موسسه تند خوانی نصرت

یادگیری سریعتر

راهبردهای گسترش ويژه مطالب ساده وپايه با سرواژه

سرواژه منظور از سرواژه يا سرنام روشی است كه از طريق آن بين ماده‌های اطلاعاتی نوعی ارتباط ايجاد می‌شود و يادگيری و يادآوری آن ماده‌ها سهل‌تر می‌گردد. سرواژه به واژه يا كلمه‌ای گفته می‌شود كه از تركيب حرف اول تعدادی واژه ديگر به وجود می‌آيد. مانند: "نهاجا" كه از حروف اول "نيروی هوايی ارتش جمهوری اسلامی ايران درست شده است. يا "APA" كه از حروف اول American psychological association (انجمن روانشناسی آمريكا) تشكيل يافته است. . . منبع: کتاب روشهای یادگیری دکتر سیف، فصل چهارم





بازگشت به صفحه قبل

یادگیری سریعتر

راهبردهای گسترش ويژه مطالب ساده وپايه با روش مکانها

روش مكانها يكی ديگر از راههای بسط معنايی روش مكانها است. در روش مکان‌ها كه يك روش قديمی برای حفظ كردن اطلاعات است، يادگيرنده، هنگام يادگيری و يادآوری مطالب، مكان اشياء را در ذهن خود مجسم میكند. برای استفاده از اين روش، يادگيرنده ابتدا به ترتيب موقعیت‌ها يا مكان‌های اشياء را می‌آموزد؛ يعنی نقشه آنها را به خاطر می‌سپارد و به هنگام يادآوری، با طی اين مراحل ذهنی به ترتيب آنها را ياد می‌آورد. مورگان، كينگ و رابينسون (1984) برای حفظ كردن مطالب يك سخنرانی با استفاده از روش مكان‌ها مثال زير را آورده‌اند: ساختمانی را با تعدادی اتاق در ذهن خود مجسم كنيد. در هر يك از اتاق‌ها وسايل مختلفی چون ميز و مبل در نظر بگيريد. بعد مطالبی را كه می‌خواهيد به حافظه بسپاريد با اين وسايل تداعی نماييد. وقتی كه می‌خواهيد درباره مطالب مورد نظر صحبت كنيد، به طور ذهنی در داخل اين ساختمان قدم بزنيد و از اتاقی به اتاق ديگر برويد و وسايلی را كه مطالب با آنها تداعی شده‌اند پشت سر هم از نظر بگذرانيد، و اين كار را به ترتيب انجام دهيد. كلمه كليد باز هم روش ديگری برای بسط معنايی به نام روش كلمه كليد وجود دارد. در اين روش، با استفاده از يك كلمه آشنا، دو كلمه به هم ربط داده و به طور معنی‌دار به حافظه سپرده می‌شوند. اين روش دارای دو مرحله است. ابتدا، برای يادگيری يك كلمه بيگانه يك كلمه آشنا، ترجيحا يك كلمه عينی (غير انتزاعی)، انتخاب می‌شود. در مرحله بعد، با استفاده از يك تصوير ذهنی يا يك جمله، معنی كلمه بيگانه با كلمه آشنا تداعی می‌شود. فرض كنيد می خواهيد كلمه انگليسی bill (بيل) (به معنی قبض آب، برق، تلفن و غيره) را بياموزيد. با استفاده از روش كلمه كليد، يك كلمه در زبان فارسی پيدا كنيد به نحوی كه وقتی شما bill را می‌بينيد آن كلمه در ذهنتان زنده شود. فرض كنيد آن كلمه فارسی بيل كشاورزی باشد. سپس شما يك بيل را كه قبض آب يا برق در آن قرار دارد مجسم می‌كنيد و می‌گوييد معنی آن كلمه بيگانه قبض است. . منبع: کتاب روشهای یادگیری دکتر سیف، فصل چهارم





بازگشت به صفحه قبل

یادگیری سریعتر

راهبردهای گسترش ويژه مطالب ساده وپايه با تصويرسازی ذهنی

تصويرسازی ذهنی منظور از تصويرسازی ذهنی برقراری ارتباط معنی‌دار بين مطالب از طريق ايجاد يك رابطه ذهنی بين آنهاست. واينستاين و هيوم (1998)، دو تن از صاحب نظران حوزه راهبردهای شناختی، مثال زير را برای آن ذكر كرده اند: (اگر بخواهيد به خاطر بسپاريد كه گوجه‌فرنگی از ميوه‌جات است، می‌توانيد يك تصوير ذهنی برای خود بسازيد شامل يك ظرف پر از ميوه‌های مختلف كه گوجه‌فرنگی نيز در ميان آنهاست. يا اينكه مجسم كنيد كه مشغول خوردن از داخل يك ظرف ميوه هستيد كه در ميان آنها گوجه‌فرنگی نيز ديده می‌شود. يا اينكه جمله‌ای بسازيد و در آن توضيح دهيد كه چرا گوجه‌فرنگی ميوه است. هريك از اين استراتژی‌ها به شما كمك خواهد كرد تا به آنچه قصد يادگيری‌اش را داريد معنی بدهد و آن را به اطلاعات قبلا آموخته شده خود مربوط سازيد.) از آنجا كه اكثر يادگيری‌های آموزشگاهی ماهيت كلامی دارند، بايد به دانش‌آموزان ياد داد تا تصاوير ذهنی را به مواد كلامی ربط دهند. اين تدبير آموزشی يادگيری دانش‌آموزان را بهبود می‌بخشد. علتش ممكن است تا حدودی اين باشد كه گنجايش اطلاعات تصويری حافظه بيش از گنجايش مواد كلامی است. برای كمك به دانش‌آموزان در ايجاد تصوير ذهنی، تا آنجا كه ممكن است از كلمات معرف پديده‌های عينی استفاده كنيد. گفته شده كلمات عينی مانند زرافه هم رمز تصويری توليد می‌كنند و هم رمز كلامی، در حالی كه كلمات انتزاعی چون عدالت تنها رمز كلامی توليد می‌كنند. بنابراين، كلمات عينی را آسان‌تر می‌توان آموخت. منبع: کتاب روشهای یادگیری دکتر سیف، فصل چهارم





بازگشت به صفحه قبل

یادگیری سریعتر

راهبردهای گسترش ويژه مطالب ساده وپايه با استفاده از واسطه‌ها

يكی از راه‌های تبديل مطالب غير معنی‌دار به مطالب معنی‌دار استفاده از واسطه‌ها يا ميانجی‌هاست. از طريق واسطه‌ها می‌توان بين مطالب و مواد غير مرتبط روابط معنی‌دار برقرار كرد. فرض كنيد دانش‌آموزی می‌خواهد فهرستی از جفت‌های متداعی شامل: شانه ـ ليوان، پا ـ صندلی و چكش ـ ساعت را حفظ كند. اگر اين دانش‌آموز برای معنی‌دار كردن اين جفت‌ها از واسطه‌های ذهنی، مثلا "شانه در ليوان است"، "او پايش را بر روی صندلی گذاشت"، "يا او با چكش به ساعت كوبيد" استفاده كند يادگيری‌اش بهتر خواهد بود (گيج و برلاينر، 1992).. منبع: کتاب روشهای یادگیری دکتر سیف، فصل چهارم





بازگشت به صفحه قبل



C 2020 Yad-roye-yar institute