یادگیری

یادگیری

اهمیت یادگیری و تاثیر ان بر تندخوانی

در این فیلد به موضوع یادگیری خواهیم پرداخت و این مساله را مد نظر قرار خواهیم داد که چگونه میتوان یادگرفت. یادگرفتن هم یادگرفتنی است و هر چند اصل ان بدیهی است ولی راه هایی وجود دارد که ان را سهل و سریعتر مینماید

روشهای یادگیری 1

بررسی مساله روشهای یادگیری – راهبردهای شناختی

چنان که در فصل های پیشین دیدیم، بنا به روانشناسی خبرپردازی، یادگیری به جریان دریافت اطلاعات محیطی به وسیله گیرنده های حسی، گذر این اطلاعات از حافظه حسی و حافظه کوتاه مدت، معنی دار شدن، و نهایتاً قرار گرفتن در حافظه دراز مدت گفته می شود. بنابراین، هر تدبیری که جریان فوق را سهولت بخشد، یعنی به پردازش اطلاعات کمک کند، در واقع به یادگیری و یادآوری کمک می کند. تدابیری که به این منظور توسط روانشناسان و صاحب نظران حوزه روانشناسی خبرپردازی ابداع شده با نام روش ها یا مهارت های یادگیری، یا به طور دقیق تر راهبردها یا استراتژی های شناختی و فراشناختی نامگذاری شده اند. منظور از راهبرد (استراتژی) یک برنامه یا نقشه کلی است که از مجموعه ای عملیات تشکیل می یابد و برای رسیدن به یک هدف معین طراحی و اجرا می شود. اصطلاح وابسته به راهبرد تاکتیک است. تاکتیک به یک تدبیر یا فن ویژه گفته می شود که در خدمت راهبرد قرار می گیرد. به عنوان مثال، چنان که در توضیحات بعدی این فصل خواهید دید، بسط و گسترش معنایی موضوع هایی که می خواهیم یاد بگیریم یک راهبرد یا استراتژی یادگیری است، ولی تصویرسازی ذهنی، قیاس گری، و تحلیل و تفسیر تاکتیک هایی هستند که بهمنظور بسط معنایی به کار می روند. از آنجا که موضوع فصل حاضر و فصل بعدی راهبردهای شناختی و فراشناختی اند، لازم است معنی شناخت و فراشناخت را روشن کنیم. در زیر به توضیح این دو مفهوم توجه نمایید. منبع: کتاب روشهای یادگیری دکتر سیف، فصل چهارم

روشهای یادگیری 2

بررسی مساله شناخت و فرا شناخت

شناخت به طور ساده شناخت را می توان به عنوان فرایندها یا جریان هایی که به کمک آنها یادگیری، یادآوری، وتفکر صورت می پذیرد تعریف کرد. به بیان دیگر، شناخت یعنی دانستن ووقتی که می گوییم شناخت جهان هستی منظورمان دانستن جهان هستی است. فراشناخت به طور ساده، فراشناخت به شناخت شناخت یا دانستن درباره دانستن گفته می شود. به بیان دیگر، فراشناخت عبارت است از دانش فرد درباره چگونگی یادگیری خودش. دانش فراشناختی شامل سه نوع دانش است : 1- دانش مربوط به خود یادگیرنده، مانند آگاهی از رجحان ها، علاقه ها،عادت های مطالعه، هدف ها ، و نقاط قوت و ضعف خودش؛ 2- دانش مربوطبه تکلیف یا موضوع یادگیری، از قبیل اطلاعات مربوط به سطح دشواری موضوع یادگیری و مقدار کوشش مورد نیاز برای یادگیری آن؛ و 3- دانش مربوط به راهبردهای یادگیری و چگونگی استفاده درست از آنها. مهمترین امتیاز دانش فراشناختی این است که یادگیرنده را قادر می سازد تا لحظه به لحظه از فعالیت یادگیری خود و چگونگی پیشرفت کارش آگاه باشد، و هم نقاط قوت وهمنقاط ضعف خودش را تشخیص دهد. هولت (1982) دربارهاهمیت دانش فراشناختی گفته است: ممکن است دانش آموز خوب کسی باشد که می گوید من نفهمیدم، زیرا او دائماً بر میزان درک و فهم خود نظارت دارد. دانش آموز ضعیف کسی است که از میزان درک و فهم خود اگاه نیست وغالباً نمی داند که می فهمد یا نمی فهمد. درنتیجه، مسئله این نیست که از یادگیرندگان بخواهیم آنچه را که نمی دانند از ما بپرسند. بلکه مسئله این است که آنان را از تفاوت بین آنچه می دانند و آنچه نمی دانند آگاه سازیم. (ص17) حال که با مفاهیم شناخت، فراشناخت، و راهبرد آشنا شدیم، به توضیح راهبردهای شناختی و فراشناختی می پردازیم. در دنباله مطالب این فصل راهبردهای شناختی و در فصل بعد راهبردهای فراشناختی را توضیح می دهیم. منبع: کتاب روشهای یادگیری دکتر سیف، فصل چهارم

روشهای یادگیری 3

بررسی مساله تکرار و مرور در راهبردهای شناختی

منظور از راهبردهای شناختی اقدام هایی هستند که به ما کمک آنها اطلاعات تازه را برای پیوند دادن و ترکیب کردن با اطلاعات قبلاً آموخته شده خود و ذخیره سازی آنها در حافظه درازمدت (یعنی یادگیری) آماده می کنیم. ما این راهبردها را در سه دسته کلی تکرار یا مرور، بسط یا گسترش، و سازمان دهی توضیح می دهیم. تكرار يا مرور منظور از تكرار (مرور) عمدتا گفتن يك مطلب برای خود با صدای بلند يا آهسته است. ساده‌ترين نوع تكرار يا مرور با هدف نگهداری يك موضوع در حافظه موقتی يا حافظه كوتاه مدت تا زمان استفاده از آن انجام می‌شود. مثلا، وقتی كه ما شماره تلفنی را از روی دفترچه تلفن نگاه می‌كنيم و گوشی تلفن در فاصله‌ای دور از ما قرار دارد و، تا زمان رسيدن به گوشی و گرفتن شماره، آنرا با صدای بلند يا آهسته تكرار می‌كنيم تا از فراموش شدنش جلوگيری نماييم از اين راهبرد سود می‌بريم. همچنين اين راهبرد ما را در كوشش برای انتقال اطلاعات به حافظه دراز مدت كمك می‌كند ـ مانند زمانی كه با تكرار پشت سر هم يك شماره تلفن آن را به خاطر می‌سپاريم. منبع: کتاب روشهای یادگیری دکتر سیف، فصل چهارم

روشهای یادگیری 4

راهبرد تكرار ويژه موضوع‌های ساده و پايه (غيرمعنی دار)

راهبرد تكرار ويژه موضوع‌های ساده و پايه (غيرمعنی دار). يكی از راه‌های تكرار برای به ياد سپردن مطالب غير معنی‌دار بخش به بخش حفظ كردن آنهاست. در اين روش، مقدار زيادی از اطلاعات، مانند جدول ضرب يا علايم عناصر شيميايی، به چند بخش تقسيم و اين بخش‌ها به نوبت از راه تکرار آموخته می‌شوند. انتقال اطلاعات به حافظه دراز مدت نياز به كوشش فراوان دارد. وقتی كه مقدار زيادی اطلاعات به چند بخش كوچك‌تر تقسيم می‌شوند و آن بخش‌ها به‌طور جداگانه آموخته می‌شوند، انتقال آنها به حافظه دراز مدت آسان‌تر انجام می‌گيرد. زمانی كه می‌كوشيم تا يك فهرست طولانی از اطلاعات را يكجا حفظ كنيم، با مشكل مواجه می‌شويم. تقسيم فهرست‌های طولانی به چندين بخش از اين مشكل جلوگيری می‌كند، زيرا وقتی فهرست مطالبی كه قرار است آموخته شود كوتاه باشد يادگيری همه مطالب آسان‌تر است. راه ديگر حفظ اطلاعات تمرين پراكنده يا مطالعه با فاصله است. در اين روش يادگيرنده، به جای اينكه سعی كند تا يكباره و در يك نوبت مقدار زيادی اطلاعات را حفظ كند، وقتش را تقسيم می‌كند و چندين بار آن اطلاعات را مرور می‌نمايد. اگر يادگيرنده بكوشد تا در يك نوبت همه مطالب را حفظ كند و تمام وقت خود را در همان يك نوبت صرف تكرار و يادگيری آن مطالب نمايد، اين كار باعث خستگی و از بين رفتن انگيزه او می‌شود. علاوه بر اين، معمولا پس از پايان يافتن تمرين، فراموشی صورت می‌گيرد. اگر يادگيرنده چندين نوبت صرف مطالعه كند، آنچه را در نوبت قبل فراموش كرده است در نوبت بعد به سرعت می‌آموزد. برای ياد گرفتن و حفظ كردن موضوع‌های ساده و پايه، علاوه بر بخش بخش ياد گرفتن و تمرين پراكنده، راهبردهای ديگری نيز وجود دارند. از جمله می‌توان موارد زير را نام برد.چند بار از رو خواندن، چند بار رونويسی كردن، تكرار اصطلاحات مهم وكليدی با صدای بلند،بازگويی مطالب برای چندين بار پشت سر هم،استفاده از تدابير ياديار، مانند آهنگ، قافيه، و تصوير. منبع: کتاب روشهای یادگیری دکتر سیف، فصل چهارم

روشهای یادگیری 4

راهبرد تكرار ويژه موضوع‌های پيچيده (معنی دار)

راهبرد تكرار ويژه موضوع‌های پيچيده (معنی دار) راهبردهايی كه در قسمت قبلی معرفی كرديم عمدتا برای حفظ كردن يا به ياد سپاری مطالب ساده و پايه و عموما غير معنی‌دار مفيدند. برای يادگيری موضوع‌های پيچيده و معنی‌دار می‌توانيد از راهبردهای بهتری استفاده كنيد. اين راهبردها به شما كمك می‌كنند تا توجه خود را بر انديشه‌های اصلی، نكات مهم و قسمت‌های عمده مطالب متمركز كنيد. برای مثال، زمانی كه شما نكات مهم يا اطلاعات ضروری يك مقاله را از يك مجله علمی با نوعی علامت‌گذاری، مثلا خط كشيدن در زير آنها يا حاشيه نويسی،برجسته می‌سازید، يا اطلاعات مهم را از يك دفترچه راهنما كپی می‌‌كنيد، از راهبردهای پيچيده‌تر تكرار و مرور استفاده می‌نماييد. راهبردهای تكرار و مرور مخصوص تكاليف يادگیری پيچيده بر انتخاب اطلاعات مهم و تكرار آنها به منظور افزايش آشنايی و درك و فهم آنها تاكيد می‌كنند. اين راهبردها، بيشتر از راهبردهای مربوط به تكاليف ساده، از سوی يادگيرنده، نياز به تفكر فعال دارند. به عنوان نمونه، يادگيرنده برای اينكه بتواند مطالب مهم يك كتاب درسی را مروركند بايد قادر باشد كه مطالب مهم را از غير مهم تشخيص دهد. همچنين دانش‌آموز يا دانشجويی كه می‌خواهد نكات مهم توضيحات معلم يا كتاب درسی خود را انتخاب و ثبت نمايد بايد از شيوه‌های درست خلاصه كردن آگاه باشد. راهبرد تكرار يا مرور برای يادگيری موضوع‌های پيچيده و معنی‌دار متنوع‌اند. مهم‌ترين اين راهبردها عبارت‌اند از:انتخاب نكات مهم و كليدی،خط كشيدن زير مطالب مهم،برجسته سازی قسمت هايی از متن كتاب،رو نويسی يا كپی كردن مطالب. منبع: کتاب روشهای یادگیری دکتر سیف، فصل چهارم

روشهای یادگیری 5

بسط يا گسترش معنايی

اگر چه راهبردهای تكرار و مرور يادگيرندگان را در انتخاب و كسب اطلاعات و دانش مورد نياز كمك می‌كنند، اما اینها به تنهايی برای يادگيری مطالب، به‌ويژه موضوع‌های معنی‌دار، كافی نيستند. بنابراين، يادگيرندگان به راهبردهای ديگری بجز تكرار و مرور نياز دارند تا آنان را در ربط دادن اطلاعات تازه به اطلاعات قبلا آموخته شده ياری دهد. راهبرد گسترش (بسط) معنايی همين منظورها را برآورده می‌سازد. روان‌شناسان گسترش معنايی را به عنوان افزودن معنی به اطلاعات تازه برای ربط دادن آنها به اطلاعات قبلا آموخته شده تعريف كرده‌اند. به سخن ديگر، يادگيرنده، به كمك راهبرد گسترش، بين آنچه از قبل می‌دانسته و آنچه قصد يادگيری‌اش را دارد پل ارتباطی ايجاد می‌كند. اين كار از راه افزودن جزئيات بيشتر به مطلب تازه، خلق مثال‌ها و موردهايی برای آن، ايجاد تداعی بين آن و انديشه‌های ديگر، و استنباط كردن درباره آن انجام می‌شود. در زير به توضيح مهم‌ترین راهبردهای گسترش معنايی توجه كنيد. منبع: کتاب روشهای یادگیری دکتر سیف، فصل چهارم

یادگیری سریعتر

راهبردهای گسترش ويژه مطالب ساده وپايه با استفاده از واسطه‌ها

يكی از راه‌های تبديل مطالب غير معنی‌دار به مطالب معنی‌دار استفاده از واسطه‌ها يا ميانجی‌هاست. از طريق واسطه‌ها می‌توان بين مطالب و مواد غير مرتبط روابط معنی‌دار برقرار كرد. فرض كنيد دانش‌آموزی می‌خواهد فهرستی از جفت‌های متداعی شامل: شانه ـ ليوان، پا ـ صندلی و چكش ـ ساعت را حفظ كند. اگر اين دانش‌آموز برای معنی‌دار كردن اين جفت‌ها از واسطه‌های ذهنی، مثلا "شانه در ليوان است"، "او پايش را بر روی صندلی گذاشت"، "يا او با چكش به ساعت كوبيد" استفاده كند يادگيری‌اش بهتر خواهد بود (گيج و برلاينر، 1992).. منبع: کتاب روشهای یادگیری دکتر سیف، فصل چهارم

یادگیری سریعتر

راهبردهای گسترش ويژه مطالب ساده وپايه با تصويرسازی ذهنی

تصويرسازی ذهنی منظور از تصويرسازی ذهنی برقراری ارتباط معنی‌دار بين مطالب از طريق ايجاد يك رابطه ذهنی بين آنهاست. واينستاين و هيوم (1998)، دو تن از صاحب نظران حوزه راهبردهای شناختی، مثال زير را برای آن ذكر كرده اند: (اگر بخواهيد به خاطر بسپاريد كه گوجه‌فرنگی از ميوه‌جات است، می‌توانيد يك تصوير ذهنی برای خود بسازيد شامل يك ظرف پر از ميوه‌های مختلف كه گوجه‌فرنگی نيز در ميان آنهاست. يا اينكه مجسم كنيد كه مشغول خوردن از داخل يك ظرف ميوه هستيد كه در ميان آنها گوجه‌فرنگی نيز ديده می‌شود. يا اينكه جمله‌ای بسازيد و در آن توضيح دهيد كه چرا گوجه‌فرنگی ميوه است. هريك از اين استراتژی‌ها به شما كمك خواهد كرد تا به آنچه قصد يادگيری‌اش را داريد معنی بدهد و آن را به اطلاعات قبلا آموخته شده خود مربوط سازيد.) از آنجا كه اكثر يادگيری‌های آموزشگاهی ماهيت كلامی دارند، بايد به دانش‌آموزان ياد داد تا تصاوير ذهنی را به مواد كلامی ربط دهند. اين تدبير آموزشی يادگيری دانش‌آموزان را بهبود می‌بخشد. علتش ممكن است تا حدودی اين باشد كه گنجايش اطلاعات تصويری حافظه بيش از گنجايش مواد كلامی است. برای كمك به دانش‌آموزان در ايجاد تصوير ذهنی، تا آنجا كه ممكن است از كلمات معرف پديده‌های عينی استفاده كنيد. گفته شده كلمات عينی مانند زرافه هم رمز تصويری توليد می‌كنند و هم رمز كلامی، در حالی كه كلمات انتزاعی چون عدالت تنها رمز كلامی توليد می‌كنند. بنابراين، كلمات عينی را آسان‌تر می‌توان آموخت. منبع: کتاب روشهای یادگیری دکتر سیف، فصل چهارم

یادگیری سریعتر

راهبردهای گسترش ويژه مطالب ساده وپايه با روش مکانها

روش مكانها يكی ديگر از راههای بسط معنايی روش مكانها است. در روش مکان‌ها كه يك روش قديمی برای حفظ كردن اطلاعات است، يادگيرنده، هنگام يادگيری و يادآوری مطالب، مكان اشياء را در ذهن خود مجسم میكند. برای استفاده از اين روش، يادگيرنده ابتدا به ترتيب موقعیت‌ها يا مكان‌های اشياء را می‌آموزد؛ يعنی نقشه آنها را به خاطر می‌سپارد و به هنگام يادآوری، با طی اين مراحل ذهنی به ترتيب آنها را ياد می‌آورد. مورگان، كينگ و رابينسون (1984) برای حفظ كردن مطالب يك سخنرانی با استفاده از روش مكان‌ها مثال زير را آورده‌اند: ساختمانی را با تعدادی اتاق در ذهن خود مجسم كنيد. در هر يك از اتاق‌ها وسايل مختلفی چون ميز و مبل در نظر بگيريد. بعد مطالبی را كه می‌خواهيد به حافظه بسپاريد با اين وسايل تداعی نماييد. وقتی كه می‌خواهيد درباره مطالب مورد نظر صحبت كنيد، به طور ذهنی در داخل اين ساختمان قدم بزنيد و از اتاقی به اتاق ديگر برويد و وسايلی را كه مطالب با آنها تداعی شده‌اند پشت سر هم از نظر بگذرانيد، و اين كار را به ترتيب انجام دهيد. كلمه كليد باز هم روش ديگری برای بسط معنايی به نام روش كلمه كليد وجود دارد. در اين روش، با استفاده از يك كلمه آشنا، دو كلمه به هم ربط داده و به طور معنی‌دار به حافظه سپرده می‌شوند. اين روش دارای دو مرحله است. ابتدا، برای يادگيری يك كلمه بيگانه يك كلمه آشنا، ترجيحا يك كلمه عينی (غير انتزاعی)، انتخاب می‌شود. در مرحله بعد، با استفاده از يك تصوير ذهنی يا يك جمله، معنی كلمه بيگانه با كلمه آشنا تداعی می‌شود. فرض كنيد می خواهيد كلمه انگليسی bill (بيل) (به معنی قبض آب، برق، تلفن و غيره) را بياموزيد. با استفاده از روش كلمه كليد، يك كلمه در زبان فارسی پيدا كنيد به نحوی كه وقتی شما bill را می‌بينيد آن كلمه در ذهنتان زنده شود. فرض كنيد آن كلمه فارسی بيل كشاورزی باشد. سپس شما يك بيل را كه قبض آب يا برق در آن قرار دارد مجسم می‌كنيد و می‌گوييد معنی آن كلمه بيگانه قبض است. . منبع: کتاب روشهای یادگیری دکتر سیف، فصل چهارم

یادگیری سریعتر

راهبردهای گسترش ويژه مطالب ساده وپايه با سرواژه

سرواژه منظور از سرواژه يا سرنام روشی است كه از طريق آن بين ماده‌های اطلاعاتی نوعی ارتباط ايجاد می‌شود و يادگيری و يادآوری آن ماده‌ها سهل‌تر می‌گردد. سرواژه به واژه يا كلمه‌ای گفته می‌شود كه از تركيب حرف اول تعدادی واژه ديگر به وجود می‌آيد. مانند: "نهاجا" كه از حروف اول "نيروی هوايی ارتش جمهوری اسلامی ايران درست شده است. يا "APA" كه از حروف اول American psychological association (انجمن روانشناسی آمريكا) تشكيل يافته است. . . منبع: کتاب روشهای یادگیری دکتر سیف، فصل چهارم

یادگیری مطالب پیچیده

راهبردهاي گسترش ويژة ‌مطالب‌ پيچيده با یادداشت برداری:

يادداشت‌برداری منظور از يادداشت‌برداری یعني انتخاب و ثبت نكات مهم و كليدي هنگام خواندن يك مطلب يا گوش دادن به يك ‌سخنراني، به گونه‌اي كه بعدا و سر فرصت بتوان مطالب يادداشت‌برداری شده‌ ‌را مرور و بازنگري كرد. در صورتي می‌توان يادداشت‌برداری را در رديف راهبردهاي گسترش معنايی قرار داد كه به يادگيرنده كمك كند تا اطلاعات جديد را سازمان دهد و بين آنها و دانش موجود خود پيوند برقرار نمايد. در يادداشت‌برداری بايد تنها نكات مهم كليدي ثبت شوند، آنهم به زبان خود يادگيرنده و به‌طور خلاصه. همچنين يادداشت‌ها در صورتی مفيدند كه همراه با توضيح و تفسيرهای خود يادگيرنده باشند. اين‌گونه يادداشت برداری يادداشت سازی ناميده میشود. . منبع: کتاب روشهای یادگیری دکتر سیف، فصل چهارم

یادگیری مطالب پیچیده

راهبردهاي گسترش ويژة ‌مطالب‌ پيچيده با خلاصه‌كردن:

خلاصه‌كردن منظور از خلاصه‌كردن نوشتن عبارتهای كوتاهی است كه معرف انديشه‌های اصلی موضوع مورد مطالعه باشد. خلاصه‌كردن به زبان خود به گونه‌های مختلفی انجام شدنی است. يك راه ساده آن است كه، پس از خواندن هر پاراگراف يا صفحه، مطلب آن را در سطر خلاصه كنيد. خلاصه‌ای كه از يك مطلب تهيه می‌كنيد بايد به ديگران در درك آن مطلب كمك نمايد. منبع: کتاب روشهای یادگیری دکتر سیف، فصل چهارم

یادگیری مطالب پیچیده

راهبردهاي گسترش ويژة ‌مطالب‌ پيچيده با علامت‌گذاری و حاشيه‌نويسی :

علامت‌گذاری و حاشيه‌نويسی علامت‌گذاری و حاشيه‌نويسی كه مجموعا شرح‌نويسی نام دارد روشی است كه به وسيله آن با گذاشتن علامت و نوشتن رمز و كلمات و عبارات بر روی متن و حاشيه كتاب ساختمان موضوع و نكات مهم و معانی اصلی برای خواننده برجسته می‌شوند و مطالب تازه به مطالب قبلا آمو خته شده ار تباط می‌يابند.. منبع: کتاب روشهای یادگیری دکتر سیف، فصل چهارم

یادگیری مطالب پیچیده

راهبردهاي گسترش ويژة ‌مطالب‌ پيچيده با قياس‌گری :

قياس‌گری در قياس‌گری، يادگيرنده با استفاده از شباهت بين امور مختلف ياد می‌گيرد. به عنوان مثال، كار قلب را با كار يك تلمبه قياس می‌كند و از شباهت بين اين دو استفاده می‌نمايد و به يادگيری ويژ گی‌های قلب می‌پردازد. از جمله موارد ديگر استفاده از راهبرد قياس‌گری، شبيه دانستن ذهن آدمی با كامپيوتر (رايانه ) است. نكته‌ای كه بايد در روش قياس‌گری مورد توجه قرار گيرد اين است كه در آن همواره يك چيز آشنا (در مثال‌های بالا، تلمبه و كامپيوتر) به چيزی كه قرار است آموخته شود (كار قلب يا ذهن انسان) تشبيه می‌شود. علاوه بر راهبردهای يادداشت‌برداری، خلاصه‌كردن، علامت‌گذاری و حاشيه‌نويسی و قياس‌گری، برای يادگيری موضوع‌های پيچيده می‌توان از راهبردهای ديگری نيز سود برد. از جمله آنها می توان به موارد زير اشاره كرد: بازگو كردن مطالب خوانده شده يا شنيده شده به زبان خود، آموزش دادن مطالب به ديگران، استفاده كردن از مطالب در حل كردن مسائل و شرح و تفسير و تحليل روابط ميان اجزای تشكيل دهنده يك مطلب. منبع: کتاب روشهای یادگیری دکتر سیف، فصل چهارم

روشهای سازماندهی یادگیری

سازمان دهی

بهترین و کامل ترین نوع راهبرد یادگیری سازمان دهی است.سازمان دهی نوعی راهبرد گسترش معنایی است ولی تفاوت آن با راهبردهایی که در قسمت بالا ذکر شد در این است که یادگیرنده در استفاده از راهبرد سازمان دهی برای معنی دار ساختن یادگیری به مطالبی که قصد یادگیری آنها را دارد نوعی چهارچوب یا ساختار سازمانی تحمیل می کند.اما چنین عملی در راهبردهای بسط الزامی نیست این چهارچوب سازمانی می تواند ویژۀ اطلاعات جدید باشد (یعنی نوعی سازمان درونی )یا اینکه مطالب جدید را به دانش موجود ربط دهد(چهارچوب بسطی(. ساده ترین شکل سازمان دهی آن است که اطلاعات را در دسته هایی قرار دهیم تا آنها را آسان تر یاد بگیریم . گنجایش حافظۀ کوتاه مدت یا فعال محدود است وقتی که ماده های متعدد یادگیری را دسته بندی می کنیم از یاد حافظۀ فعال خود می کاهیم و قدرت تمرکزمان را بیشتر می کنیم و این علت اصلی تسهیل یادگیری از راه دسته بندی اطلاعات است. در واقع، ما از مقداراطلاعاتی که می خواهیم یاد بگیریم کم نمی کنیم بلکه از راه تقطیع تعداد ماده های اطلاعاتی را محدود می سازیم. دسته بندی را می توان بر اساس تلفظ کلمات، ترتیب زمانی رویدادها، و نظایر اینها انجام داد. همچنین برای این منظور می توان از مقوله های مختلفی مانند حیوانات، گیاهان، مواد معدنی، روابط سلسله مراتبی در ریاضیات، و غیره استفاده کرد.دسته‌بندي محض مطالب به مقوله‌ها يا طبقات بيشتر، براي يادگيري موضوعات ساده يا پايه مفيدند. براي يادگيري موضوع‌هاي پيچيده‌تر بايد از راهبرد‌هايي استفاده شود كه، علاوه بر گسترش دادن به حافظه فعال يا كوتاه مدت، به يادگيرنده كمك كنند تا اطلاعات جديد را معني‌دار سازد و به طريقي آنها را به حافظه درازمدت بسپارد كه براي مصرف آتي در دسترس و به راحتي قابل بازيابي باشند. از جمله راهبردهای سازمان دهی برای موضوع های پیچیده می توان موارد زیر را نام برد: تهیه سرفصل های یک کتاب یا فهرست عنوان های آن، دسته بندی اطلاعات جدید بر اساس مقوله های یا مفهوم های آشنا، استفاده از طرح درختی برای خلاصه کرد اندیشه هاای اصلی و نشان دادن روابط میان آنها، استفاده از نمودار گردشی برای توضیح و تشریح یک فرایند تولید پیچیده، واستفاده از نقشه مفهومی. نقشه مفهومی یکی از راهبردهای مهمسازمان دهی مطالب است. به همین دلیل، ما در زیر آن را توضیح می دهیم. . منبع: کتاب روشهای یادگیری دکتر سیف، فصل چهارم

نقشه مفهومی

نقشه مفهومی چیست و چگونه میتوان از ان برای یادگیری و مطالعه استفاده نمود

یکی از راه های بسیار موفقیت آمیز سازمان دهی مطالب استفاده از نقشه مفهومی است. نقشه مفهومی یک روش خلاصه گونه برای مرتب کردن و به هم ربط دادن اطلاعات است که در آن از خطوط، کلمات، علائم، نمادها، و مانند اینها استفاده می شود. نقشه مفهومی یکراهبرد یادگیری است که یادگیرنده به کمک آن مطالب را در ذهن خود سازمان می دهد. در نقشه مفهومی روابط میان مفاهیم به صورت دیداری نمایش داده می شود. شکل 1-2، فصل دوم، (الگوی کلی نظام یاد) مثالی از یک نقشه مفهومی است. حال که با راهبردهای شناختی یا مهارت های یادگیری آشنا شدید، می توانید آنها را در مقایسه با یکدیگر بررسی کنید. به همین منظور، در جدول 1-4 مجموعه راهبردهای شناختی را به صورت خلاصه نشان داده ایم. نقشه مفهومی. منبع: کتاب روشهای یادگیری دکتر سیف، فصل چهارم

شناخت و یادگیری

خلاصه مقالات فوق

به طور خلاصه، شناخت یعنی دانستن وفراشناخت، یعنی شناختِ شناخت یا دانستن درباره دانستن. راهبرد یک برنامه یا نقشه کلی است کهاز مجموعه ای عملیات تشکیل می یابد و برای رسیدن به هدفی معین طراحی و اجرا می شود. تاکتیک به یک تدبیر یا فن ویژه گفته می شود که در خدمت راهبرد قرار می گیرد. راهبردهای شناختی را می توان در سه دسته زیر خلاصه کرد: 1- راهبردهای تکرار ومرور، 2- راهبردهای بسط و گسترش معنایی، و 3- راهبردهای سازمان دهی. هر یک از این سه دسته راهبرد اصلی نیز از تعدادی خرده راهبرد یا تاکتیک تشکیل می شود. . منبع: کتاب روشهای یادگیری دکتر سیف، فصل چهارم

یادگیری موثر

چگونه یادبگیریم و خوب به خاطر بسپاریم؟

365/5000 اگر مانند بسیاری از دانش آموزان هستید ، زمان شما محدود است بنابراین مهم است که بیشترین ارزش آموزشی را از زمانی که در اختیار دارید دریافت کنید. سرعت یادگیری تنها عامل مهم نیست. دانش آموزان باید بتوانند اطلاعاتی را که یاد می گیرند به طور دقیق به خاطر بسپارند ، آن را بعداً به یاد بیاورند و از آن به طور مؤثر در شرایط متنوع استفاده کن یکی از بهترین راههای یادگیری تمرکز روی یادگیری از بیش از یک روش است. به جای گوش دادن به پادکست ، که شامل یادگیری شنوایی است ، راهی پیدا کنید که اطلاعات را به صورت شفاهی و بصری تمرین کنید. این ممکن است شامل توصیف آنچه شما به یک دوست آموخته اید ، یادداشت برداری یا ترسیم نقشه ذهن است. با یادگیری بیش از یک روش ، شما بیشتر دانش را در ذهن خود می گیرید.

روشهای یادگیری1

تعریف راهبردهای فراشناختی

راهبردهای شناختی راه های یادگیری هستند. در قیاس با آنها، راهبردهای فراشناختی تدبیرهایی هستند برای نظارت بر راهبردهای شناختی و کنترل و هدایت آنها. یادگیرندگان ماهرراهبردهای شناختی را به خدمت می گیرند تا به پیشرفت شناختی دست یابند و از راهبردهای فراشناختی استفاده می کنند تا بر آن پیشرفت نظارت و کنترل داشته باشند. برای روشن ساختن تمایز بین راهبردهای شناختی و راهبردهای فراشناختی به مثال زیر توجه کنید: فرض کنید دانش آموزی قرار است در آینده نزدیک در امتحان درس تاریخ شرکت کند. برای آماده شدن به منظور شرکت در این امتحان، کتاب درسی خود را که قبلاً در طول ترم تحصیلی مطالعه کرده استبازخوانی می کند و درباره نکات مهم کتاب، برای مرور کردن در شب امتحان، یادداشت تهیه می نماید. بازخوانی مطالب کتاب درسی و یادداشت برداری دو نوع راهبرد شناختی اند، زیرا دانش آموز از طریق آنها اطلاعات مربوط به درس تاریخ را می آموزد وبه حافظه می سپارد. حال اگر دانش آموز مورد نظر ما، پس از خواندن و یادداشت برداری، بکوشد تا با جواب دادن به سوال های آخر فصل های کتاب آموخته های خود را ارزشیابی کند، این رازشیابی شخصی یک راهبرد فراشناختی به حساب می آید. اگر نتیجه این ارزشیابی نشان دهد که دانش آموز برای امتحان درس آمادگی کامل را کسب نکرده است همان راهبردهای شناختی یا راهبردهای شناختی دیگری را به کار خواهد بست تا اینکهبالاخره اطلاعات لازم را درباره کتاب کسب نماید. منبع: کتاب روشهای مطالعه دکتر سیف، فصل پنجم

روشهای یادگیری1

راهبردهای فراشناختی-برنامه ریزی

راهبردهای فراشناختی عمده را می توان در سه دسته قرار داد: راهبردهای برنامه ریزی، راهبردهای نظارت و ارزشیابی، و راهبردهای نظم دهی. در زیر به توضیح هر یک از اینها توجه کنید. برنامه ریزی راهبردهای برنامه ریزی شامل تعیین هدف برای یادگیری ومطالعه،پیش بینی زمان لازم برای مطالعه،تعیین سرعت مناسب مطالعه،تحلیل چگونگی برخورد با موضوع یادگیری،وانتخاب راهبردهای یادگیری مفید است.دمبو(1994)درباره ی اهمیت این نوع راهبردهای فراشناختی می گوید دانش آموزان ودانشجویان موفق آنهایی نیستند که فقط سرکلاس حاضرمی شوند،به درس گوش می دهند،یادداشت برمی دارند، ومنتظرمی مانند تا معلم تاریخ امتحان را اعلام کند.بلکه دانش آموزان ودانشجویان موفق کسانی هستند کهزمان مورد نیاز برای انجام تکالیف درسی را پیش بینی می کنند،درباره ی تحقیقاتی که باید انجام دهند اطلاعات لازم را به دست می آورند،به هنگام ضرورت گروههای کاری تشکیل می دهند، وازسایر رفتارهای خودنظم دهی نیز استفاده ی فراوان می برند. . منبع: کتاب روشهای مطالعه دکتر سیف، فصل پنجم

روشهای یادگیری1

راهبردهای فراشناختی-نظارت و ارزشیابی

راهبردهای فراشناختی عمده را می توان در سه دسته قرار داد: راهبردهای برنامه ریزی، راهبردهای نظارت و ارزشیابی، و راهبردهای نظم دهی. در زیر به توضیح هر یک از اینها توجه کنید. برنامه ریزی راهبردهای برنامه ریزی شامل تعیین هدف برای یادگیری ومطالعه،پیش بینی زمان لازم برای مطالعه،تعیین سرعت مناسب مطالعه،تحلیل چگونگی برخورد با موضوع یادگیری،وانتخاب راهبردهای یادگیری مفید است.دمبو(1994)درباره ی اهمیت این نوع راهبردهای فراشناختی می گوید دانش آموزان ودانشجویان موفق آنهایی نیستند که فقط سرکلاس حاضرمی شوند،به درس گوش می دهند،یادداشت برمی دارند، ومنتظرمی مانند تا معلم تاریخ امتحان را اعلام کند.بلکه دانش آموزان ودانشجویان موفق کسانی هستند کهزمان مورد نیاز برای انجام تکالیف درسی را پیش بینی می کنند،درباره ی تحقیقاتی که باید انجام دهند اطلاعات لازم را به دست می آورند،به هنگام ضرورت گروههای کاری تشکیل می دهند، وازسایر رفتارهای خودنظم دهی نیز استفاده ی فراوان می برند. . منبع: کتاب روشهای مطالعه دکتر سیف، فصل پنجم

روشهای یادگیری3

راهبردهای فراشناختی-نظارت و ارزشیابی

نظارت و ارزشیابی منظور از نظارت و ارزشیابی این است که یادگیرنده برای آگاهی یافتن ازچگونگی پیشرفت خود و زیر نظرگرفتن وهدایت آن است. از جمله می توان نظارت برتوجه درهنگام خواندن یک متن، ازخودسوال پرسیدن به هنگام مطالعه وکنترل زمان وسرعت مطالعه رانام برد. این راهبردها به یادگیرنده کمک می کنندتا هروقت به مشکلی برمی خورد به سرعت آن را تشخیص داده ،در رفع آن بکوشد. دمبو(1994) در رابطه با استراتژی نظارت وکنترل گفته است " شما مشغول مطالعه وآماده شدن برای امتحان درس زیست شناسی هستید، ازخود درباره ی این درس سوالهایی می پرسید ومتوجه می شوید که بعضی قسمتهای کتاب را خوب نفهمیده اید . روش خواندن ویادداشت برداری شما برای این قسمتهای کتاب موثر نبوده است. لازم است راهبرد یادگیری دیگری را بکارببندید." یکی دیگر ازراهبردهای کنترل ونظارت پیش بینی نمونه سوالهایی است که درامتحان یک درس ممکن است بیایند. این مهارت هم به یادگیری بهتر وهم به جلب توجه بیشتر یادگیرنده کمک می کند. . منبع: کتاب روشهای مطالعه دکتر سیف، فصل پنجم

روشهای یادگیری4

راهبردهای فراشناختی-نظم دهی

نظم دهی راهبردهای نظم دهی انعطاف پذیری در رفتار یادگیرنده را موجب می شوند وبه او کمک می کنند تا هرزمان که برایش ضرورت داشته باشد روش وسبک یادگیری خود را تغییردهد. یکی از ویژگیهای یادگیرندگان موفق توانایی اصلاح کردن راهبردهای شناختی غیر موثر خود یا تعویض آنها با راهبردهای شناختی موثر است.راهبردهای نظم دهی با راهبردهای کنترل ونظارت به طور هماهنگ عمل می کنند.یعنی وقتی که یادگیرنده از راه کنترل ونظارت متوجه می شود که در یادگیری موفقیت لازم را به دست نمی آورد واین مشکل ناشی از سرعت کم یا زیاد مطالعه یا راهبرد غیر موثر یادگیری است،بلافاصله سرعت خود را تعدیل می کند یا راهبرد موثرتری را بر می گزیند.بنا براین،یادگیرنده ی بهره مند از راهبردهای نظم دهی حاضر نمی شود که به روشهای نا موفق یادگیری ومطالعه ادامه بدهد وهمواره،از راه نظارت بر کار خود،نواقص روشها وراهبرد های یادگیری اش را شناسایی می کند وبه اصلاح و یا تعویض آنها اقدام می نماید. حال که با راهبردهای فراشناختی آشنا شدید، میتوانید آنها رادر مقایسه با یکدیگر بررسی کنید. بدین منظور، از جدول 1-5 استفاده کنید. . . منبع: کتاب روشهای مطالعه دکتر سیف، فصل پنجم

روشهای یادگیری6

راهبردهای فراشناختی-ویژگیهای یادگیرندگان راهبردی

ویژگیهای یادگیرندگان راهبردی اگر به رفتار دانش آموزان در موقعیت های یادگیری به دقت بنگیریم، خواهیم دید که در فعالیت های یادگیری خود متفاوت عمل می کنند. اگر به رفتار دانش آموزان در موقعیتهای یادگیری به دقت بنگریم خواهیم دید که در فعالیتهای یادگیری خود متفاوت عمل می کنند.گروهی به سختی حداقل توفیق مورد نیاز برای ادامه ی تحصیلات را کسب می کنند،دسته ای دیگر در حد وسط قرار دارند وموفقیت نسبی به دست می آورند، وبالاخره تعدادی هم هستند که موفقیتهای چشم گیری نصیب خود می سازند.یادگیرندگان موفق همان کسانی هستند که با صفت راهبردی(استراتژیک)شناخته شده اند.واینستاین وهیوم(1998)در توصیف آنان گفته اند: این یادگیرندگان با فعالیتها یا تکالیف یادگیری با اعتماد به نفس بالا واحساس اطمینان از اینکه از عهده ی آن تکالیف بر خواهند آمد روبه رو می شوند، یا دست کم با این احساس که می دانند چگونه باید از پس آنها بر آیند با آنها بر خورد می کنند.این یادگیرندگان سخت کوش، با پشتکار، ومبتکر هستند، ودر برخورد با مشکلات به سادگی دست از کار نمی کشند.آنان می دانند که یادگیری یک جریان فعال است وخود آنان باید مقداری از مسئولیت آن را بپذیرند.یادگیرندگان راهبردی به طور فعال به یادگیری می پردازند ومی دانند که چه وقت می فهمند، وشاید مهمتر از آن،می دانند که چه وقت نمی فهمند.وقتی که با مشکل روبه رو می شوند،می کوشند بفهمند که برای حل آن به چه چیزی نیاز دارند، واز معلم وهم کلاسیهای خود یاری می طلبند.برای آنان مطالعه کردن ویادگرفتن یک فرایند نظامدار است که به میزان زیاد زیر کنترل خودشان است. پژوهشهای انجام شده درباره ی یادگیرندگان موفق یا همان یادگیرندگان راهبردی ویژگیهایی را به دست داده اند که با استفاده از آنها می توان این گونه یادگیرندگان را شناسایی کرد.واینستاین وهیوم(1998)این ویژگیها را به شرح زیر معرفی کرده اند. منبع: کتاب روشهای مطالعه دکتر سیف، فصل پنجم

روشهای یادگیری7

مطالعه استراتژیک در یک نگاه

ویژگیهای یادگیرندگان راهبردی 1. درباره ی چگونه مطالعه کردن اطلاعات زیادی دارند. 2. از راهبردهای یادگیری ومطالعه استفاده می کنند. 3. از مهارتهای فکر کردن استفاده می کنند. 4. برای مهارتهای یادگیری وفکر کردن ارزش قائل اند. 5. علاقه ی کافی برای استفاده از این مها رتها دارند. 6. باور دارند که می توانند این مهارتها را به کار بندند. 7. می توانند فعالیتهای مورد نظر خود رادر یک زمان معقول به انجام برسانند. 8. برای رسیدن به هدفهای خود برنامه ریزی می کنند. 9. بر رفتار وچگونگی پیشرفت خودنظارت می کنند. 10. نتایج کار خود را در رابطه با هدفهای خود وبازخورد حاصل از نظر معلم ارزیابی می کنند. 11. رویکردشان نسبت به یادگیری ومطالعه یک رویکرد نظامدار است. منبع: کتاب روشهای مطالعه دکتر سیف، فصل پنجم

روشهای یادگیری 8

خلاصه ای در مطالعه استراتژیک

به طور خلاصه، راهبردهای فراشناختی تدابیری هستند برای نظارت بر راهبردهای شناختی و کنترل و هدایت آنها. یادگیرندگان راهبردی راهبردهای شناختی را به خدمت می گیرند تا به پیشرفت شناختی دستیابند و از راهبردهای فراشناختی استفاده می کنند تا بر آن پیشرفت نظارت و کنترل داشته باشند. راهبردهای فراشناختی از سه دسته عمده راهبردهای برنامه ریزی، راهبردهای نظارت ورازشیابیف وراهبردهای نظمدهی تشکیل می شوند. یادگیرندگان راهبردی در تحصیل دروس مختلف موفقیت های چشم گیری نصیب خود می سازند. این یادگیرندگان با اعتماد به نفس بالا و احساس اطمیناناز کسب موفقیت با تکالیف یادگیری برخورد می کنند. همچنین آنها از ویزگی هایی برخوردارند که توسط آن ویژگی ها به خوبی از سایر یادگیرندگان قابل تمایزند. منبع: کتاب روشهای مطالعه دکتر سیف، فصل پنجم

سوالات متداول

می توانید سوالات خود را در اینجا بنویسید. همکاران موسسه در اولین فرصت پاسخ آن را ثبت خواهند کرد



C 2021 Yad-roye-yar institute

نماد اعتماد موسسه فرهنگی هنری نصرت

تندخوانی، یعنی روش خواندن؛ بهتر خواندن و درست خواندن.
تندخوان که بشوید، تازه به نقطه صفر خود میرسید که باید از آنجا زندگی خود را شروع کنید
(استاد جهانپور)

موسسه تندخوانی نصرت
نشانی: میدان انقلاب، ابتدای کارگر شمالی،
ابتدای فرصت شیرازی پلاک 36 طبقه دوم

02166495480
02166567089

مشاوره با استاد: 02166574710

مراجعه حضوری و ثبت نام: تمامی روزها در ساعات اداری

Facebook Twitter Google+ LinkedIn Pinterest Tumblr