اموزد که انها مسئول هستند و اگر انها به اندازه کافی سر و صدا کنند، شما انها را به انچه که می خواهند می دهید. این در واقع برای یک کودک ترسناک است. ایا اشکالی ندارد که حواس انها را پرت کنیم؟ اگر فرزند شما واقعا جوان است و می تواند به راحتی حواسش پرت شود و دوباره بر روی چیز دیگری تمرکز کند، گاهی اوقات اگر برای فروپاشی بالقوه وقت نداشته باشید، اشکالی ندارد که حواس او را پرت کنید. با این حال، حواس پرتی خود را به رویکرد تبدیل نکنید، زیرا به کودکان اموزش نمی دهد که چگونه احساسات خود را مدیریت و درک کنند. هنگامی که ما به کودکان نشان می دهیم که می توانیم تمام احساسات خود را بدون حواس پرتی انها اداره کنیم، انها یاد می گیرند که احساسات انها اضطراری نیست و شروع به یادگیری نحوه درک و مدیریت انها می کنند. این است که چگونه کودکان هوش هیجانی را توسعه می دهند. "کودکان یاد می گیرند که اگرچه همیشه نمی توانند انچه را که می خواهند به دست اورند، اما چیزی حتی بهتر به دست می اورند. یک مادر یا یک پدر که همیشه درک می کند. "- دکتر لورا مارکهام # 3 - ان را شخصی نکنید رفتار فرزند شما بازتابی از شما به عنوان یک پدر و مادر نیست. این نشان دهنده وضعیت عاطفی و سطح توسعه انها است. مهم است که انچه را که انها می گویند شخصی نکنید تا بتوانید رهبر باقی بمانید و اجازه ندهید واکنش شما به احساسات انها مانع از انچه که انها می خواهند بیان کنند. مغز کودکان هنوز بسیار نابالغ و توسعه نیافته است، بنابراین هنگامی که انها در مورد چیزی ناراحت هستند، اغلب ان را به شیوه ای محترمانه بیان نمی کنند. به عنوان مثال، انها نمی گویند؛ "من احساس ناراحتی و عصبانیت می کنم که شما اجازه نمی دهید جیمی امروز برای بازی بیاید." میگویند: من از تو متنفرم. تو از همه بدتری!» اگر بگوییم: "چگونه جرات می کنید با من اینگونه صحبت کنید!" ما فرصتی را از دست می دهیم تا احساسات خود را به انها اموزش دهیم و همه چیز را در مورد ما انجام دهیم. اگر در عوض ما ان را شخصی نکنیم و نگوییم، "اوه خدای من، شما باید خیلی عصبانی باشید که این را به من بگویید." و سپس گوش کنید، انها احساس می کنند که درک می شوند و سریعتر ارام می شوند. بعدا وقتی همه چیز ارام تر شد، می توانید با انها در مورد انچه که می توانند بگویند صحبت کنید به جای اینکه دفعه بعد که از شما عصبانی می شوند، از شما متنفرم. # 4 - مراقب خودتان باشید در نهایت، احتمالا مهمتر از همه، از خود مراقبت کنید. اگر شما خسته شده اید، فرسودگی شغلی دارید و نیازهای دیگران را قبل از نیازهای خود قرار می دهید، غیرممکن است که به عنوان پدر و مادر عاطفی سخاوتمندانه ای که می خواهید باشید، نشان دهید. سعی کنید در طول روز به طور منظم با خودتان چک کنید تا ببینید چه احساسی دارید و به چه چیزی نیاز دارید و سعی کنید راهی برای دادن ان به خودتان پیدا کنید. توجه کنید که چه افکاری در سر شما جریان دارد و با مهربانی با خودتان صحبت کنید. اگر ان را با فرزندتان از دست دادید (گاهی اوقات همه این کار را می کنند)، به جای اینکه خودتان را کتک بزنید، به خودتان شفقت کنید و کنجکاو شوید که چگونه می توانید از خودتان حمایت بیشتری کنید. برای مطالعه منبع اصلی این قسمت از مقاله، اینجا کلیک کنید

تندخوانی

راهکار اول برای قهر کودکان با کتاب و مدرسه

ابتدا باید ببینیم که ایا او واقعا قهر کرده است یا خیر. برای این منظور یک پرسشنامه طراحی شده است که البته نسخه فارسی ان به سختی پیدا میشود. اگر روانشناس یا مشاور هستید میتوانید در لینک زیر کلیک کنید و یک مقاله در این زمینه دانلود کنید. در این مقاله پرسشنامه قهر برای کودکان آورده شده است. برای دانلود این مقاله اینجا کلیک کنید

تندخوانی

نتیجه گیری

در این مقاله به این موضوع پرداخته شد که گاهی ممکن است کودکان باکتاب خواندن یا با مدرسه قهر کنند. قهر کردن آنها به این معناست که با وجود توانایی و شاید با وجود علاقه به انجام آن کار، به خاطر ریشه لجبازی، از انجام آن کار تفره میروند و عمدا آن را انجام نمیدهند. با توجه به اینکه کتاب خواندن یک امر درونی است و مانند شستن دستها قابل کنترل توسط والدین نیست، گاهی کودکان فقط تظاهر به خواندن کتاب میکنند. یعنی کتاب را باز میکنند و در ذهنشان به بازی میپردازند. انها نمرات خوبی نمی اورند و ان وقت است که کار برای والدین بسیار سخت میشود. از انجا که این دسته از کودکان نشان نمیدهند که با کتاب قهر کرده اند، ممکن است والدین فکر کنند انها خنگ، بی مسئولیت عقب افتاده یا کندذهن هستند. در حالی که ممکن است هیچکدام ازینها درست نباشد. در کلاسهای تندخوانی کودکان، استاد جهانپور همیشه ابتدا این موضوع را در بچه ها چک میکنند و با توجه به آن تمرینات را ارایه میدهند. بر این باوریم که تندخوانی، یک بهانه خوب برای شروع دباره کتاب و مدرسه در این کودکان است. با مهارت تندخوانی میتوان از انها خواست که به زندگی دباره بازگردند و با قدرت ادامه دهند. البته این کار قطعا بسیار بسیار دشوار خواهد بود و گاهی همزمان باید به مشاور و روانشناس برای جلسات متعدد روانشناسی مراجعه کنند.

در مورد این متن سوالی دارید؟ اینجا بنویسید.