موسسه تند خوانی نصرت

تندخوانی

تندخوانی چیست و چگونه عمل میکند
از صفر تا صد تندخوانی

از صفر تا صد تندخوانی

چرا به فکر تندخوانی افتادید

چرا به فکر تندخوانی افتادید

یک روز میثم به دفترم اومد و از اینکه نمی‌توانست همانند دیگر دوستانش مطالعه کند و درس بخواند شکایت داشت. وی ابراز می‌کرد که هنگام مطالعه حواس او مدام پرت می‌شود و نمی‌تواند یک متن را تا انتها تمام کند. من به او پیشنهاد دادم در یکی از کلاس‌‌های تندخوانی شرکت کند و تلاش کند که مشکلات مطالعه را با یافتن روشهایی برای مطالعه صحیح و سازماندهی شده برطرف کند. بعد از شش ماه، با من تماس گرفت و ازینکه می‌توانست با سرعت زیاد مطالعه کند و یک کتاب را شب امتحان به طور کامل مرور کند بسیار خوشحال بود. میثم معتقد بود که قبلا حتی یکبار هم نمی‌توانست کتب درسی را شب امتحان مرور کند اما اکنون ‌می‌توانست در دو یا سه ساعت، همه درسها را چند بار مرور کند و نمرات خوبی حاصل نماید. بیشتر از همه اینکه دیگر دوستانش از روش مطالعه او متعجب بودند خوشحال بود. شاید شما هم یکی این افراد باشید و در منزل زمان زیادی را برای مطالعه دروس مدرسه مصرف می‌کنید بی آنکه متوجه باشید زمانتان را هنگام مطالعه از دست می‌دهید. خواندن کتاب‌هایی که امروز در مدرسه، توسط معلم به شما تدریس شده‌اند، بین نیم ساعت تا یک ساعت کافیست ولی برخی از دانش آموزان ساعت‌‌های متمادی در منزل مطالعه می‌کنند بدون آنکه بتوانند زمان کافی برای تفریح، استراحت، تفکر و خیال پردازی ‌های نوجوانانه خود صرف کنند. یادگیری روش‌‌های سریع خواندن یه همان تندخوانی یکی از نیاز‌های بشر امروزی است و افراد زیادی با یادگیری فنون این رشته، سعی می‌کنند کیفیت و روش مطالعه شان را بهبود بخشند. با یادگیری روشهای خواندن صحیح و سریع که چندان هم زیاد و وقت گیر نیست، خواهید توانست زندگی شخصی خویش را متحول کنید و همچنین زندگی اطرافیانتان را نیز به سمت رشد و سعادت دگرگون کنید. در کشور‌های پیشرفته، برای رسیدن به اهداف، ابتدا راه آن را پیدا می‌کنند و سعی می‌کنند برای رسیدن به هدف، مسیر صحیح آن را طی کنند. مطالعه نیز از این امر جدا نیست و شما می‌توانید با یادگرفتن اصول یادگیری، روش مطالعه خویش را بهبود بخشید و درکمترین زمان، بهترین نتیجه را از مطالعه خود به دست آورید.

آیا تصور می‌کنید تندخوانی برای شما مفید نیست؟

آیا تصور می‌کنید تندخوانی برای شما مفید نیست؟

تاریخچه تندخوانی

تاریخچه تندخوانی

آغاز تندخوانی از سال 1950 توسط یک معلم بوده است. داستان این معلم به تفصیل در کتاب .... که توسط استنلی فرانک نوشته شده است بیان شده وی در سال 1959 فنونی را که به نام خودش ثبت کرده بود را در واشنگتن دی.سی به صورت کلاسیک تدریس نمود. وی نام تندخوانی را با روش مطالعه وود ثبت کرد و به مرور فقط عنوان اسپیدریدینگ از این نام باقی ماند. پس از شروع دوره اکادمیک، این روش مورد توجه و علاقه بسیاری از محققین قرار گرفت و بسیاری با تست کردن این روش‌ها، این فرضیه که انسان می‌تواند تندتر بخواند را اثبات نمودند روش اسپیدریدینگ تا قبل از سال 1999 توسط محققین از فرضیه به یک اصل علمی تبدیل شد و همگان متفق النظر هستند که فن اسپیدریدینگ می‌تواند موجب افزایش سرعت مطالعه افراد شود فنون اسپیدریدینگ امروز با پشتوانه علمی اثبات شده، در حال تدریس می‌باشد. در بسیاری از دانشگاه‌‌های دنیا ، دوره‌‌های تندخوانی تحت عنوان دوره مهارت‌‌های مطالعه، در حال تدریس می‌باشد. فن اسپیدریدینگ توسط بسیاری از موسسات آموزشی نیز در امریکا و اروپا تدریس می‌شود. در ایران، حدود سال 1370 تندخوانی توسط مهندس نصرت تدریس شد. وی در امریکا این فنون را فراگرفته بود، در سال‌هایی که در ایران زندگی می‌کرد، سعی داشت تا فنون تندخوانی و آموزش زبان که در امریکا نیز یک امر جدید و نوینی محسوب می‌شد به ایرانیان تدریس کند.

اصول و مبانی SPEEDREADING (تندخوانی)

اصول و مبانی SPEEDREADING (تندخوانی)

برای تند خوان شدن، راه‌‌های زیادی وجود دارد. شما می‌توانید در یکی از کلاس‌‌های حضوری تندخوانی شرکت کنید و یا یک دوره مجازی را بگذارنید و یا حتی کتاب‌‌های موجود در زمینه تندخوانی را مطالعه کنید تا بتوانید به سرعت بیشتر هنگام مطالعه دست یابید ولی قبل از انتخاب یکی از این روش‌ها و به طور کلی قبل ازشروع تمرین برای تند خوان شدن، شایسته است این کتاب را به اتمام برسانید. در فن اسپیدریدینگ ، دو اصل سریع دیدن کلمات و گروهی دیدن کلمات مد نظر می‌باشد. در این فن، یک سری تمرین منظم و پی در پی و البته هدفمند برای دانش‌پذیر تعریف می‌شود که سرعت حرکت چشم وی هنگام مطالعه بیشتر می‌شود. یک تمرین ساده یک کتاب را بردارید. روی یک کلمه در وسط یک خط متمرکز شوید. سعی کنید بدون حرکت چشم کلمات اطراف را بخوانید. از سمت راست به چپ، تعداد کلماتی که واضح هستند را شمارش کنید. این کار را چند بار به صورت ناخودآگاه با قسمت‌های مختلف کتاب انجام دهید. تعداد کلماتی که در یک نگاه و بدون حرکت چشم به صورت واضح دیده می‌شود، میدان دید مفید است. طبق یافته ‌های اپتمتریست‌ها میدان دید قابل زیاد شدن نیست اما با تمرینات تندخوانی، شما خواهید توانست از تمام این میدان دید مفید استفاده کنید. تمرین دوم کتاب را بردارید. یک نگاه سریع روی یکی از کلمات کتاب بیاندازید. یعنی در یک نگاه سریع، سعی کنید به یک کلمه در وسط یک خط تمرکز کنید. حال ببینید که در یک نگاه سریع، چند کلمه را توانستید ببینید. معمولا با یک نگاه سریع، شما نمی‌توانید بیش از یک کلمه را ببینید . با انجام این دو تمرین این نتیجه به دست می‌آید که: میدان دید مفید ما خیلی بیشتر از آن چیزی میباشد که از آن استفاده میکنیم. یعنی چشم ما وقتی تمرکز می‌کند، می‌تواند بیشتر از سه کلمه را ببیند اما با یک نگاه سریع فقط می‌تواند یک کلمه یا دو کلمه را بخواند. و در هنگام مطالعه و بدون توجه به این مساله در برخی اوقات، در یک نگاه سریع، حتی یک کلمه را هم نمی‌توان بخواند. در کلاس‌‌های تندخوانی، تلاش می‌شود با تمارینی منظم و هماهنگ، از تمام میدان دید مفید هنگام مطالعه استفاده شود.

منبع: کتاب فنون تندخوانی

سرعت در مطالعه

سرعت در مطالعه

تعداد کلماتی که شما در یک دقیقه مطالعه می‌شود، سرعت مطالعه است. برای محاسبه سرعتتان، کافی است یک کتاب را در یک دقیقه خوانده و تعداد لغاتی که توانستید در یک دقیقه خوانده شده را شمرده تا این عدد به دست آید. این کار را برای چند کتاب با موضوعات مختلف و سطوح مختلف علمی انجام می‌دهند تا تفاوت سرعت‌ها در کتاب‌‌های مختلف را محاسبه کنند. جدول سرعت طبق دسته بندی تونی بازان به این صورت می‌باشد : کمتر از 400 کلمه در دقیقه = کندخوان 400 کلمه در دقیقه = تندخوان ضعیف 800 کلمه در دقیقه = تندخوان معمولی 1200 کلمه در دقیقه = تندخوان متوسط 2000 کلمه در دقیقه = تندخوان خوب در ایران بیشتر افراد بین 150 تا 250 کلمه در دقیقه مطالعه می‌کنند. در بیشتر کلاس‌‌هایی که عموما در مدارس و دبیرستآنها برگزار کرده‌ام، از هر ده نفر دانش آموز، 8 نفر کمتر از 100 کلمه در دقیقه مطالعه می‌کردند. وقتی این عدد کمتر از 100 کلمه در دقیقه باشد، مطالعه کننده مفهوم کتاب را درک نمی‌کند و باید یک بار دیگر سریع‌تر بخواند تا بفهمد. به همین جهت هر 8 نفر قایل بودند که متن را متوجه نشده‌اند و باید متن را دوباره بخوانند تا آن را کامل بفهمند. بلریان، یکی از دانش آموزانی بود که علاوه بر نگرانی شدید از روند پیشرفت تحصیلی خودش، در تست سرعت اولیه مطالعه، با سرعت 30 کلمه در دقیقه مطالعه می‌کرد. این روند درس خواندن باعث شده بود که او احساس ناخوشایندی از خود داشته باشد و این تصور که «من خنگم» او را تا حدودی افسرده کرده بود. به نظر نویسنده، دانش آموزی که باسرعت کمتر از 100 کلمه در دقیقه درس می‌خواند، برای بهبود بخشیدن به مطالعه خود نیاز به تمرینات تندخوانی ندارد. او می‌تواند با رعایت چند نکته کوتاه و چند اصل ساده، سرعت مطالعه خویش را به دو یا سه برابر افزایش دهد. سرعت دوبرابر برای او، به معنای سرعتی همانند دیگر دوستان وی است. سرعت کمتر از 400 کلمه در دقیقه، تندخوانی به معنای مصطلح نیست اما وقتی یک دانش آموز با سرعت کمتر از 100 کلمه در دقیقه می‌خواند بدون آنکه معنای آن را متوجه شود، این تغییر کوچک، تحولی بزرگ در زندگی وی محسوب می‌شود. خیلی از دانش آموزانی که در دوره‌‌های تندخوانی شرکت می‌کنند، در ابتدای دوره احساس خوبی از کتاب خواندن ندارند و به هیچ وجه از مطالعه کردن لذت نمی‎برند و تنها دلیلی که ایشان را تا این کلاس‌ها کشانده است، علاقه وافر و فوق العاده آنها به مطالعه است.

آثار منفی کندخوانی

آثار منفی کندخوانی

انواع مطالعه

انواع مطالعه

برای یک فرد تندخوان دو نوع مطالعه وجود دارد : برای یک فرد تندخوان دو نوع مطالعه وجود دارد : الف-مطالعه کاربردی ب-مطالعه غیرکاربردی مطالعه کاربردی؛ به مطالعه‌ای گفته می‌شود که فرد در آن با درک 100 درصد مطالعه می‌کند. مطالعه غیر کاربردی؛ به خواندن کتاب‌هایی با درک 10 درصد گفته می‌شود. کسی که کندخوان است همه کتاب‌ها را با یک سرعت یکنواخت می‌خواند ولی برای تندخوآنها این سرعت متفاوت می‌باشد. چه اینکه کتاب‌ها را با اهداف گوناگونی مطالعه می‌کند. فردی که معلم است و می‌خواهد برگه تصحیح کند و نیازی به درک مطالب کتاب ندارد، فردی که وکیل است و در کتاب قانون به دنبال یک کلمه و شماره قانون می‌گردد، فردی که حافظ قرآن یا یک کتاب شعر است و می‌خواهد آیات را ب صورت چشمی مرور کند و بسیاری دیگر از افراد در مطالعه خود درک 100 درصد ندارند. فرد کندخوان هر دو کتاب را با یک سرعت می‌خواند ولی فرد تندخوان با 5 برابر سرعت عادی خود، متن‌های غیر کاربردی را مطالعه می‌نماید. به طور مثال، کسی که یک دوره یک ماهه تندخوانی شرکت می‌کند و سرعت مطالعه عادی و کاربردی خود را تا 400 کلمه در دقیقه می‌رساند، متون غیر کاربردی را با سرعت 1200 تا 1500 کلمه در دقیقه می‌خواند. آدلر معتقد است یک دوره تندخوانی، به فرد آموزش می‌دهد که چگونه کتاب‌‌های متفاوت را با سرعت‌‌های متفاوت بخواند نه اینکه کتاب را با بیشترین سرعت بخواند بدون توجه به محتوای کتاب و روش خواندن آن کتاب .

چه کسانی می‌توانند تندخوان شوند

چه کسانی می‌توانند تندخوان شوند

برای تندخوان شدن، هر کسی می‌تواند اقدام کند. بهترین سن قبل از شروع مدرسه است. کودکان به خاطر آنکه زمان بیشتری برای انجام بازی‌ها و تمرین‌‌های سریع خوانی دارند و در انجام این بازیها، استرس و یا پیش زمینه فکری ندارند، بهتر می‌توانند تمرینات سرع خوانی را تحت بازی به انجام رسانند. همچنین از آنجا که تمرینات تندخوانی به صورت مستقیم، چشم را تحت تاثیر قرار می‌دهد، این تمرینات برای کودکان تاثیر سریع‌تر و کارآمدی تری خواهند داشت. دانش آموزان سال ششم تا مقطع دیپلم نیز نسبت به دانش‌جویان، زمان کمتری لازم دارند تا به سرعت دو برابر درمطالعه دست یابند. این زمان حدود دوهفته لغایت یک ماه می‌باشد. در هر حال برای رسیدن به سرعت 1200 کلمه در کلمه، به شش ماه زمان نیاز است و اساسا تنها دانش آموزانی که در سیستم توصیفی، به شیوه صحیح آموزش دیده‌اند می‌توانند با انجام تمرین‌های سریع خوانی به سرعت 1000 تا 1200 کلمه در دقیقه دست یابند و باقی افراد سرعتی بیش از 800 کلمه در دقیقه را تجربه نخواهند نمود.

آیا تندخوان شدن برای شما ایده کارگشایی است؟

آیا تندخوان شدن برای شما ایده کارگشایی است؟

چند دسته از افراد نیازمند شرکت در دوره‌های تندخوانی می‌باشند: یک. گروهی که زمان کافی برای مطالعه ندارند دو. گروهی که کار تخصصی آنها مطالعه است. به طور مثال یک استاد دانشگاه در علوم انسانی یا یک پژوهشگر در علوم انسانی که تمام وقت خود را به مطالعه می‌گذرانند بدون شک به تندخوانی نیازمند می‌باشند. از طرفی، مادری که تمام وقت خود را به تربیت کودک و سرپرستی خانواده می‌گذراند و زمان‌اندکی (شاید یک ساعت در روز) برای مطالعه دارد، نیازمند فراگیری فنون تندخوانی است. وی می‌تواند در همان زمان‌اندک، یک کتاب را به طور مشخص بخواند و تمام کند و در زندگی روزمره خویش به کار ببندد. یکی از اشتباهات رایج دانشجویان رشته‌‌های فنی و مهندسی این بوده که «چون کار دانشجوی رشته فنی، کار عملی است پس نیازمند تندخوانی نیست». در حالی که این گروه از جامعه، بیشتر نیازمند تندخوان شدن هستند. چه اینکه متخصصین رشته‌‌های علوم انسانی، تمام وقت خود را مطالعه می‌کنند ولی دانشجویان رشته‌‌های مهندسی زمان بسیار‌اندکی برای مطالعه دارند. بدون شک دست یافتن به جدیدترین ایده‌ها و نظریه‌‌های علمی ثبت شده در هر رشته آموزشی، نیازمند مطالعه می‌باشد. و بدون خواندن کتاب‌ها و مقالات علمی، انجام کار‌های عملی بی‌معنا و کم مقدار تلقی خواهد شد.

شروع دوره تندخوانی

شروع دوره تندخوانی

استفاده از کلاس‌‌های حضوری

استفاده از کلاس‌‌های حضوری

کلاس‌‌های تندخوانی در دوره‌های سه هفته تا شش ماه برگزار می‌گردند. ممکن است شما در یک جلسه تندخوانی شرکت کرده باشید که طی یک تا دو جلسه برگزار شده است. بدون شک این جلسه تنها معرفی برای سریع خوانی محسوب می‌شود. برای تندخوان شدن، نیاز به تمرین مداوم می‌باشد. هر چقدر بیشتر برای این دوره زمان بگذارید به سرعت بیشتری در مطالعه دست خواهید یافت. شما می‌توانید فقط یک هفته تمرین کنید و ازانجاکه مقدار زمانی که برای تمرین گذاشته اید، به سرعت بیشتر در مطالعه دست یابید و می‌توانید 6 ماه برای این امر زمان بگذارید و به سرعت 1200 کلمه در دقیقه دست یابید. کلاس‌‌های حضوری بخاطر اینکه زیر نظر استاد برگزار می‌شود بهترین این گزینه‌‌های محسوب می‌شوند و تمرین نکردن مهمترین آفت این روش محسوب می‌شود. بسیاری از دانش پذیرانی که با علاقه بسیار دوره را شروع می‌کنند، متاسفانه در اولین فرصت، تمرینات را ر‌ها می‌کنند و بخاطر عملی بودن دوره‌های تندخوانی، نمی‌توانند به نتیجه مطلوب دست یابند. توصیه ‌می‌شود، در صورتی که می‌خواهید در یک دوره حضوری تندخوانی شرکت کنید، حتما زمان کافی برای تمرین در طی دوره در نظر بگیرید. سریع خواندن یک فن و مهارت است و تنها و تنها با تمرین کافی می‌توان به آن دست یافت. در کلاس‌‌های تندخوان، به دانش‌پذیران، تنها سریعتر خواندن آموزش داده نمی‌شود . بلکه دانش‌آموزان و دانشجویان می‌آموزند، چگونه با کتاب‌‌های گوناگون مدرسه کنار بیایند. کتاب‌هایی که دانش آموزان به آن علاقه دارند و کتاب‌هایی که به آن علاقه ندارند به روش‌های متفاوتی مطالعه می‌شوند. کتاب‌‌های درسی و غیر درسی هر کدام شیوه مخصوص خود دارند. در این میان تعداد شرکت کنندگان در یک دوره بسیار مهم می‌باشد. ما معتقدیم کلاس‌های سریع خوانی به خاطر عملی بودن، نهایت می‌تواند برای 3 تا 5 نفر بازدهی بالا داشته باشد و هر نفر که به تعداد کلاس افزوده می‌شود، به همان میزان از کارایی کلاس کم می‌کند. اینکه استاد –باید- به عملکرد تک تک دانشجویان توجه خاص داشته و در طول دوره با ایشان در تماس باشد، جمعیت بیش از 3-5 نفر کارآیی کلاس را زیر سوال خواهد برد. سریع خوانی بدون کلاس برای تندخوان شدن بدون کلاس رفتن 101 راه وجود دارد که شما می‌توانید با قراردادن آنها در زندگی روزمره خود، به نوعی تمرینات تندخوانی را به صورت مستقیم انجام داده باشید.

استفاده از دوره‌های مجازی

استفاده از دوره‌های مجازی

گزینه دیگر برای تندخوان شدن، شرکت در یک دوره مجازی تندخوانی است. شما می‌توانید دوره‌های مجازی متعددی را در اینترنت بیابید و در آن ثبت نام کنید. برخی از موسسات برتر آموزش تندخوانی مجازی در آمریکا هستند که بیش از 90 کشور را تحت پوشش قرار می‌دهند و شما می‌توانید با حداقل 70 دلار در آن دوره ‌ها ثبت نام کنید و از جدیدترین تمرینات تندخوانی در جهان به صورت آنلاین استفاده کنید. سامانه‌‌های تندخوانی مجازی دیگری نیز در ایران مشغول به فعالیت میباشند و در صورتی که به کلاس‌‌های حضوری دسترسی ندارید، شرکت در یکی از این دوره‌ها می‌تواند گزینه مفیدی برای تندخوان شدن باشد. همانند کلاس‌‌های حضوری، تمرین نکردن برای این گروه از علاقه مندان به تندخوانی نیز مهمترین آفت می‌باشد. خصوصا ازآنجاییکه استاد به صورت پیوسته به تمرین‌ها نظارت ندارد، سستی در انجام تمرین‌ها می‌تواند شما را از رسیدن به نتیجه مطلوب بازدارد. انجام غیر صحیح تمرین‌‌های نیز از دیگر آفت‌‌های این نوع آموزش می‌باشد. هر چند سیستم‌های lms تلاش می‌کنند با پیشرفته کردن این نوع آموزش (آموزش آنلاین) آسیب‌‌های آن را به حداقل برسانند اما دانش پذیر باید از خدمات مشاوره آنلاین با استاد در این سامانه بیشترین استفاده را بنمایند و تمریناتی که انجام می‌دهد را به طور مدام با استاد بازبینی نماید.

استفاده از سی‌دی‌‌های آموزشی

استفاده از سی‌دی‌‌های آموزشی

استفاده از سیدی‌‌های آموزش تندخوانی نیز یکی دیگر از راه هایی می باشدکه می‌تواند به تندخوان شدن شما کمک کند. سال‌ها قبل، چینی‌ها، یک نرم افزار چند رسآنهای به نام eyeq طراحی نمودند که تمرینات و بازی‌های تندخوانی، به صورت پویا بر روی کامپیوتر قابل استفاده شد. این نرم افزار خصوصا چنانچه جذاب بودن آن برای کودکان، مورد استقبال گروه زیادی از دانش دوستان قرار گرفت. پس از آن امریکایی‌ها آن نرم افزار را به زبان انگلیسی طراحی نمودند و در سال‌‌های اخیر، در ایران نسخه فارسی آن نیز تولید و در دسترس علاقه مندان به تندخوانی قرار گرفت. بین این نرم افزار‌ها در زبآنهای مختلف آن، تفاوتی وجود ندارد و فقط متنها به زبان جدید تغییر یافته‌اند. همانطور که سازنده این نرم افزار نیز توصیه نموده است، این نرم افزار برای 6 ماه تمرین مداوم، و هر روز ده دقیقه زمان تمرین، طراحی شده است. نتیجه‌ای که در تبلیغات این نرم افزار بیان می‌شود، رسیدن به سرعت 800 کلمه در دقیقه است. نرم افزار speed7 نیز یکی دیگر از نرم افزار‌های چند رسآنهای مشابه می‌باشد . امروزه بسیاری از تمارینی که در این نرم افزار‌ها قرار داده شده‌اند، به صورت آنلاین در وبسایت‌ها شبیه سازی شده‌اند و شما می‌توانید از این نوع سایت‌ها نیز به صورت رایگان استفاده کنید ولی از آنجاکه قابلیت‌های نرم افزار‌ها نسبت به وب سایتها، تمرینات آنلاین تندخوانی گزینه مطلوبی که به نتیجه‌ای مشخص دست یابند محسوب نمیشوند. از جمله معایب استفاده از این نوع آموزش برای تندخوان شدن، عدم استفاده از مانیتور هنگام مطالعه است. این تمرین‌ها به این خاطر که از روی مانیتور انجام می‌شوند و اینکه عمده مطالعه ما از روی کتاب می‌باشد، و حالت ایستای مانیتور با کتاب متفاوت است، تندخوانی در متون کتاب را به همراه نخواهد داشت. هر چند این تمارین، نوعی ورزش مفید برای تندخوانی محسوب میشوند، به عنوان یک تمرین در کنار تمرینات کلاس که مبتنی بر کتاب است پیشنهاد می‌شود ولی کار تنها با این نرم افزار نمی‌تواند همه نیاز‌های یک فرد برای تندخوان شدن را برآورده نماید. برخی از سیدی ‌های آموزشی هستند که فقط کلاس ضبط شده درس استاد می‌باشند. از انجایی که استاد، در کلاس،از روی جزوه ای که قبلا به دانش‌پذیر خود می‌دهد، درس داده و تمرین‌ها را توضیح می‌دهد، گوش دادن به این سیدی‌ها، تنها در تکمیل مباحث تئوری در مورد تندخوانی موثر است.

استفاده از کتاب‌‌های تندخوانی

استفاده از کتاب‌‌های تندخوانی

کتاب‌‌های زیادی به زبان فارسی در موضوع تندخوانی و روش مطالعه به چاپ رسیده‌اند. شما می‌توانید این کتاب‌ها را در کتاب فروشی‌هایی که عموما در حیطه روانشناسی به چاپ می‌رسند، تهیه و مطالعه نمایید. برخی از این کتاب‌ها ممکن است با نام روش مطالعه یا مطالعه خلاق به چاپ برسند ولی در موضوع تندخوانی نگاشته شده باشند، به همین دلیل لازم است سرفصل‌های این کتاب‌ها را مطالعه کنید تا بتوانید یک کتاب مناسب برای مطالعه خود یافته و از آن استفاده نمایید. کتاب‌‌های تندخوانی، هر چند اطلاعات مفید و کاملی در مورد تندخوانی به شما انتقال می‌دهند اما برای تاثیر گذاری در مورد تندخوانی چندان کارآمد نیستند. بیشتر این کتاب‌ها، توضیحات کلی در مورد تندخوانی و تمرین‌ها تندخوانی ارایه داده‌اند و تنها می‌توانند به شما اطلاعات لازم جهت علاقه‌مند شدن به تندخوانی ارایه دهند. شما برای اینکه تندخوان شوید به استادی نیاز دارید که تمرین‌ها را به صورت منظم، با حفظ و تاکید بر ریزه کاری‌های هر تمرین فرادهد. در صورتی که مایل هستید کتاب تندخوانی خریداری کنید می‌توانید این کتاب‌ها را به دو دسته تقسیم نمایید: کتاب‌هایی که مباحث تئوری مربوط به تندخوانی و روش مطالعه را به خوبی بسط و توضیح داده‌اند و کتاب‌هایی که بیشتر بر روی تمرین‌‌های تندخوانی تمرکز نموده‌اند. در صورتی که می‌خواهید تندخوان شوید، به هر دو دسته کتاب نیازمند هستید ولی اگر قبلا در یک دوره تندخوانی شرکت کرده‌اید، کتاب‌‌های دسته دوم بیشتر می‌توانند شما را در یافتن تمرین‌ها جدید تندخوانی یاری کنند. چون در کلاس با کلیت کار و اصول و فنون تمرین‌ها تندخوانی آشنا شده‌اید، به خوبی می‌توانید این تمرین‌ها را مدیریت کرده، و در زمان مناسب آنها را انجام دهید تا به نتیجه مطلوب دست یابید اما اگر قبلا در کلاس‌‌های تندخوانی شرکت نکرده‌اید، کتاب‌‌های تندخوانی کمک چندانی نمی‌کنند تا در عمل به یک فرد تندخوان تبدیل شوید.

استفاده از روشهای تلفیقی

استفاده از روشهای تلفیقی

چه ضمانتی در کار است؟

چه ضمانتی در کار است؟

چه ضمانتی وجود دارد که من در یک دوره تندخوانی شرکت کنم و به نتیجه برسم. قطع هیچ ضمانتی ما قصد داریم به شما یک آموزش بدهیم ما کارخانه تولید کالا نداریم که بخواهیم کالای خود را ضمانت کنیم. ما قصد داریم در دانش پذیرمان یک تغییر در عادت و رفتار را ایجاد کنیم و این بسته به صدها عامل، تغییر پذیر می‌باشد اما برای اینکه بهتر بتوانید از نتیجه دهی کلاسهای تندخوانی مطلع شوید یکی از گزارشهایی که از یکی از کلاسهایی که در یکی از مدارس تهران برگزار کردیم را در این قسمت ذکر می کنیم در این گزارش تلاش شده است تا بررسی کنیم که روند افزایش زمان خواندن در بین دانش آموزان چقدر بوده است و دانش آموزان چقدر توانسته اند زمان خواندن خود را افزایش دهند به دلایلی نمیتوانیم گزارش عملکرد یک ساله یا ده ساله موسسه را منتشر نماییم ولی طی یک مقاله میخواهیم گزارشی از برگزاری یک دوره تندخوانی در مدرسه فیض کاشانی ، در آبان 97 برگزار شد را برای طرفداران تندخوانی نصرت تشریح کنیم هدف از انتشار این گزارش آن بوده که شما بتوانید برای ثبت نام در یک دوره تندخوانی نصرت بهتر تصمیم بگیرید این دوره در پاییز 97 در مدرسه فیض کاشانی برگزار گردید. در گروه های مشابه موسسه تندخوانی نصرت نیز نتایجی مشابه همین نتایج به دست آمدند. در این دوره 53 دانش آموز در دو گروه سی نفره در کلاس تندخوانی نصرت شرکت نمودند. این دوره برای 4 جلسه طراحی شده بود . دانش آموزان، هر هفته یک جلسه یک ساعته کلاس داشتند. استاد جهان پور تدریس این دوره را بر عهده داشت. گروه اول دانش آموزان سال دهم و یازدهم رشته علوم انسانی و در گروه دوم دانش آموزان سال دهم و یازدهم رشته تجربی شرکت کردند. شرکت کنندگان، با تمایل شخصی خود در دوره ثبت نام کرده بودند و هزینه کلاس را خودشان پرداخت کرده بودند(مدرسه آنها را الزام به شرکت در کلاس نکرده بود و مدرسه نیز هزینه برگزاری کلاس را پرداخت نکرده بود. ) قبل از شروع دوره تست زمان خواندن بین دانش اموزان پخش شد و در نتیجه مشخص شد که زمان خواندن 25 درصد دانش آموزان کمتر از 65 بود. زمان خواندن 25 درصد دانش آموزان بین 65 تا 105 بود. زمان خواندن 25 درصد دانش آموزان بین 105 تا 180 بود. زمان خواندن 25 درصد دانش آموزان بین 180 تا 220 بود. به عبارتی حدود نیمی از دانش آموزان زمان خواندن کمتر 100 داشتند و حدود نیمی دیگر بین 100 تا 200 کتاب میخواندند. در این کلاس دانش آموزان در انتخاب کتاب درسی یا علمی آزاد بودند. معدل میانگین زمان خواندن در آزمون پیش از شروع کلاس 122 بود. در این آزمون کمترین زمان خواندن 21 ، حد وسط 103 و بیشترین زمان خواندن 238 بود. آزمون دوم: زمان خواندن در پایان کلاس در طول کلاس یک سری آموزش های تخصصی تندخوانی نصرت به دانش آموزان ارایه شد و دانش آموزان با روشهای صحیح خواندن آشنا شدند. همان آزمون مجدد در پایان کلاس از دانش آموزان گرفته شد و نتایجی به این شکل را در پی داشت 25 درصد دانش آموزان زمان خواندن کمتر از 145 داشتند. 25 درصد دانش آموزان زمان خواندن بین 145 تا 175 داشتند. 25 درصد دانش آموزان زمان خواندن بین 175 تا 224 داشتند. 25 درصد دانش آموان زمان خواندن بین 225 تا 300 داشتند. در این آزمون کمترین زمان خواندن 80 ، میانه 175 و بیشترین زمان خواندن 286 بود. معدل میانگین زمان خواندن بین دانش آموزان در آزمون 182 بود. بنابراین حدود نیمی از دانش آموزان بین 80 تا 180 کتاب خواندند و نیمی دیگر بین 180 تا 300 کتاب خواندند. این بدان معناست: در جلسه اول از چهار جلسه تندخوانی نصرت معدل میانگین کلاس از 120 به 180 افزایش پیدا کرد. مشابه این نتیجه در همه دوره های تندخوانی نصرت قابل مشاهده است و اساسا در موسسه تندخوانی نصرت کلاس یا دوره ای برگزار نمی شود که معدل مشابهی با این آمار نداشته باشد. اما همه چیز همینجا تمام نمی‌شود. چه اینکه میزان فهم دانش آموزان و حفظ کردن کتاب نیز برای ما مهم است. در این آزمون میزان فهمیدن مطالب و حفظ کردن نیز سنجیده شده است. در گزارش های بعدی به صورت مفصل به آن اشاره خواهد شد. ج- آزمون سوم: پیش از شروع جلسه دوم در جلسه اول یک سری تمرین برای یک هفته به دانش آموزان داده شد و دانش آموزان یک سوم میزان مد نظر موسسه تمرین انجام دادند. (یعنی همه مکلف شدند که روزی 3 یا 4 قطعه بیست دقیقه ای در منزل تمرینات تندخوانی را انجام دهند ولی در جلسه دوم 90 درصد ایشان فقط یک بیست دقیقه برای انجام تمرینات وقت گذاشته بودند) نتایج به دست آمده ازین قرار بود حدود 51 درصد از دانش اموزان گزارش دادند که تمرینات مربوطه را در منزل انجام نداده اند و 49 درصد نیز تمرینات را در خانه انجام داده بودند. نتایج نشان میداد که زمان خواندن دانش اموزان بسیار رشد داشته است. 25 درصد دانش آموزان زمان خواندن کمتر از 183 داشتند. 25 درصد دانش آموزان زمان خواندن بین 180 تا 210 داشتند. 25 درصد دانش آموزان زمان خواندن بین 210 تا 264 داشتند. 25 درصد دانش آموان زمان خواندن بین 264 تا 430 داشتند. در این آزمون کمترین زمان خواندن 100 ، میانه 210 و بیشترین زمان خواندن 432 بود. معدل میانگین زمان خواندن در این دانش آموزان در این آزمون 226 بود. بنابراین حدود نیمی از دانش آموزان بین 100 تا 200 کتاب خواندند و نیمی دیگر بین 200 تا 400 کتاب خواندند. طبق آزمون اول که قبل از جلسه اول گرفته شد، نیمی از دانش آموزان زمان خواندن کمتر از 100 داشتند ولی در ازمون قبل از جلسه دوم، هیچ کدام از دانش آموزان زمان خواندن زیر 100 نداشت که موفقیت بزرگی برای یک جلسه کلاس محسوب می شد. در پایان و ابتدای هر جلسه آزمونهای مشابهی گرفته شد و نتایج مختلفی حاصل گشت. حد اقل نتایجی که برای ما مطلوب بود این بود :در پایان دوره همه دانش پذیران سرعت دو برابر در خوانش را اقلکن به دست آورده بودند. دوم اینکه همه انها کتابی که خوانده بودند را فهمیده بودند در حالی که هنگام شروع دوره اینگونه نبودند. سوم اینکه حداقل متوجه شده بودند که برای حفظ کردن کتابشان باید چه کاری انجام دهند.

سرعت خوانش من تا چقدر افزایش میابد؟

سرعت خوانش من تا چقدر افزایش میابد؟

قطعا حد و مرز دارد. از شعارهای تجاری تا واقعیت فاصله زیادی است. ممکن است شما عددهای متفاوتی را راجع به رشد سرعت مطالعه بعد از یک دوره تندخوانی شنیده باشید. اسیر مبالغه گویی و زیاده گویی‌های کسانی که اطلاعات سطحی از تندخوانی دارند نشوید. اگر قبلا در کلاس تندخوانی شرکت نکرده‌اید و با تمرینات تندخوانی آشنا نیستید، بعد از یک دوره یک تا دوماهه انجام تمرینات تندخوانی، نهایت بتوانید به 400 کلمه در دقیقه دست یابید. این عدد در خوشبینانه ترین حالت است. بعد از شش ماه انجام تمرینات تندخوانی نهایت بتوانید تا 800 کلمه سرعت خود را افزایش دهید و سرعت بیشتر ازین عدد از نظر علمی امکان‌پذیر نیست. اینکه در کتابهای مختلفی میانگین سرعت مطالعه را دقیقا 1050 تا 1200 کلمه معرفی کرده‌اند، برای کشورهای پیشرفته است. کشورهایی که از مقطع ابتدایی روش فهم و درک کودکان به گونه‌ای متفاوت از ما آموزش داده می‌شود. اما عددهای عجیبی که در سایتها یا صفحات اینستاگرام دیده می‌شود از قبیل 5000 کلمه یا 25 هزار کلمه ، عددهای غیر قابل باوری است. عددهایی که با یک تفکر سطحی نادرستی آن قابل درک است. کتابی که اکنون در دست شماست حدود 25 هزار کلمه دارد. اینکه کسی بگوید بعد از ده یا پانزده روز تمرین، میتوانید 25.000 کلمه یعنی این کتاب را در یک دقیقه بخوانید، جز خرافه و توهم نمی‌گوید. برخی دیگر هنگام برآورد سرعت مطالعه، به دو برابر تا ده برابر شدن سرعت مطالعه اشاره می‌کنند. کلمه دو برابر و کلمه ده برابر معنای مشخصی ندارد. مثلا در کلاسهای تندخوانی نصرت، دانش آموزانی که سرعت 70 کلمه دارند، بعد از یک دوره خواهند توانست تا 5 برابر سریعتر بخوانند. کسانی که حدود 100 کلمه می‌خوانند، خواهند توانست تا سه برابر سرعت خود را افزایش دهند و عموم بزرگسالان که بین 150 تا 240 کلمه کتاب می‌خوانند، می‌توانند سرعت مطالعه خود را تا دو برابر افزایش دهند. اما اگر کسی قبلا تمرینات تندخوانی را انجام داده باشد و بخواهد در یک دوره تندخوانی پیشرفته شرکت کند، از 400 کلمه به حدود 550 تا 600 کلمه خواهد رسید که به معنای 50درصد سریعتر است. کلمه دو برابر برای افراد مختلف متفاوت معنا می‌دهد. کتابی که موقع مطالعه انتخاب می‌شود نیز بسیار تعیین کننده است. معیار موسسه تندخوانی نصرت، کتابهایی میباشد که دانش‌پذیران آن را قبلا ندیده‌اند و برای آنها جدید است اما کتابهایی که قبلا خوانده شده‌اند و برای شب امتحان مطالعه می‌شوند در همه این گروه‌ها تا ده برابر سریعتر خوانده می‌شوند. بنابراین سرعت دوبرابر در مطالعه برای کتابهایی که جدید هستند، برای یک دوره عمومی تندخوانی، سرعت معقولی است و نباید انتظار بیشتر ازین داشت. یکی از شاگردانم امیدوار بود که در آینده، آنقدر علم پیشرفت کند که همه اطلاعات مورد نیاز افراد، مثل یک فلش کارت وارد مغز انسان شود و دیگر نیازی به اینهمه کتاب خواندن نباشد. نظیر سفر کردن با هواپیما که روزگاری طی کردن مسافت تهران تا مشهد در یک ساعت محال به نظر می‌رسید ولی اکنون نه. اون معتقد بود که شاید یک روزی بشر نیاز به کتاب خواندن نداشته باشد و همه دانش را یکسره در یکلحظه دریافت کند. من هم ترجیح می‌دهم به این پیشرفت خوشبین باشم ولی با امکانات فعلی، تا همین میزان می‌شود سرعت مطالعه را افزایش داد.

فهمیدن و یادگیری مهمتر از سرعت است

فهمیدن و یادگیری مهمتر از سرعت است

شاید فکر کنید تند بخوانید دیگر نمیفهمید. این درست است یادگیری خلاق: یک ضرورت طرح مسئله آیا هرگز اندیشیده اید که شیوه کتاب خواندن خود را بگونه ای دگرگون سازید تا امکان کسب بیشترین بازدهی از اوقات خواندن فراهم آید؟ آیا به ضرورت این دگرگونی پی برده اید؟ آیا بر این باورید که می بایست شیوه ای را برگزید که افزایش بهره وری روی دهد و طول عمر یادگیری افزایش یابد؟ می توان اسب دانش خویش را بپیش تازاند؟ بی تردید تمامی خوانندگان این سطور لحظاتی به یاد می آورند که با خود گفته اند کاش می شد با یک بار خواندن، مطلب را می فهمیدم و فراموشش نمی کردم و کاش می شد به همه سوالات پاسخ می گفتم و کاش... این نیاز مقدمه ای شد برای تحقیق در یافتن شیوه ای که بر اساسش بتوان مطالب را براحتی درک کرد و برای همیشه به خاطر سپرد. شیوه ای که نه تنها درک و به خاطرسپاری راحت را فراهم می آورد، بلکه جوشش قوه خلاقیت را نیز به دنبال داشته باشد. بدین ترتیب شاهد چنان تغییراتی در شیوه خود خواهیم بود، که هرگز در تصورات ما راهی نداشت، پس بی روا نخواهد بود اگر آن را انقلابی در امر خواندن بدانیم، انقلابی که پرتوهایش تمامی ابعاد تحصیل، کار و زندگی را در خواهد نوردید و تغییری شگرف، در جهت تعالی، در نگرش و طرز تفکر ما پدید خواهد آورد و به انسانهایی فرهیخته و قدرتمند بدل خواهیم شد، قدرتی که بر اساس دانش شکل می گیرد. ما به عرصه یادگیری خلاق گام می نهیم. ... و بدین ترتیب، گامی بلند در راستای توسعه اقتصادی کشور برداشته خواهد شد. تعریف یادگیری خلاق و مهارتهای خوانشی هر چند مهارتهای خوندن از اسامی عام محسوب می گردد و به مجموعه تکنیکها، فن ها و هنرهایی اطلاق می گردد که خواننده سطور با توسل به آنها می تواند به کسب بازدهی بیشتری از مصرف کرن زمان خویش بپردازد، اما در اینجا به عنوان یک اسم خاص به کار برده شده است و عنوان یک دوره آموزشی استکه بر اساسش آموزشهای ضروری برای کسب حداثر بازدهی از مطالعه داده می شوند. در نگاهی گذرا، به یادگیری خلاق می توان این تعریف را عنوان نمود: یادگیری خلاق یادگیری خلاق عبارتست از: توانایی یادگیری بیشترین مطالب در کمترین زمان، به خاطرسپاری همیشگی و به خاطرآوری راحت و کامل مطالب، همراه با خلاقیت بر اساس اینن تعریف می بایست سرعت را افزایش داد تا بتوان حجم بیشتری از مطالب را در زمان کمتری مورد مطالعه قرار داد و همچنین از شرایط جذب اطلاعات و سیستم های مطالعه ونحوه سازماندهی مطالب و ثبتش در حافظه از طریق فعال کردن مغز و استفاده از شیوه های یادیاری آگاه باشد تا امکان درک کامل و خلاقانه، به خاطرسپاری همیشگی و طولانی و نیز بهخاطرسپاری راحت، کامل و سریع مطالب فراهم آید. هدف هدفی که برای دوره آموزشی یادگیری خلاق در نظر گرفته شده، بر مبنای تعریف آن تعیین گردیده است و عبارتست از : درک کامل و خلاقانه، به خاطر سپاری همیشگی تمامی مطالب و بدون فراموشی با یک بار یادگیری، افزایش سرعت خوانشی، و به خاطرآوری راحت و کامل. برای رسیدن به این هدف والا که موجب کسب 100 درصد بازدهی از کتاب می گردد، برنامه ای تدوین گردیده است. این برنامه طی صفحات آتی ارائه خواهد گردید. شایان گفتن است که اجرای برنامه آموزشی یادگیری خلاق و مهارتهای خواندن تعیین گردیده است، برای هیچ یک از فراگیرانی که خواهان نیل به این هدف هستند، وجود نخواهد داشت. ضرورتها گسترش روزافزون حجم اطلاعات و نشر انبوهی از کتابها و منابع تخصصی و عمومی وهمچنین دگرگونی در شیوه ها، مناسبات و روابط تولیدی، گسترش دانش و ایجاد شاخه های جدید در علوم و وابستگی و ارتباط علوم و تکنولوژی در شاخه های مختلف با یکدیگر، ضرورت دگرگونی در نحوه بهره برداری از اطلاعات را آشکار می سازد. همچنان که شیوه های نوین، ابزار نوینی را برای بهره برداری بهینه می طلبد، اطلاعات گسترده و ضرورت به خاطرسپاری آنها برای درک مفاهیم و تحلیل ارتباطات و درنتیجه بنای یافته های جدید بر اساس آن، نیز ابزار و شیوه ای نو را می طلبد. در زمانهای دور که حجم اطلاعات محدود بود، شیوه مورد استفاده می توانست به خوبی از عهده به خاطرسپاری و پیوند اطلاعات با یکدیگر و بنای یافته جدیدی بر اساسش برآید اما شیوه مذکور نمی توانست در عصر جدید و در پاسخ به نیاز به خاطر سپاری انبوهی از اطلاعات و تحلیل آنها و کشف مفاهیم و ارتباطات نو کارساز باشد، پس تحقیق در ارائه شیوه ای نو و مطابق با تکنولوژی پیشرفته برای تحقیق این مهم آغاز گردید، شیوه ای که می توانست به تمامی نیازهای این زمینه پاسخ گوید. حال که این روش را شیوه سازگار با شرایط نو می نامیم، شیوه قدیم، روشی ناسازگار و غیرمنطقی محسوب می گردد که توان و ظرفیت محدودی دارد اما نیزو و زمان زیادی را می طلبد. بر این مبنا می توان نتیجه گرفت که شیوه نوین می بایست به گونه ای باشد که با صرف کمترین نیرو و زمان، امکان کسب بیشترین بازدهی از اوقات صرف شده فراهم آید تا بتوان مطابق با زمان و تکنولوژی نوین پیش رفت، در غیر این صورت از کاروان تمدید بشری دور خواهیم ماند. برای درک ضرورت کار و اهمیت تطابق زمان، تکنولوژی و روش، انسانهایی را تجسم کنید که بالخصوص در عصر فضا، با استفاده از چهارپایان به مسافرت می پردازند. شیوه فعلی- ابتدایی ترین شیوه که بشر به آن پی برد- به همان اندازه غیرمنطقی و ناسازگار با زمان و تکنولوژی است. همچون مسافرت با چهارپا در عصرکنونی. تفکر و توسعه فرضیه ای که اساس مهارتهای مطالعه را تشکیل می دهد، مبتنی بر اصل آشنایی با شیوه نوین مطالعه در قالب یادگیری خلاق و مهارتهای مطالعه است، و این امر منجر به رشد قوه تعل و تفکر می گردد که این خود مبنای توسعه یافتگی فرهنگی را تشکیل می دهد، رشد فرهنگی – که خود از ارکان توسعه اقتصادی است- و همچنین تفکر، موجب وقوف به تواناییهای بی شمار خویش و بهره گیری از تفکر می گردد که به معنای افزایش بهره وری است، در نتیجه، رشد فرهنگی و افزایش بهره وری، توسعه اقتصادی را بارمغان می آورد. تبیین این فرضیه- که از فرضیه های مهم این تحقیق است- در سیستم اگزیوماتیک، بدین شرح می باشد: اگر مهارتهای مطالعه فراگرفته شود، بر رشد قوه تعقل و تفکر تحقق می یابد. اگر رشد قوه تعقل و تفکرصورت گیرد، پس توسعه یافتگی فرهنگی ایجاد خواهد شد. و نیز : اگر رشد قوه تعقل و تفکر صورت گیرد، پس وقوف به توانایی های خویش و بهره گیری حاصل میشود. اگر وقوف به توانایی ها و بهره گیری صورت گیرد، پس افزایش بهره وری و رشد اقتصادی تحقق می یابد. در نتیجه: اگر افزایش بهره وری و رشد اقتصادی تحقق یابد و توسعه یافتگی فرهنگی صورت گیرد، پس توسعه اقتصادی تحقق می یابد. پس: اگر ..... ، پس توسعه اقتصادی تحقق می یابد... از جمله فرضیه های دیگری که اساس این تحقیق را تشکیل می دهد، می توان این موارد را بر شمرد: اگر فراگیری مهارتهای مطالعه صورت گیرد، پس رشد قوه خلاقیت صورت خواهد گرفت. اگر مهارتهای مطالعه فرا گرفته شود، پس افزایش دانش و اطلاعات صورت می گیرد. اگر مهارتهای مطالعه فرا گرفته شود، پس علاقه به مطالعه گسترش می یابد. و... بی تردید دهها فرضیه دیگر نیز می توان ارائه کرد و به تبیین سیستماتیک آنها پرداخت به گونه ای که تحقیقی علمی و جامع بر مبنای متدلوژی دقیق و به دور از هر گونه خطا انجام داد. تمامی این فرضیه ها مبین این مطلب میباشدکه فراگیری مهارتهای مطالعه، تعالی فراگیران را از یک سو، و توسعه اقتصادی کشور را از سوی دیگر به دنبال دارد. پس انتظار بجا و سنجیده ای است وقتی سیمای کشور را در پانزده سال آینده شادابتر، پربارتر و خلاق تر ترسیم کنیم، چه رشد فرهنگی و اقتصادی در نتیجه وقوف به تواناییها و نحوه بهره گیری از آن، که خود در پی اکتشافات و ابداعات متعدد حاصل از ثبت اطلاعات و پیوند دانسته ها با یکدیگر و کشف ارتباطت جدید، صورت می گیرد، پیامد قطعی این آموزشها و تلاشهای پرثمر است. پس: مهارت و تفکر ← {█(فرهنگی رشد@اقتصادی رشد)} ← توسعه اقتصادی دانش و قدرت از زمانی که بشر پا به عرصه وجود گذارد و اجتماعات را پدید آورد، قدرت به عنوان یک اصل در روابط میان انسانها خودنمایی کرده است تا جایی که گاه به عنوان تنها معیار در ایجاد و انجام روابط مطرح گردیده است، پس کسب، حفظ و ازدیاد قدرت، زیربنای روابط انسانی و روابط بین الملل قرار گرفت. معارهای متعددی برای بیان قدرت وجود دارد که تماما در هر عصری یکی از این معیارها جلوه بیشتری داشته است. در دوران مالکیت اشتراکی اولیه، زور و قوای بدنی تنها معیار قدرت محسوب می گردیده است. سپس در عصری که با دوران برده داری و نیز فئودالیزم تطابق دارد، وراثت و ثروت معیارهای عمده تشخیص قدرت بشمار می رفته است. بتدریج با ورود به دوران کاپیتالیزم ، ثروت که عادتا در دوران فئودالیزم به صورت ملک و املاک نمود داشت، شکل ویژه سرمایه را بخود گرفت پس داشتن سرمایه بیشتر به معنای داشتن قدرت بیشتر شد. هر چند شکل اقتصادی جوامع در عضر حاضر به صورت سرمایه داری سوسیالیزم و ترکیبی از این دو به شکل مالکیتهای دولتی و تعاونی در کنار مالکیتهای بخش خصوصی است، اما از دوران ما تحت عنوان عصر اطلاعات و انفورماتیک نام برده مشود، بر اساس دانش به عنوان معیار والای قدرت جلوه می یابد، یعنی هر کس که از دانش و اطلاعات بیشتری برخوردار باشد، قدرت بیشتری را داراست، قدرتی که سرانجام به قدرت اراده می انجامد. پس در کنار سایر معیارهای قدرت، دانش از ویژگی ممتاز برخوردار است. بنابراین هر گاه بتوان با تصحیح شیوه خویش، به اطلاعات بیشتری دست یافت، کسب قدرت نیز صورت می گیرد. بزودی در خواهید یافت که برنامه ریزی برای آموزش و یادگیری خلاق مهارتهای کتابخوانی به گونه ای که تنها ثبت ساده اطلاعات در حافظه صورت نمی گیرد، با تاکیدی که بر خلاقیت در آموزشها وجود دارد، فراگیران نه تنها حجم عظیمی از اطلاعات را ذخیره می سازد، بلکه توانایی تحلیل و درک زوایای ناپیدا را نیز دارا می شوند، امری که نمی توان در سایر شیوه های مطالعه انتظار تحقق قطعی را داشت . پس به طور کلی می توان گفت: مهارتهای مطالعه ←{█(اطلاعات افزایش@تحلیل توان رشد)} ← یعنی: کسب قدرت مبتنی بر دانش مهارتهای مطالعه: ادامه منطقی یک حرکت زمانی که به فراگیری فن کتابت پرداختیم و آغاز به خواندن و نوشتن کردیم، کار را شناسایی حروف پی ریزی کردیم و بتدریج که پیش رفتیم به مرحله ای رسیدیم که می توانستیم به راحتی هجاها را بخوانیم و بر مبنای شناسایی هجاها، کار خواندن را پیش بریم. این مرحله که با نام هجاخوانی یاد می کنیم، سرعت در هنگام خواندن یک متن ساده بدون برگشت به کلمات و خطوط قبلی، به 180-150 کلمه در دقیقه رسید. برای درک این سرعت کافی است در نظر بگیرید که کمی سریعتر از صحبت کردن، قادر به خواندن هستید، چه سرعت صحبت کردن حدود 150-130 کلمه است. دیدن متون مختلف و دیدن مکرر کلمات، موجب افزایش سرعت گردید چون دیگر نیازی به شناسایی دقیق هجاها برای خواندن کلمات نبود، طی این مرحله سرعت مطالعه به 250-200 کلمه رسید که با نام مرحله کلمه خوانی مشخص میکنیم. از آنجا که با این سرعت می توانستیم متون را براحتی بخوانیم و نیاز به فراگیری فنون دیگر نبود، طی این مرحله متوقف ماندیم و سعی در افزایش سرعت مطالعه خویش نکردیم و در صورتی که همانطور که ادامه منطقی هجاخوانی، کلمه خوانی بود؟، ما باید وارد مرحله بعدی که مشخصا در ادامه منطقی کلمه خوانی بود، یعنی عبارت خوانی می شدیم تا با سرعتی بیش از 500 کلمه در یک دقیقه به دیدن همان متون بپردازیم. آموزش کلاسیک ما که از هجاخوانی آغاز شده بود، در مرحله کلمه خوانی متوقف ماند،چه می بایست برای ورود به مرحله عبارت خوانی به تلاشی بیشتر دست می زدیم: یعنی به فراگیری فنون افزایش سرعت مطالعه می پرداختیم و به تصحیح شیوه ای که طی سالها بهغلط ملکه ذهن شده بود، اقدام می کردیم. بر این اساس یادگیری خلاق و مهارتهای مربوط به آموزش فنونی بوده که ادامه منطقی راهی را که از ش بازمانده ایم، امکان پذیر می سازد. طی این آموزشها سرعت ما به چند برابر افزایش خواهد یافت و فراخواهیم گرفت که بسیاری از متون را با سرعتی بسیار بیش از آنچه انجام می دهیم، مطالعه کنیم که این به معنای صرفه جویی در وقت است، یعنی از همان مقدار زمان می توان برای بررسی منبع بیشتر سود جست و بهره برداری در واحد زمان را افزایش داد. پس: طرح یک پرسش: سرعت یا درک؟ از جمله مسائلی که بالعموم در مهارتهای خواندن بر آن تاکید می گردد، افزایش سرعت است. طی آموزشهایی که طی مهارتهای مطالعه ارائه، بتدریج به مرحله ای خواهیم رسید که خواهیم توانست متون را با سرعتی به مراتب بیش از سرعت قبلی مطالعه کنیم. کسب توانایی در خواندن با سرعت بالا، به این معنا نیست که ما مجاز به خواندن هر نوع متن با سرعت بالا و به اصطلاح به صورت تندخوانی می باشیم هر چند از چنین توانایی ای برخوردار شده ایم. برای درک مسئله، راننده ای را در نظر بگیرید که توانایی راندن خودرو خویش را با سرعت 200 کیلومتر در ساعت دارد، اما آیا وی تمامی مسیرها را بدون در نظر گرفتن شکل مسیر و زمان خود و هدف از اتومبیل رانی- که به چه منظور و برای رسیدن به کدام مقصد و در چه مدت زمان و از کدام مسیر به رانندگی می پردازد- با سرعتی یکنواخت و یکسان طی می کند؟ آیا می توان و یا مجاز به این امر هستیم که با همان سرعتی که بزرگراهها را طی می کنیم، به طی مسیر شوسه پردازیم؟ آیا مسیر مستقیم با پیچهای تند را با یک سرعت می پیماییم؟ آیا این امر که می خواهیم به مسافرتی تفریحی برویم و در حین رانندگی از درک زیبایی های مسیر نیز غافل نمانیم، با هنگامی که به مسافرتی کاری در مدت زمانی محدود می رویم، موثر در تغییر سرعت با نیم نگاهی به هدف خویش از مسافرت نیست؟ هر گاه نیاز به کسب اطلاعات دقیق تر و ثبت و ذخیره سازی آن باشد با سرعتی حدود 100 تا 1000 کلمه در یک دقیقه به موضوع متن مورد مطالعه میزان نیاز به این اطلاعات در مطالعات بعدی میزان استفاده از این اطلاعات در آینده و ... در تعیین میزان سرعت مطالعه تاثیرگذار است. نیاز به این اطلاعات، همچنین سیستم مطالعه و شکل سازماندهی و ثبت اطلاعات را تعیین می کند که این خود در تعیین سرعت مناسب برای مطالعه متن نیز دخیل می باشد. عبارت خوانی، دقیق خوانی و خواندن تجسمی در همین طبقه بندی جای دارد. در عبارت خوانی بر اندیشه خوانی، در دقیق خوانی بر ذخیره سازی، و در خواندن تجسمی بر کشف زوایای ناپیدا تاکید. در مطالعه با سرعت کم، بر تفکر تاکید می گردد. در طبقه مذکور که خواندن انقتثادی و خواندن برای درک جایگاه کلمات و مفاهیم و زیباشناسی جای دارد، مطالعه با سرعتی کمتر از 500 کلمه در دقیقه صورت می گیرد و گاه دقایق و ساعات طولانی صرف تفکر و تعمق در مورد یک کلمه یا عبارت میکنیم. در خواندن انتقادیبا تاکید بر تبیین استدلالی و نقد مطالب، مطالعه ادامه می یابد. در خواندن برای درک جایگاه مفاهیم، بر زیباشناسی و درک جنبه های ویژهو کسب لذت از مطالعه (بویژه متون ادبی) تاکید می گردد. بر این مبنا می توان به سادگی به درک این مطلب رسید که هر چند توانایی مطالعه با سرعتی بسیار بیشتر از سرعت معمول فعلی را می یابیم، اما مطالعه را بر اساس هدف خویش از خواندن و بر پایه سایر مسائلی که طرح گردید، با سرعتهای متفاوت، از یک کلمه در چند دقیقه تا 20000 کلمه در دقیقه، انجام می دهیم. مسئله ای که می بایست موکدا بیان نمود این درباره بسیاری از متونی را که مورد مطالعه قرار می دهیم- که بیش از 80 درصد حجم را شامل است - می توان با سرعتی بیشتر کرد، چه حاوی اطلاعاتی است که اقلاً در موردش اطلاعات داشته ایم و یا مطالبی که جهت توضیح سایر مطالب آورده شده است و می توان به سرعت از خیرش گذشت. در اینجا تاکید بر این نکته که بیاموزیم که به سرعت از این حجم 80 درصدی درگذریم و بر مطالب تازه و با اهمیت تامل بیشتری نماییم، در صورتی که فی الحال تمامی متون را با سرعتی کمابیش یکسان مطالعه می کنیم که این به معنای از دست دادن وقت گرانبها، عدم تمرکز و ناتوانی در سازماندهی و ثبت مطالب است و هرگز ذخیره سازی کامل و دائمی اطلاعات را توام با خلاقیت، که به کسب قدرت مبتنی بر دانش و کشف و ابداع می انجامد، در پی نخواهد داشت. طی آموزشهای آتی درخواهید یافت که پایین بودن سرعت مطالعه عوارض متعددی را درپی دارد و از جمله عدم تمرکز حواس ف عدم درک مطالب، خستگی و بی علاقگی را می توان بیان کرد. ما خواهیم آموخت که با سرعتی بیشتر به مطالعهبپردازیم تا ضمن کسب لذت از مطالعه، میزان بازدهی را در واحد زمان افزایش دهیم. شایان گفتنه که افزایش سرعت مطالعه یعنی کسب اطلاعات بیشتر در واحد زمان، تنها از طریق سریعتر خواندن و به پیش رفتن حاصل نخواهد شد، هر گاه عادت و شیوه نادرست برگشت روی کلمات و خطوط قبلی را از بین ببریم- زمانی به اندازه 30 بار خواندن متن، صرف برگشت روی خطوط قبلی مصرف میرود- افزایش سرعت مطالعه و یا خواندن حجم بیشتری از مطالب در واحد زمان حاصل می شود. در صفحات آتی خواهیم آموخت بدون برگشت روی کلمات قبلی، با درک بالا به مطالعه بپردازیم و از این رهگذر تمرکز حواس را نیز بدست آوریم. از سوی دیگر در بسیاری از اوقات مطالعه، می توان به اندیشه خوانی به جای کلمه خوانی پرداخت، حرکت سریع چشم روی کلمات بر اساس تکنیکهایی که ارائه میشوند، در کنار افزایش حوزه دید، اندیشه خوانی را امکان پذیر می سازد. شیوه آموزش در آموزش مهارتهای مطالعه، شیوه کار به صورت استدلالی است، در هر جا توصیه به انجام کاری یا خودداری از اجرایش شده است، دلیلش به صورتی کاملاً علمی و روشن ارائه شده است. علت انتخاب چنین شیوه ای، ضرورت اجرای تمامی دستورالعمل هاست و نه اختیار در اجرا یا عدم اجرای آن. زمانی می توان انتظار اجرای قطعی روشی را داشت که مخاطب معتقد به اجرایش باشد به گونه ای که بر این باور باشد که بدون اجرای روشهای گفته شده، امکان نیل به هدف و کسب حداکثر بازدهی از مطالعه وجود نخواهد داشت. برای رسیدن به این مرز، مخاطب می بایست از تمامی دلایلی که موجب انتخاب هر یک از روشها و تکنیکها شده است، آگاه باشد تا چنین باوری در وی پدید آید. در بیان مسائل هر جا که ضرورت داشته به تبیین ریاضی مسائل پرداخته شده است. همچنین از انجا که تاکید بر یادداشت برداری به صورت شبکه ای است- که با این بحث به طور کامل آشنا خواهید شد- در پایان هر فصل و گاه در میان مطالب- بسته به ضرورت- به ارائه مطالب آن فصل به صورت شبکه ای مدل سازمانی اقدام شده است تا بحث شبکه ای و اهمیت نکات کلیدی ونیز نحوه اجرای طرحهای شبکه ای و اهمیت آن در یادگیری، برای فراگیران به روشنی مشخص شود و همچنین بتوان بتدریح تمرینها و آزمایشها را برای سنجش درستی آزموده ها انجام داد. از جمله شیوه های مطالعاتی که موجب درک درست موقعیت هر روش و پذیرش شیوه برتر است، مطالعه تطبیقی روشهاست. بیان این نکته ضروری استکه طرحهای پژوهشی یادگیری خلاق و مهارتهای مطالعه- که ما را درراستای کسب این نتایج و ارائه روشها رهنمون ساخت- بر اساس مطالعه تطبیقی، بنا گذاشته شده است. بر این اساس فراگیران طی آموزشهای آتی، خود به مقایسه تطبیقی روشهای مختلف مطالعه خواهند پرداخت و گزینش شیوه برتر را- که بی تردید با آموزشهای یادگیری خلاق مطابقت خواهد داشت- امکان پذیر خواهند ساخت. برنامه آموزشی طراحی مباحثی که در این کتاب ارائه می گردد، به گونه ای است تا امکان نیل به هدفی را که برای ایدگیری خلاق تعیین گردیده است، فراهم آورد. برنامه آموزش یادگیری خلاق بر اساس تعریفی که از آن به عمل می آید، طراحی شده است و در سه بخش ارائه می گردد: در بخش سوم که تاکید بر تقویت حافظه است، شیوه به خاطسپاری و به خاطرآوری مطالب بر اساس فعال کردن مغز و به کارگیری نیمکره راست مغز در یادگیری و همچنین استفاده از سیتسمهای تداعی و تصاویر ذهنی و سایر شیوه های یادیاری آموزش داده شده است. در هر یک از بخشهای تمرینهای لازم برای کشب بهترین نتیجه از این آموزشها ارائه می شوتد و همچنین با انجام آزمایشها و تستهای متعدد به سنجش آزموده ها و میزان پیشرفت خود پرداخته می شوند.

منبع: کتاب یادگیری خلاق

چگونه تندخوانی باعث افزایش سرعت من می شود

چگونه تندخوانی باعث افزایش سرعت من می شود

آنچه در این قسمت از متن می خوانید را باور نکنید. فقط مطالعه کنید دیروز یکی از شاگردان من به من گفت که من سعی میکنم کلمات را گروهی ببینم و گروهی مطالعه کنم. پرسیدم چرا میخواهی این کار را انجام بدهی. گفت در یکی از کتابهای تندخوانی مطالعه کرده ام که کسانی که تندخوان هستند کلمات را گروهی می بینند و گروهی میخوانند. یعنی چشم انها روی متن کمتر حرکت می کند تا اینجا همه چیز خوب بود و او برطبق نظریات علمی صحبت میکرد ولی من به او گفتم که اینگونه مطالعه نکن و مثل شیوه قدیمی خودت کتاب بخوان. گفت: یعنی گروهی خوندن غلط است؟ گفتم نه ولی تو نمی توانی گروهی کلمات را بخوانی. برای اینکه بتوانی این کار را انجام دهی شش ماه تا یکسال تمرین مشخص و منظم لازم داری تا بتوانی این کار را انجام دهی انچه در ادامه این متن در مورد نحوه تندخوان شدن میخوانید را فقط مطالعه کنید ولی برطبق ان کتاب نخوانید شما نمی توانید تند بخوانید مگر اینکه تمرینات تندخوانی را به صورت منظم و پی در پی زیر نظر استاد انجام دهید. این مباحث صرفا مباحث تئوری و پایه هستند که دانستن انها حتی به شما کمک نمیکند که تندخوان شوید. تاکید موکد: تندخوانی مثل زدن یک ساز است. این که بدانی در گیتار سیم دوم فرک اول اگر انگشت دوم گرفته شود صدای نت بی را میدهد، به شما کمک نمی کند تا گیتار بنوازید. حتی اگر جای همه نتها را نیز حفظ کنید شما توانایی زدن گیتار را ندارید. بلکه باید با انجام تمارین مشخصی، به طور خودکار گیتار را بنوازید اما متنی که فقط جهت مطالعه است این متن خلاصه فصل چهارم از کتاب مطالعه خلاق می باشد فصل چهارم مبانی و شیوه های افزایش سرعت مطالعه برای روبرو نشدن و مبتلا نگردیدن به عوارضی که به علت پایین بودن سرعت مطالعه پدید می آید، می بایست اقدام به افزایش سرعت مطالعه نمود. برای شناخت شیوه های افزایش سرعت مطالعه، در ابتدا می بایست نسبت به عللی که موجب کاهش سرعت مطالعه یا کندخوانی می گردد، شناخت پیدا کرد، چه نقطه مقابل عللی که موجب کندخوانی می گردد، بیانگر شیوه هایی است. شیوه هایی که افزایش سرعت مطالعه را امکان پذیر می سازد. همچنین حضور هر یک از علل موجب کندخوانی در هنگام مطالعه، نشانه ای است بر نادرست بودن شیوه مطالعه؛ چرا که از جمله نشانه های نادرست بودن شیوه مطالعه، پایین بودن سرعت مطالعه در شرایطی است که می بایست با سرعت به مطالعه متن پرداخت. به عبارت دیگر ناتوانی مطالعه کننده در تغییر و تنظیم سرعت مطالعه خویش متناسب با متن و سایر عوامل موثر در تعیین سرعت مطالعه، بیانگر ناآشنایی وی با سایر عوامل و اصولی است که می بایست برای انجام مطالعه ای راحت و کسب بیشترین بازدهی، در مطالعه خویش به کار گیرد. مبانی افزایش سرعت مطالعه مبانی افزایش سرعت مطالعه در دو گروه درک بصری و تندخوانی مورد بررسی قرار می گیرد و شامل قواعدی است که انجام یا خودداری از انجام اعمالی را فرمان می دهد. اجرای این مبانی ضمن آنکه خود تا حدودی افزایش سرعت مطالعه را موجب می شود، زمینه اجرای اصول و شیوه های افزایش مطلوب در سرعت مطالعه را فراهم می آورد. الف- دست خوانی پیش از این نیز گفتیم که دست خوانی عبارتست از استفاده از دست یا هر خط بر دیگر به عنوان راهنما در هنگام مطالعه. دست خوانی ابزاری کارآمد برای مقابله با آفات مطالعه، افزایش سرعت مطالعه و انجام مطالعه ای راحت بشمار می آید و در جایگزینی شیوه صحیح مطالعه و کنارگذاری شیوه های کهنه و غلط مطالعه، تسریع به عمل می آورد. همچنین به این نکته پی خواهیم برد که دست خوانی به تمرکز حواس و حفظ آن کمک می کند که بر این مبنا افزایش درک و علاقه به مطالعه را موجب می گردد. دست خوانی از دو جبهه در افزایش سرعت مطالعه عمل می کند: از یک سو با حرکت سریعتر دست، به حرکت چشم و در نوردیدن کلمات متن سرعت می بخشد که به معنای ایجاد زمینه برای افزایش سرعت مطالعه و سریعتر خواندن است، چه بر اساس اصل تبعیت چشم از دست، چشم ملزم به حرکتی سریعتر از پیش، به جهت حرکت سریعتر دست در زیر خطوط است. از سوی دیگر از آنجا که دست خوانی به سرگردانی چشم بین کلمات و خطوط پایان می دهد و از برگشت چشم روی کلمات قبلی جلوگیری می کند، افزایش سرعت مطالعه صورت می گیرد. سطور پسین به تشریح این موارد اختصاص دارد. 1- مقابله با سرگردانی چشم بین کلمات و خطوط در بسیاری از اوقات در هنگام مطالعه، کلماتیا خط را گم کرده ایم و یا به جهت خطای دید در تعیین خط بعدی مطالعه، به اشتباه عمل کرده ایم، به طور مثال در پایان مطالعه خط هفتم، به جای مطالعه خط هشتم، خط نهم و یا همان خط هفتم را نشانه گرفته ایم. این عمل نه تنها موجب اختلال در تداوم مطالعه و بروز اشکال و اختلال در یادگیری، درک مطالب و تمرکز حواس می گردد، سرگردانی چشم بین کلمات و خطوط و اتلاف وقت را نیز موجب می شود که به معنای کاهش سرعت مطالعه است چه برای مطالعه متنی واحد، زمان بیشتری صرف شده است و به عبارت دیگر تعداد کلمات کمتری در زمان صرف شده مطالعه گردیده است. برای جلوگیری از بروز این حالت، کافی است در هنگام مطالعه از دست یا هر خط بر دیگری استفاده کنیم تا نه تنها قادر به جلوگیری از کاهش سرعت مطالعه گردیم، به جهت حفظ تداوم در یادگیری و جلوگیری از گسستگی در روند مطالعه، از حواس پرتی که به دلیل عدم تداوم و ایجاد گسستگی روی می دهد، ممانعت به عمل آوریم. پس: دست خوانی ←جلوگیری از سرگردانی چشم← {█(حواس تمرکز↑@مطالعه سرعت↑)} ← ← {█(یادگیری و درک↑@مطالعه به علاقه↑)} ←↑اطلاعات و دانش ... هنگام مطالعه بدون دست خوانی، بخشی از زمان مطالعه صرف سرگردانی های مکرر چشم بین کلمات و خطوط می گردد که دست خوانی به این امر پایان می دهد. حدود 10 درصد از زمان مطالعه به سرگردانی ها و عدم تمرکز حواس ناشی از آن اختصاص می یابد که با پایان دادن به آن، 10 درصد افزایش در سرعت مطالعه روی می دهد. 2- جلوگیری از برگشت چشم به عقب برگشت چشم بیانگر حرکت چشم به کلمات و خطوط پیشین در هنگام مطالعه است که به دو صورت ارادی و غیرارادی روی می دهد. بسته به اینکه مطالعه کننده چه روشی را برای مطالعه اختیار کرده است و میزان فراگیری او تا چه میزان است، تا بیش از پنج برابر زمان یک بار مطالعه متن، به برگشتهای مکرر چشم به کلمات و خطوط پیشین اختصاص می یابد، به عبارت دیگر در صورت جلوگیری از برگشت چشم، سرعت مطالعه را می توان تا بیش از پنج برابر افزایش داد چه مطالعه متن در 1/5 آن زمان امکان پذیر است. برگشت های ارادی برگشت های ارادی روی کلمات و خطوط قبلی، بر اساس یک انتخاب و تصمیم آگاهانه و ارادی است. دلایا و مسائل متعددی مطالعه کننده را بر آن می دارد که دست به چنین انتخابی زند. این دلایل در مورد تمامی افرادی که به برگشت روی کلمات قبلی می پردازند، یکسان است. وجود هر یک از این دلایل کافی است تا با سایر زمینه های موجد برگشت به کلمات قبلی دامن زده شود و در روند مطالعه ای خوب و کسب بیشترین بازدهی خلل وارد آورد. شاید نتوان گفت کدام یک از موارد، ردیف اول زمینه های چنین گزینشی را به خود اختصاص می دهد چه وجود هر یک به معنای حضور و تاثیر سایر موارد است، اما می توان شیوه غلط مطالعه و عادت در برگشت به عقب را که بر مبنای عدم اطمینان به خود شکل می گیرد، بستری مناسب برای بروز سایر موارد و تشدید آن دانست. برای درک و تبیین مسئله، به شمارش موارد عمده در پیدایش حرکت برگشت ارادی چشم روی کلمات قبلی می پردازیم: شیوه نادرست مطالعه،عادت در برگشت، به عقب، عدم اطمینان به خود، عدم درک مطالب، اجازه به خود برای برگشت، و عدم تمرکز حواس، عمده ترین دلایل حرکت به عقب و دوباره خوانی های مکرر است. شیوه نادرست مطالعه به معنای مطالعه بر مبنای روشی است که در آن اصول فعال و صحیح که از بروز آفات مطالعه جلوگیری به عمل می آورد و امکان کسب بیشترین بازدهی را فراهم می سازد، رعایت نمی گردد. در این کتاب بتدریج به تشریح کامل این اصول که انقلابی در مطالعه بوجود می آورد، خواهیم پرداخت. حال چنانچه این اصول رعایت نشود، درک کامل مطالب روی نخواهد داد و درنتیجه نیاز به دوباره خوانی و برگشت به کلمات قبلی را برای فهم مطالب حس خواهیم کرد. بنابراین چنانچه روشی اتخاذ گردد که بر پایه آن بتوان در بار نخست به درک کامل مطالب پرداخت، ضرورتی برای برگشت به کلمات قبلی و دوباره خوانی وجود نخواهد داشت که این به معنای خواندن متن در زمانی کمتر و یا افزایش سرعت مطالعه است. همچنین عدم اجرای اصول مطالعه صحیح، موجب عدم توجه و دقت کافی در هنگام مطالعه می شود که همان عدم تمرکز حواس است که هر یک به دیگری دامن می زند: عدم تمرکز حواس به معنای آناست که امکان بسط دقت و توجه به متن مورد مطالعه نیست، چه حواس متوجه مسائل دیگری است و هنگامی که نتوان مبادرت به انجام دقت و توجه در اصل یادگیری کلامی، دقت و توجه است. در چنین شرایطی که امکان درک مطالب به جهت نبود دقت و توجه در پی عدمتمرکز حواس، وجود ندارد، برگشت به کلمات ثبلی و دوباره خوانی های مکرر، ضروری می نماید. بنابراین برای افزایش سرعت مطالعه، ایجاد تمرکز کامل حواس برای انجام دقت و توجه که لازمه درک کامل مطالب است، ضروری است. خوانندگان این سطور بزودی در خواهند یافت که با رعایت واجرای اصولی بس ساده و عملی، ایجاد تمرکز حواس و درک کامل مطالب به شیوه ای دلپذیر، که بسط علاقه به مطالعه را موجب می شود، امکان پذیر است. اما دوباره خوانی ها و برگشت به عقب، همیشه به علت عدم تمرکز حواس و یا عدم درک مطالب نیست و در همان حال که به فهم کامل مطالب و به خاطرسپاری آن پرداخته ایم، به برگشت به عقب و دوباره خوانی آنمی پردازیم. این عمل ناشی از عدم اطمینان به خود است که نمایی دیگر از شیوه نادرست مطالعه است که به صورت عادت در برگشت به عقب، ریشه دوانیده است. چنانچه در تقویت اعتماد به نفس خود بکوشیم و با فراگیری و به کارگیری اصول گفته شده در این کتاب دریابیم که می توان با یک بار یادگیری به درک کامل مطالب و به خاطرسپاری آن پرداخت، بی تردید به جهت اعتماد و اطمینان به خود درنتیجه اتخاذ شیوه صحیح مطالعه، به عادت برگشت به عقب پایان داده خواهد شد و سرعت مطالعه افزایش خواهد یافت. اجازه به خود در برگشت به عقب، زمینه مناسب برای تشدید عدم اطمینان به خود، بروز پدیده عادت به برگشت، عدم تمرکز حواس و عدم درک مطالب را فراهم می آورد. اجازه به خود در برگشت به عقب، حکایت از یک تصمیم قبلی دارد، به این معنا که هر گاه در درک مطلب با اشکال مواجه شدیم و بویژه به علت فرصت دادن به مغز برای توجه به مسائل جنبی و نامرتبط با متن مورد مطالعه و درنتیجه عدم تمرکز حواس بر متن مورد مطالعه، موفق به درک مطالب نشدیم، مجوز برگشت به کلمات و خطوط قبلی، پیشاپیش صادر شده است و هیچ مانعی برای برگشتهای مکرر وجود ندارد. نتیجه صدور مجوزهای برگشت به کلمات قبلی، چیزی جز تشدید پریشانی و حواس پرتی و عدم درک و ایجاد عادت در برگشت به عقب نخواهد بود. چرا که هرگاه مغز به هر دلیلی متوجه مسائلی دیگر شد که در امر مطالعه و یادگیری متن مورد نظر خلل وارد می آورد، به جهت در دست داشتن مجوز برگشت به عقب و اجازه جولان دادن به مغز به مسائلی که آن را اشغال کرده و مورد توجه یا علاقه ما برای پرداختن و اندیشیدن به آن است، از درک مطالب به جهت عدم تمرکز و توجه به آن بازخواهیم ماند و بر این مبنا برگشت به عقب و دوباره خوانی و چندباره خوانی متن صورت می گیرد، چه هیچ دلیلی وجود ندارد که در دوباره خوانی ها مغز متوجه مسائل دیگر نگردد و اجازه برگشت به عقب به دلیل عدم تمرکز، بارها صادر خواهد شد که این امر به صورت یک عادت رخ می نماید و سرانجام به بی علاقگی و دوری از مطالعه، کند ذهنی و عدم توانایی در تجزیه و تحلیل درست مسائل خواهد انجامید. برای درک این مسئله که چگونه اجازه به خود در برگشت به عقب، به عدم تمرکز حواس و درنتیجه عدم درک مطالب می انجامد، زمانی را در نظر بگیرید که قرار است فیلم کوتاهی که حاوی یک پرسش و پاسخ آن است پخش شود، با فرض اینکه از قبل میدانید که این فیلم چندین بار پیاپی نماش داده خواهد شد. آیا از همان ابتدا تمامی توجه خود را معطوف فیلم خواهید کرد و به هیچ مسئله دیگری که تاکنون ذهن شما را به تمامی در اشغال خود داشته است، نخواهید اندیشید؟ حال فرض کنید که قرار است فیلم برای یک بار نمایش داده شود و به کسانی که قادر باشند به سوالی که از قبل مطرح شده است و در فیلم نیز پاسخ آن بوضوح بیان خواهد گردید، پاسخ گویند، جوایز ارزنده ای داده خواهد شد، آیا تمامی توجه و حواس خویش رامعطوف فیلم نخواهید ساخت؟ آیا در آزمایش نخست که امکان نمایش مکرر فیلم وجود دارد، درک مسئله و یافتن پاسخ سوال را- بویژه در زمانی که مسائل مهمی ذهن شما را مشغول کرده است- به نمایش مجدد آن موکول نخواهید کرد؟ آیا میزان توجه به فیلم در هر دو آزمایش برای همگان یکسان است؟ حال این آزمایش را با یک بخش از یک کتاب انجام دهید، آیا نتیجه یکسان است؟ در آزمایش نخست با کتاب، اجازه مراجعات و دوباره خوانی های مکرر وجود دارد بنابراین امکان توجه به سایر مسائل نیز هست. اما در آزمایش دوم چون اجازه برگشت به کلمات قبلی وجود ندارد، مغز با تمام قوا آماده درک کامل مطالب درنتیجه تمرکز کامل حواس و بهره مندی از جوایز ارزنده می باشد. این جوایز ارزنده چیست؟ آنها چیزی جز حافظه ای برتر به دلیل رعایت اصولمطالعه و سیستمهای تقویت حافظه، علاقه و عشق به مطالعه، افزایش دانش و اطلاعات، موفقیت در تمامی مراحل تحصیل، کار و زندگی، خوشنودی از خود به جهت آشنایی با تواناییهای خود و بهره گیری از آن، افزایش بهره وری، کسب قدرت مبتنی بر دانش و... نیست. آیا کسب این جوایز ارزنده بیانگر درستی شیوه مطالعه فردی که بر اساس اصول یادگیری خلاق ومهارتهای مطالعه عمل می کند، نیست؟ برگشتهای غیرارادی برگشتهای غیرارادی بیانگر تمایل چشن در حرکت به عقب در هنگامی است که چشم در حال حرکت به جلو برای شناسایی کلمه بعدی است. در چنین حالتی تاثیر تصویر کلمه بر شبکیه، همچون آهنریایی عمل می کند کهاز حرکت چشم برای پرش روی کلمه بعدی، ممانعت به عمل می آورد. بی تردید بر این نکته واقفید که زمانی قادر به رویت اشیا و آنچه در معرض دید است، خواهیم بود که تصویر آن شیء بر شبکیه منعکس گردد چه میزان نور و چگونگی تابش آن بر شیء، شکل گیری تصویر بر شبکیه را صورت می دهد. اثر این تصویر تا اندک زمانی پس از روی برگرداندن از شیء هنوز بر شبکیه باقی است. پیوند این اثر و تصویر بعدی از همان شیء، پدید آورنده حالت حرکت در مغز است. بر همین مبنا سینما پدید می آید. در سینما با نمایش متوالی 24 فریم در ثانیه، حالت طبیعی حرکت را نمودار می سازد، در فاصله زمانی محو یک فریم و نمودار شدن فریم بعدی، قبل از آنکه اثر تصویر نخستین فریم بر شبکیه زایل شود، تصویر فریم بعدی بر شبکیه شکل می گیرد که این پیوند میان اثر تصویر فریم نخستین و تصویر فریم بعدی، پدید آورنده حالت حرکت در مقابل دیدگان ماست. در هنگام مطالعه، اثر تصویر کلمه نخستین بر شبکیه، مانع از حرکت راحت چشم به سمت کلمه بعدی می گردد که در نتیجه کندی در حرکت کاهش سرعت مطالعه و همچنین خستگی زودرس چشم را در هنگام مطالعه موجب می شود. برگشت غیرارادی چشم به کلمه قبلی که در نتیجه کشش و جاذبه اثر تصویر کلمه قبلی بر شبکیه روی می دهد، حالتی است طبیعی که بویژه در هنگام کلمه خوانی که مطالعه بر اساس شناسایی و خواندن تک تک کلمات صورت می گیرد، شدت می یابد. بی تردید افزایش سرعت مطالعه که حرکت سریع چشم را در تبعیت از دست به هنگام عبارت خوانی یا تندخوانی می طلبد، اثر تصاویر کلمات بر شبکیه در مقابل شتاب حرکت چشم و حضور سریع و پی در پی تصاویر بعدی که ماندگاری کوتاهی- در مقایسه با ماندگاری تصاویر کلمات در کلمه خوانی- دارند، رنگ می بازد و به عبارتی دیگر شتاب حرکت چشم، اثر تصویر کلمات را بر شبکیه خنثی می کند. همچنین محو اثر کششی تصاویر کلمات بر شبکیه، جایی برای بروز خستگی بر اثر این حالت، باقی نمی گذارد. شیوه های مقابله با برگشت چشم به عقب مبنای مقابله با پدید برگشت چشم به کلمات خطوط قبلی، بر سه اصل استوار گردیده است: رعایت اصول و شرایط مطالعه تصمیم به خودداری از برگشت بهعقب دست خوانی رعایت اصول و شرایط مطالعه، به بسیاری از برگشتهای چشم به عقب، که زاییده عدم تمرکز حواس و عدم درک مطالب است، پایان می دهد، چه با رعایت اصولی که موجد تمرکز حواس می گردد و نیز اجرای اصولی که متضمن درک کامل مطالب است، ضرورتی بر برگشتهای ارادی به کلمات و خطوط قبلی نمی باشد. برای مقابله با برگشتهایی که زاییده عدم اطمینان به خود وناشی از پدیده عادت در برگشتبه عقب است و همچنین مقابله با برگشتهایی که به دلیل وجود مجوز برگشت به عقب وجود دارد که این امر به عدم تمرکز حواس نیز دامن می زند، نیاز به اتخاذ تصمیمی قطعی در خودداری از برگشت به عقب است. با اتخاذ چنین تصمیمی اعتماد به خود شکل می گیرد و به دلیل عدم صدور مجوز در برگشت به عقب، تمرکز حواس به عیان رخ می نماید و بتدریج با پدیده برگشت به عقب مقابله می گردد. برای کمک به مقابله با برگشت به عقب، دست خوانی ابزاری است بسیار کارآمد. از آنجا که در دست خوانی، حرکت دست رو به جلو است و چشم ملزم به تبعیت از دست می باشد، درنتیجه از برگشت چشم روی کلمات قبلی به دلیل تبعیت از حرکت رو به جلوی دست، جلوگیری به عمل می آید که این امر به بسط تمرکز حواس نیز میانجامد که خود بستر درک بهتر مطالب و بخاطر سپاری آن است و از ضرورت برگشت به عقب برای درک و به خاطرسپاری مطالب می کاهد. با انجام عملیات و رعایت اصول و مواردی که به برگشت چشم روی کلمات و خطوط قبلی پایان می دهد، متن درمدت زمانی به مراتب کمتر از پیش مطالعه می گردد که به معنای افزایش سرعت مطالعه است. ب. درک بصری درک بصری عبارتست از: دیدن، درک کردن. به عبارت دیگر هر گاه درک مطالب بدون خواندن و ادای کلمات صورت گیرد، مبادرت به درک بصری مطالب کرده ایم. در درک بصری نه تنها می بایست از ادای کلمات یا بیان آن با صوت اجتناب ورزید، که از ادای کلمه در دل نیز می بایست خودداری کرد، یعنی در هیچ شکلی کلمه خوانی نکنیم. 1- عدم بیان کلمات: برخی از افراد در هنگام مطالعه مبادرت به بیان کلمات و به اصطلاح بلند خوانی می کنند. این گروه بر مبنای عادتی غلط و به تصور درکبهتر مطالب، اقدام به بلند خواندن متن می کنند. آنان بر این باورند که در صورت بلند خواندن متن، دو حس بینایی و شنوایی همزمان وارد عمل می شوند و به درک بهتر مطلب کمک می کنند. برخی از این افراد چنان بر این عمل اصرار می ورزند که می پندارند بدون بیان کلمات قادر به درک مطالب نیستند. بی تردید هر گاه در هنگام یادگیری بیش از یک حس از حواس پنجگانه فعال شود، امکان دریافت اطلاعات بیشتری بر اساس ویژگی های هر یک از حواس وجود دارد.این موقعیت زمانی فراهم می گردد که پرداختن به اعمال جانبی، اختلالی در فعالیت آن حس ایجاد نکند در غیر این صورت نه تنها بهره گیری از این امتیاز تحقق نخواهد یافت که در روند کسب بیشترین بازدهی، مانع پدید خواهد آمد. در هنگام مطالعه نیز چنانچه شنیدن و دیدن آنچه گفته می شود تواماً صورت گیرد و سرعت مطالعه از شنیده ها جلوتر یا عقب تر نیافتد، امکان دریافت اطلاعات بیشتر و پایداری آنها در حافظه وجود دارد. اما در صورتی که خود، گوینده آنچه می بینیم باشیم، حس شنوایی فعال نخواهد بود، چه به جهت تمرکز بر ادای صحیح کلمات، جایی برای فعالیت حس شنوایی و توجه به آنچه گفته می شود، نخواهد بود. تمرکز بر ادای صحیح کلمات – که به صورت بلندخوانی نمود می یابد- نه تنها از فعالیت مثبت حس شنوایی می کاهد، از تمرکز کامل بر اطلاعات انتقالی از طریق حس بینایی نیز اختلال ایجاد می کند. به عبارت دیگر فعالیت مثبت همزمان دو حس، زمانی جلوه گر خواهد شد که خود گوینده آنچه می بینیم، نباشیم. 2- پرهیز از کلمه خوانی: حتی اگر بلند خوانی نکنیم اما مبادرت به خواندن کلمه به کلمه متن واصطلاح ادای کلمات در دل نماییم، از سرعت مطالعه ای برابر با 250-200 کلمه در دقیقه برخوردار خواهیم بود که این میزان نیز در مطالعه، سرعتی کم بشمار می رود و در این صورت به عوارض ناشی از پایین بودن سرعت مطالعه دچار خواهیم شد. بنابراین یکی از ارکان افزایش سرعت مطالعه عدم کلمه خوانی متن مورد مطالعه می باشد، یعنی نه تنها مبادرت به بلندخوانی نکنیم، بلکه از کلمه خوانی نیز پرهیز گفتیم. ممکن است این تصور پدید آید که هنگام مطالعه متن، خواه ناخواه به اداری کلمه در دل می پردازیم و گریزی از آن نیست. شیوه های مقابله با کلمه خوانی مبنای درک بصری، خودداری از کلمه خوانی است. برای نیل به این نقطه از دو شیوه- که مکمل یکدیگرند – می توان سود جست: 1- کاهش زمان مکث روی کلمات، 2- افزایش حوزه دید. شیوه هایی که تاکنون برای افزایش سرعت مطالعه برشمردیم و تحت عناوین مقابله با سرگردانی چشم بین کلمات و خطوط و همچنین جلوگیری از برگشت چشم روی کلمات و خطوط قبلی، بررسی کردیم، تا اندازه ای موجب افزایش سرعت مطالعه می گردد. همچنین سایر شیوه های یاد شده، افزایش محدودی را در سرعت مطالعه رقم می زد که این میزان افزایش به مقدار سرگردانی ها و بگرشتهای به عقب بستگی داشت، لیکن شیوه های مقابله با کلمه خوانی، امکان دستیابی به بالاترین سرعتها را در مطالعه فراهم می آورد که بی تردید اجرای دقیق تکنیکها و اصول مهارتهای مطالعه در کنار تمرینهای متناسب و کافی، متضمن نیل به این مرحله است. 1- کاهش زمان مکث روی کلمات: حرکت چشم در هنگام خواندن، به صورت مکث و پرش انجام می گیرد و نه به گونه مستقیم مکث یا توقف بیانگر مدت زمانی است که چشم روی کلمه یا کلمات برای شناسایی و خواندن آن متوقف می ماند. پساز انجام این امر، چشم متوجه کلمه بعدی برای شناسایی و خواندن می گردد، از حرکت چشم از کلمه ای به کلمه دیگر تحت عنوان پرش یاد می شود. بدین ترتیب چشم با حرکت خود در هنگام مطالعه که به صورت مکث و پرش انجام می پذیرد، خواندن متن را ممکن می سازد. بر این اساس می توان نتیجه گرفت که برای افزایش سرعت مطالعه می بایست اقدام به کاهش زمان مکث در هر توقف نمود تا امکان انجام توقفهای بیشتر در زمان واحد فراهم آید و چون هر توقف بیشتر بیانگر خواندن حداقل یک کلمه بیشتر است، خواندن کلماتی بیشتر در زمان واحد امکان پذیر می گردد. 2- افزایش حوزه دید: حوزه دید عبارتست از تعداد کلماتی که در هر توقف خوانده می شود. در کلمه خوانی، حوزه دید یک کلمه است یعنی در هر توقف، چشم تنها متوجه یک کلمه می گردد و امر خواندن کلمه به کلمه صورت می گیرد. حوزه دید میان یک کندخوان و تندخوان، متفاوت است که این اختلاف منجر به تفاوت فاحش میان سرعتهای مطالعه آنان می شود. حوزه دید یک کندخوان، یک کلمه است، یک تندخوان می تواند حوزه دید خود را به بیش از 5 کلمه و تا حد یک سطر کامل افزایش دهد. همانگونه کههر چه زمان مکث در هر توقف کاهش یابد، سرعت مطالعه نیز به همان تناسب افزایش می یابد، در اینجا نیز هر چه حوزه دید بیشتر شود، سرعت مطالعه نیز به همان تناسب افزایش خواهد یافت بنابراین افزایش حوزه دید به معنای افزایش سرعت مطالعه است. اندازه گیری تغییرات برای اندازه گیری و محاسبه میزان تغییرات و فازایشی که در سرعت مطالعه روی می دهد، شمارش موارد و ثبت زمان صرف شده در موارد موضوع آزمایش و سنجش ضروری است: برای تعیین میزان افزایش سرعت مطالعه درنتیجه جلوگیری از سرگردانی چشم بین کلمات و خطوط با استفاده از دست خوانی، شمارش تعداد مواردی که درنتیجه عدم توسل به شیوه دست خوانی، با گم کردن خطوط و کلمات و خطا در تعیین سر بعدی مواجه می شویم، ضرورت دارد. بی تردید تعداد خطاها به شرایط مطالعه و چگونگی صفحه ارایی و فاصله میان خطوط و نوع خط کتاب مورد مطالعه بستگی دارد. در آزمایشهای متعددی که به منظور تعیین میزان افزایش سرعت مطالعه در نتیجه مقابله با سرگردانی چشم صورت گرفت، به طور میانگین 10% کاهش در زمان صرف شده برای مطالعه مشاهده گردید که به معنای 10% افزایش در سرعت مطالعه می باشد. این میزان نه تنها از مقابله با خطا، که از ممانعت از گسستگی و تمرکز حواس و تداوم درارتباط بین مفاهیم و درک آن حاصل شده است. چنانچه زمان مکث روی کلمه از 1 ثانیه به ثانیه کاهش یابد، سرعت مطالعه از این طریق نیز 3 برابر افزایش می یابد. با انجام تمرینهایی که بدین منظور طراحی گردیده است و انجامتکنیکهای کاهش زمان و افزایش حوزه دید، کاهش زمان مکث تا ثانیه به راحتی امکان پذیر خواهد بود، هر چه میزان کاهش زمان مکث، بیشتر باشد میزان افزایش سرعت مطالعه نیز بیشتر خواهد بود. افزایش حوزه دید، از یک کلمه به 2 یا 3 کلمه در هر توقف به معنای افزایش سرعت مطالعه به بیش از 2 برابر است. کاهش زمان مکش و افزایش حوزه دید به گونه ای عمل می کنند که افزایش حوزه دید از یک به 4 یا 5 کلمه در هر توقف، هرگز بهمعنای 4 برابر شدن زمان مورد نیاز برای شناسایی و خواندن نمی باشد چه افزایش سرعت شناسایی، درک و انتقال، به طور کلی از زمان صرف شده در هر توقف می کاهد و تعداد کلماتی که در هر توقف شناسایی می گردد، تاثیری در آن ندارد چه توانایی شناسایی و درک فرد در افزایش سرعت مطالعه بر اساس کاهش زمان مکث و افزایش حوزه دید، بسیار بیشتر از توانایی فیزیکی وی می باشد.

تندخوانی برای پیش مطالعه

تندخوانی برای پیش مطالعه

پیش مطالعه چیست و تندخوانی چه تاثیری در پیش مطالعه میگذارد خواندن اجمالی این متن قسمتی از کتاب روشهای مطالعه دکتر سیف می باشد هدف هدف از خواندن اجمالی دست یافتن به نکات و مطالب مهم کتاب و کشف ساختمان مواد و مطالب در یک زمان کوتاه و با سرعت زیاد است. سرعت تقریبی خواندن اجمالی 1000 تا 40000 کلمه در دقیقه است. فواید فواید خواندن اجمالی عبارتند از: الف- کارآمدی بیشتر، از راه تخمین زدن اهمیت مطالب و طرح ریزی یک روش مناسب مطالعه. ب- بودجه بندی واقعی تر از زمان، از طریق کشف حجم و دشواری مطالب. ج- افزایش میزان درک مطالب و نگهداری آنها در حافظه از راه کسب یک نظر اجمالی از کل مطالب پیش از خواندن جزئیات. د- افزایش میزان دقت و تمرکز حواس از طریق برانگیختن میزان علاقه. روش روش خواندن اجمالی مبتنی است بر نمونه گیری سریع از نکات اساسی و صرف نظر کردن از جزئیات. در این روش مطالعه، در جستجوی نکات کلیدی دربارة مواد و ساختمان مطالب و نظر و سبک مؤلف باشید. همچنین، برای افزایش میزان علاقة خود نسبت به مطالب به طرح سؤالاتی در مورد مطالب خواندنی بپردازید. برای خواندن یک کتاب غیرداستانی با روش اجمالی نموه گیریهای زیر را انجام دهید: عنوان. عنوان کتاب با عنوان کتابهای دیگر در این زمینه و عنوان سایر کتابهای همین مولف چه فرقی دارد؟ مولف. مولف کیست؟ تجربیات و سابقه کار او چیست؟ وی صلاحیت دارد تا درباره عنوانی که انتخاب کرده است قلم بزند؟ تاریخ انتشار. کتاب در چه تاریخی منتشر شده است؟ کهنه است یا تازه؟ مقدمه، پیشگفتار، معرفی.چرا مولف این کتاب را نوشته است؟ برای چه کسانی آن را نوشته است؟ آیا او در نوشتن کتاب تعصب خاصی را دنبال کرده است؟ فهرست مطالب؛ سازمان مطالب کتاب چگونه است؟ آیا بعضی فصل های کتاب، از فصل های دیگر، مهم تر است؟ آیا مطالب و فصل های کتاب، به دو سه بخش مهم تر، تقسیم بندی شده اند؟ اگر نه، آیا شما می توانید این مطالب را به دو سه بخش عمده تقسیم کنید؟ ساختمان فصل ها؛ آیا در داخل هر فصل، عنوان های جداگانه ای وجود دارند؟ در پایان هر فصل، خلاصه فصل و یا سؤالات مربوط به فصل، یافت می شوند؟ صفحات و تصاویر انتخابی؛ مؤلف چه سبکی را در کلمه به کار برده است؟ برای این منظور، از هر پنجاه تا صد صفحه، یک یا دو صفحه را به طور تصادفی انتخاب کنید و آنها را از نظر بگذرانید. جمله اول چند پاراگراف را بخوانید و به تصاویر، نظری بیندازید. خلاصه ها و نتیجه گیری ها؛ آیا کتاب، یک فصل نتیجه گیری دارد؟ آیا فصل ها، دارای خلاصه یا نتیجه گیری هستند؟ اگر کتاب یک فصل نتیجه گیری دارد، ابتدا آن را بخوانید. به احتمال زیاد، این فصل، محتوای کتاب را با دقت بیشتری معرفی می کند. پیوست ها، فهرست اصطلاحات، مآخذ و مراجع؛ کتاب، شامل کدام یک از اینهاست؟ کدام یک از اینها، به آشنایی بیشتر شما نسبت به کتاب کمک می کند؟ برای خواندن یک فصل با روش اجمالی، نمونه گیری های زیر را انجام دهید: عنوان؛ عنوان فصل، چه رابطه ای با فصل های قبلی و بعدی دارد؟ خلاصه فصل و پاراگراف های مقدمه؛ آیا اینها، مفاهیم اساسی را در بر می گیرند؟ خلاصه فصل، معمولاً محتوای فصل را با دقت بیشتری معرفی می کند؛ ابتدا آن را بخوانید. عنوان های کوچک، جملات موضوعی، حروف کج و حروف درشت؛ می توان از اینها، مطالب کلی و اساسی فصل را بیرون کشید. شکل ها، نقشه ها، جدول ها: آیا اینها، به روشن ساختن مطالب اصلی، نکات مهم و جزئیات، کمک می کنند؟ توجهات لازم، هنگام خواندن یک کتاب داستانی با روش اجمالی 1. در خواندن یک نوشته ادبی یا یک اثر هنری به طور اجمالی، دو محدودیت زیر وجود دارد. الف) چون خواندن پایان نوشته های ادبی و آثار هنری، اغلب درک خواننده را از مطالب کم و کند و لطف آن را از بین می برد، لازم است در این گونه آثار، تنها به نمونه گیری از قسمت های اول اثر بپردازید. ب) با خواندن اجمالی یک اثر هنری یا یک نوشته ادبی، نمی توان به مفهوم اصلی آن دست یافت. 2. برای کسب اطلاع در مورد اثر، در صورت موجود بودن، اطلاعات پشت جلد کتاب را بخوانید. 3. می توانید با بررسی سریع چند صفحه یا چند فصل اول کتاب، خودتان را با مطالب کتاب آشنا سازید و نسبت به آن، بیشتر علاقه مند شوید. همچنین سعی کنید تا نویسنده کتاب را بیشتر بشناسید و درباره عصری که نویسنده این اثر را نوشته، اطلاعاتی به دست آورید. 4. پس از مطالعه فصل اول، صفحه اول را دوباره بخوانید. جملات و پاراگراف های نخستین، درباره جهت گیری، منظور و مفهوم نویسنده، چه اطلاعاتی به دست می دهند؟ فصل اول کتاب، معمولاً در بر گیرنده مضمون های اصلی کتاب است. 5. بعد از این که از خواندن اثر فارغ شدید، می توانید فصل نخست را بار دیگر بخوانید تا یک نظر در مورد اثر کسب کنید. به این کار، بررسی مجدد می گویند. روشهای مطالعه مورد بحث در این کتاب بر اساس ترکیبهای بخصوصی از فنون مختلف مطالعه چون خواندن اجمالی، مطالعه انتخابی، سوال کردن، و غیره مبتنی هستند. این فنون مختلف معمولا اجزای پیش از یک روش مطالعه را تشکیل می دهد. فهرست موثرترین این فنون که برای خواندن اجمالی مفید هستند در زیر می آیند. فنون تشکیل دهنده روش خواندن اجمالی 1. سازمان بندی ابتدایی پیش از مطالعه کتاب به طور کامل، به کشف قسمت های اصلی کتاب که بر اساس آن، مطالب کتاب سازمان یافته اند و همچنین به کشف اندیشه های مهم کتاب بپردازید. این کار، مستلزم اندیشیدن یا بر روی کاغذ آوردن یک جمله کامل درباره عنوان و مقدمه و خلاصه هر فصل کتاب است؛ به صورتی که این جمله، مبیّن مفهوم اصلی آن فصل باشد. 2. تعیین هدف مطالعه معین کنید که هدف شما از مطالعه کتاب چیست و با چه دقتی می خواهید آن را بخوانید. آیا برای کسب یک برداشت کلی، کتاب را می خوانید یا به دنبال جزئیات هم هستید؟ برای امتحان مطالعه می کنید یا برای رفع نیازهای شغلی یا برای سرگرمی؟ با مشخص کردن هدف مطالعه خود، بهتر می توانید روش مناسب مطالعه را برای رسیدن به آن هدف انتخاب کنید. اگر برای کسب اطلاعات کامل و جامع، کتاب را می خوانید، سرعت شما باید کمتر از موقعی باشد که به دنبال کسب یک دید کلی از کتاب هستید یا برای سرگرمی آن را مطالعه می کنید. اگر منظورتان یک آشنایی سطحی با کتاب است، استفاده از روش خواندن اجمالی، مناسب ترین روش است. 3. برآورد دشواری مطلب و زمان مطالعه مقدار زمانی را که برای مطالعه کتاب در اختیار دارید و میزان دشواری کتاب را تخمین بزنید. اگر در نظر دارید که از خواندن اجمالی پا فراتر نهید، در بودجه بندی زمان خود دقت کنید. یک تخمین واقع بینانه از زمانی که در اختیار دارید،نظربه هدف شما از مطالعه کتاب و میزان دشواری مطالب، شما را در طرح یک برنامه مناسب و کنترل صحیح روش مطالعه، کمک می کند. 4. طرح سؤال حال که درباره کتاب یا یک فصل، اطلاعاتی به دست آوردید، معین کنید که چه اطلاعاتی کم دارید. آیا باید به مطالعه ادامه دهید؟ اگر جواب این سؤال مثبت است، انتظار دارید از یک خواندن عمیق، چه چیزی عایدتان شود؟ چگونه مؤلف از مقدمه، به نتیجه رسیده است؟ مراحل اساسی کتاب، چه هستند؟ آیا این مراحل، به طور منطقی به هم مربوط می باشند و هدف مؤلف چیست؟ آیا مطالب کتاب، با آن چه که شما قبلاً درباره موضوع می دانستید، موافقت یا مغایرت دارد؟ سؤالات شما درباره کتاب، می توانند کلی یا کاملاً مشخص باشند. طرح این گونه سؤالات، از طریق ایجاد کنجکاوی، تمرکز حواس و دقت شما را افزایش می دهد. رضایت حاصل از پاسخ گویی به سؤالات، مدت نگه داری مطالب را در حافظه، طولانی می کند. طرح سؤال، به هنگام مطالعه یک کتاب، خواننده منفعل را به یک خواننده فعال مبدل می سازد. از طریق طرح سؤالات، یک گفت و شنود بین شما و مؤلف کتاب برقرار می شود که کسب لذت شما را از مطالعه کتاب افزایش می دهد. سؤالات، اغلب به هنگام مطالعه یا پس از پایان مطالعه، به ذهن می رسند؛ ولی شما سعی کنید سؤالات خودتان را پیش از مطالعه و به هنگام خواندن اجمالی کتاب، شروع کنید. تمرینات 1- کتاب حاضر را به طور اجمالی بخوانید. روش خواندن اجمالی تان را ارزشیابی کنید. الف- کتاب درباره چیست- موضوع اصلی چیست؟ ب- از قسمتهای اصلی کتاب با نکات اصلی آن با اطلاع شدید؟ پ- متوجه «کاربرد در موضوعات» شدید؟ این روش با برنامه فعلی شما جور در می آید. ت- تعدادی از سوالاتی را که شما دربارهاین کتاب می توانید جواب دهید کدامها هستند؟ ث- این کتاب تا چه اندازه برای شما مفید است؟ تا چه اندازه برای شما دشوار است؟ چه مدت لازم است تا انچه را که می خواهید از آن به دست بیاورید؟ 2- سه کتاب غیرداستانی را که از نظر دشواری و میزان علاقه شما نسبت به آنها با هم فرق دارند انتخاب کنید و آنها را با روش خواندن اجمالی بخوانید. فراموش نکنید که باید با سرعت جلوب روید. برای کسب عادت در این کار، سعی کنید سه تا پنج دقیقه- حداکثر پنج دقیقه- برای هر کتاب وقت صرف کنید. مواظب باشید به جزئیات توجه نکنید. این رورش را با هر چند کتاب که می توانید برای مدت چند روز یا چند هفته تمرین کنید، تا با کاربرد این روش آشنا شوید. 3- تمرین فوق را با فصول، مقالات، یا سایر خواندی کوتاه انجام دهید. 4- همین تمرین را با تعداد زیادی نامه، تعداد زیادی مجله، یا توده ای از هر گونه مطالب خواندی یا مطلب تحقیقی که در دسترس دارید انجام دهید. خلاصه صرف نظر از اینکه یک کتاب 600 صفحه ای را مطالعه می کنید ، یا یک فصل از یک کتاب ، یا یک مقاله از یک روزنامه، یا چند نامه ، یا تعدادی یادداشت ، هدف از خواندن اجمالی: در یک زمان بسیار کوتاه ، از چند ثانیه گرفته تا چند دقیقه یک آشنایی کلی با مطالب به دست آورید. شما در این زمان کوتاه می توانید دست کم به چهر هدف زیر برسید : 1.پس از ملاحظۀ ابتدا و انتهای مطالب و گرفتن چندین نمونه از سراسر کتاب، می توانید یک آگاهی کلی از مطالب و سازمان کتاب کسب کنید و قادر باشید موضوع اصلی کتاب را بیان کنید و دو تا پنج نکتۀ مهم از کتاب را ذکر نمایید . 2.می توانید هدفتان را از خواندن کتاب مشخص سازید . 3.می توانید به میزان دشواری مطالب کتاب آگاه شوید و برآورد کنید که چه مقدار وقت لازم خواهید داشت تا آنچه را که می خواهید از کتاب به دست آورید. 4.می توانید پرسیدن سؤالها را آغاز کنید.

تندخوانی و دقیق خوانی

تندخوانی و دقیق خوانی

خواندن دقیق هدف هدف خواندن دقیق درک کامل مطالب خوانده شده و نگهداری آنها به طرزی منظم و منطقی در حافظه است، به طریقی که یادآوری آنها برای استفاده های بعدی میسر باشد. دامنه تقریبی سرعت سرعت تقریبی خواندن دقیق 100 تا 1000 کلمه در دقیقه است. فواید فواید خواندن دقیق به قرار زیرند: الف-فهم بیشتر مطالب از طریق درک ساختمان مفاهیم و معانی. ب-نگهداری بیشتر مطالب در حافظه از طریق یک روش سادۀ مرور کردن و یادگیری جزئیات و ربط دادن آنها با اصول و مفاهیم. پ-افزایش توانایی خواننده در پاسخ دادن به سوالات تشریحی ، زیرا در این روش مطالعۀ مفاهیم به وسیلۀ خواننده سازمان می یابند و به زبان وی بیان می شوند و صرفا به حافظه سپرده نمی شوند. ت-افزایش کسب لذت در نتیجۀ ایجاد اطمینان بیشتر حاصل از درک عمیق تر مطالب. روش:فنون اساسی روش خواندن دقیق عبارتند از سازمان دادن ، حاشیه نویسی و علامت گذاری ، و خلاصه کردن. در سازمان دادن ، خواننده به دنبال سازمان فکری مؤلف می گردد و از رابطۀ بین مطالب آگاه می شود. با حاشیه نویسی و علامت گذاری ، خواننده صفحات را علامت گذاری می کند تا ساختمان مطالب را روشن تر سازد . در خلاصه کردن ، خواننده مطالب را مرور می کند و درک خود را از مطالب روشن تر و بهتر می سازد. فنون مربوط به روش خواندن دقیق: 1.سازمان دادن:سازمان دادن مستلزم تعیین سطوح مختلف مطالب از نظر معنی است ، یعنی تعیین تز اصلی ، نکان اصلی ، جزئیات مطلب و همچنین تشخیص رابطۀ بین این سطوح مختلف و اجزای هر سطح. استفاده از سازمان دادن منتج به فهمیدن بهتر مطالب و یادآوری سریعتر آنها می شود ، زیرا از طریق سازمان دادن یادگیرنده نکات اصلی و جزئیات را بعنوان اجزای یک کل یاد می گیرد، نه به صورت اطلاعات پراکنده. الف-تز اصلی:در یک کتاب یا بخش یا فصلی از یک کتاب ، تز اصلی بحث مؤلف، یک اندیشۀ کلی است. این اندیشه تمامی مطالب و نکات کتاب را در بر می گیرد. تز اصلی منعکس کنندۀ اندیشه و مقصود اصلی نویسنده است . معمولا شناسایی این تز از طریق یادگیری نکات اصلی بهتر میسر می شود . بیان صحیح تز اصلی یک کتاب یا یک بخش از یک کتاب مستلزم یک یا دو جمله است ، نه یک کلمه که فقط نشان دهندۀ یک عنوان است. ب-نکات اصلی:نکات اصلی اندیشه های مهم یا گروههایی از معنی هستند که برروی هم تز اصلی را تشکیل می دهند. پ-جزئیات:جزئیات یا اطلاعات جزئی عبارتند از اطلاعات واقعی ، تصاویر ، و مثالهایی که حامی و توضیح دهندۀ نکات اصلی هستند. برای مثال در یک فصل: الف- برای پیدا کردن نکات اصلی، دقت کنید که جملات موضوعی یا جملات اصلی هر پاراگراف چگونه پاراگرافها را به هم متصل می سازند. وقتی پاراگرافی را می خوانید که یک موضوع تازه را مورد بحث قرار می دهد، معمولاً یک نکته اصلی جدید معرفی می شود. حروغی که درشت و سیاه تر از متنچاپ شدهاند و عنوانهای فرعی اغلب حاکی ازاین تغییرات هستند. ب- تز اصلی، معمولاً به وسیله مولف به طور مستقیم بیان نمی شود، ولی ترکیبی از عناصر اساسی مربوط به نکات اصلی به کمک هم این تز را روش می کنند. پ- هر نوع مطلبی شامل تعدادی جزئیات است. تعیین اینکه خواننده چه مقدار به جزئیات بپردازد برحسب هدف خواننده از مطالعه و نیازهای عملی او فرق می کند. در بسیاری از موارد، اهمیت این جزئیات فقط در کمکی که آنها به روشن شدن نکات اصلی برای درک تز اصلی می کنند نهفته است. این سطوح مختلف دارای اهمیت نسبی هستند. برای مثال، در یک کتاب تز یک فضل ممکن است به عنوان یک نکته اصلی یا یک مطلب جزئی برای تز اصلی تمامی کتاب به حساب آید. شناخت الگوی ساختمانی مطالب یک کتاب در ضمن خواندن اجمالی، یعنی وقتی که خوانند در جستجوی تز اصلی و نکات اصلی است، مسیر می شود. پس از این بررسی اجمالی، روش دقیق خوانی درک کامل ساختمان مطلب را فراهم می سازد. بعضی مطالب خیلی خوب سازمان یافته اند. در این مطالب تز الی به طور آشکار بیان شده است، نکات اصلی به خوبی توضیح داده شده اند، و تمام جزئیات نکات اصلی مطلب را روشن کرده اند. در بعضی موارد، فنون چاپ (نوشتن حروف با خط سیاه یا درشت، حروف کج، و شماره گذاری) برای آشکار ساختن مطالب کمک می کنند. در غیر این صورت، شما (خواننده) مجبور هستید کوشش کنید تا ساختمان مطالب را کشف کنید، یا حتی خود برای مطالب نوعی ساختمان به وجود آورید. هر چه این ساختمان ساده تر و روشنتر باشد، یادگیری و یادآوری شما بهتر خواهد بود. تحقیقات نشان داده اند که ذهن آدمی نمی تواند در هر سطحی با بیش از سه تا پنج عامل درگیر شود. ساده کردن مطالب از طریق تقسیم بندی آنها به سه، چهار، یا پنج قسمت یا نکته اصلی درک مطالب و یادآوری آنها را آسانتر می سازد. برای ایجاد یک ساختمان ذهنی، مفید است که رابطه میان تز اصلی، نکات اصلی، و جزئیات را به صورت یک شکل یا یک طرح مجسم کنید. برای مثال، مطالب را می توان به صورت یک طرح خلاصه ای، یک سطح سازمانی، یک طرح هرمی، یک طرح شعاعی، یک طرح سلولی، یا یک طرح همپوشی تهیه کرد. علاوه بر اینها ممکن است، به هنگام تمرین، تدابیر دیگری برای ایجاد ساختمان ذهنی کشف کنید.

یک مطلب خیلی تئوری دیگر

یک مطلب خیلی تئوری دیگر

اگر خیلی میخواهید عمیق و دقیق تندخوانی را فرا بگیرید پس بد نیست به این مطلب خیلی تئوری هم توجه کنید فرق احساس و ادراک تا یادگیری احساس دیدن، شنیدن، لمس کردن، و مانند اینها احساس نام دارند. وقتی که ما چیزی را احساس می کنیم، یکی از اندام ها یا اعضای حسی مان، مثل چشم یا گوش، تحریک می شود و انرژی جذب می کند. مثلاً گوش (اندام شنوایی)، در شنیدن یک صدا (احساس)، ضمن تحریک شدن، امواج صوتی (انرژی ) را جذب می کند. پس، می توانیم بگوییم زمانی که یکی از اندام های حسی ما (چشم، گوش، بینی، پوست و غیره) تحریکی را دریافت می کند احساسی به ما دست می دهد، که این غیرارادی است؛ یعنی، بی آنکه ما بخواهیم، می توانیم چیزی را احساس کنیم. به عنوان مثال، ما گرما و سرما را حس می کنیم و صداهای مختلف را می شنویم، بدون اینکه اراده کرده باشیم. ادراک ما در احساس فقط چیزی را می بینیم، می شنویم، می بوییم، یا لمس می کنیم؛ اما در ادراک می فهمیم که آن چیست. به سخن دیگر، ادراک یعنی معنی دار کردن اطلاعات دریافت شده از راه حواس. ما اطلاعات را از راه حواسمان از محیط دریافت می کنیم. بعد این اطلاعات را، به کمک آنچه از قبل آموخته ایم، تعبیر و تفسیر می نماییم و آن را ادراک می کنیم. بنابراین، آنچه ما بر اساس احساس هایمان ادراک می کنیم همان چیزی نیست که می بینیم، می شنویم، می بوییم، یا لمس می کنیم. ادراک امور به سادگی احساس آنها نیست، بلکه ادراک شامل تفسیر ذهنی امور است، و لذ از حالت های ذهنی، تجربه های قبلی، اطلاعات، و انگیزش تاثیر می پذیرد. بهبیان دیگر، اطلاعات حسی دریافت شده ازراه حواس مختلف با خاطرات و تجارب گذشته ما در می آمیزد و آنگاه ادراک به ما دست می دهد. توجه غالباً چند حس مابا هم تحریک می شوند و همزماناطلاعات حسی متفاوتی را دریافت می کنیم، اما تنها بخش کوچکی از آنها را ادراکمی نماییم. سوالی که اینجا مطرح می شود سوال مهمی است: « چه چیزی تعیین می کند که بعضی احساس های ما ادراک شوند اما بسیاری احساس های دیگر ادراک نشوند؟» جواب این سوال توجه (دقت) است. انتخاب چاره ای از احساس های دیافتی و نادیده گرفتن احساس های دیگر توجه یا دقت نامیده می شود. بنابراین، توجه عنصر مهم ادراک است. ما بدون، توجه کردن، قادر به ادراک امور نیستیم، و از طریق توجه کردن به پارهای امور و نایده گرفتن امور دیگر آنچه را که می خواهیم ادراک می کنیم و آنچه را که نمی خواهیم مورد غفلت قرار می دهیم. نکته مهمی که اینجا باید به آن اشاره کنیم نکته دیگری میباشد هر چند ما مفاهیم احساس، ادراکف وتوجه را جدا از هم توضیح دادیم، اما آنها از هم جداشدنی نیستند. این سه فعالیت درارتباط با یکدیگر عمل می کنند و ما، به کمک آنها، اطلاعات را از محیط دریافت می کنیم و می فهمیم. بنابراین، نقصان در هر یک از آنها موجب صدمه دیدن تمامی فرایند یادگیری و کسب دانش می شود. یادگیری اصطلاح یادگیری معانی گسترده ای دارد. ما موضوع های مختلف درسی و غیردرسی مانند فیزیک، شیمی، ریاضی، موسیقی، آداب و رسوم، وغیره را یادمی گیریم. ما دوست داشتن، کینه توزی، و عواطف مختلف دیگر را یاد می گیریم. همچنین، ما ورزش ها و فعالیت های مختلف، حرفه های گوناگون، و سرگرمی های متنوع را یاد می گیریم. در حقیقت، تهیه فهرستی از آنچه انسان در طول زندگی و از راه آموزش های رسمی و غیررسمی وتجارب مختلف یاد می گیرد بسیار دشوار است. به طور خلاصه، می توانیم بگوییم یادگیری هم کسب دانش است، و هم ایجاد تغییر در رفتار و عواطف. به عنوان مثال، وقتی در یک کتاب روانشناسی می خوانیم که جانداران تقویت کننده های (چیزهای خوب) کوچک فوری را به تقویت کننده های بزرگ دیرآیند (یعنی آنهایی که با تاخیر دریافت می شوند) ترجیح می دهند و آن را به یاد می سپاریم، در ما یادگیری رخ می دهد، زیرا به دانش تازه ای دست می یابیم. همچنین وقتی که به کمک راهنمایی های یک مربی و تمرین قادر به راندمان اتومبیل می شویم، در ما یادگیری صورت می پذیرد، زیرا رفتار و اعمال ما به کمک آموزش مربی و تمرین های خودمان تغییر می کند. باز هم، پس از انکه با شخص غریبه ای که ابتدا نسبت به او بی اعتمادیم آشنا می شویم و، پس از آنکه به خلق و خوی او پی می بریم و می فهمیم که آدم خوبی است، به او علاقه مند می شویم، در ما یادگیری اتفاق می افتد، زیرا در نگرش یا عاطفه و علاقمه ما نسبت به آن شخص تغییر ایجاد می شود. بنابراین، یادگیری عامل مهمی در زندگی ما به حساب می آید که بقاء و سعادت ما به آن وابستهاست. توانایی ما انسان ها در سازگاری با حوادث و رویدادهای مهم زندگی و کسب لذت از فعالیت های بدنی، هنر، ادبیات، و علم از یادگیری ناشی می شود. یادگیری عمدی وغیرعمدی یادگیری هم به صورت عمدی یا ارادی و هم به صورت غیرعمدی یا اتفاقی صورت می پذیرد. در یادگیری عمدی، ما به قصد می کوشیم تا چیزی را یاد بگیریم؛ مثل زمانی که به تحصیل درس های مدرسه اقدام می کنیم. به خلاف یادگیری عمدی، در یادگیری اتفاقی که غیرارادی است بی آنکه خودمان بخواهیم، یاد می گیریم؛ مثل زمانیکه حین عبور از یک خیابان چشممان به تصویر یا تبلیغی بر روی دیوار میافتد و بعدها به یاد می آوریم که آن تصور یا تبلیغ درباره چه چیزی بوده است. هر چند که یادگیری غیرعمدی زیاد اتفاق می افتد، اما بیشترین یادگیری های ما عمدی یا ارادی اند و در زندگی همه انسان ها نقش بسیار مهمی ایفا می کنند. یادگیری موضوع های مختلف درسی، فعالیت های مختلف شغلی، ایجاد ارتباط های اجتماعی، و یادگیری بسیاری موارد دیگر به عمد صورت می گیرند، و به تصمیم گیری، بذل توجه، و اقدام هدفمند از سوی ما نیاز دارند. بنابراین، توجه یا دقت عنصر بسیار موثر در یادگیری است، و چنانچه ما در ضمن یادگیری تمامی توجه مان معطوف به آنچه می آموزیم نباشد به خوبی یاد نمی گیریم و وقت و نیروی مان به هدر می رود. تفکر پس از آنکه در زمینه ای قدری دانش کسب کردیم یا مقداری یادگیری انجام دادیم، می توانیم درباره آنچه یاد گرفته ایم به تفکر(اندیشیدن ) بپردازیم، پس، تفکر دخل و تصرف در دانش با یادگیری ها و تعبیر و تفسیر و مقابله و مقایسه و سازمان دهی آنهاست. مهم ترین و کلی ترین نوع تفکر حل مسئله است. در حل مسئله، ما با استفاده از یادگیری های قبلی مان گره یا مشکلی را می گشاییم یا به سوالی جواب می دهیم. به سخن دیگر، در حل مسئله ما دانش و مهارت های قبلاً آموخته شده خود را در موقعیت های تازه به کار می بندیم. مانند یادگیری، تفکر نیز هم می تواند ارادی باشد و هم غیرارادی. تفکر غیرارادی شامل رویا (خواب دیدن) و رویای روز (خیال پردازی) است. در این نوع تفکر، اندیشه ها، بی آنکه هدف شناخته شده ای را دنبال کنند یا در پی راه حل برای مسئله خاصی باشند، رخ می دهند. به سخن دیگر، در این نوع تفکر، جریان اندیشه خارج از کنترل فرد است و حلقه های تداعی اندیشه ها زنجیروار و به طور خودبهخودی به دنبال یکدیگر اتفاق می افتند. در مقابل تفکر غیرارادی یا بی هدف، تفکر ارادی یا هدفمند قرار دارد که نام کلی آن حل مسئله است. زمانی که شخص با موقعیتی رو به رو می شود که با استفاده از اطلاعات و مهارت هایی که در لحظه برخورد با آن موقعیت در اختیار دارد نمی تواند به آن موقعیت سریعاً پاسخ دهد،یا وقتی که هدفی در پیش رودارد و هنوز راه رسیدن به آن را پیدا نکرده است، می گوییم که وی با یک مسئله رو به رو است. حال، وقتی که شخص دانش و مهارت هایی را که به پاسخ درست به موقعیت یا رسیدنش به هدف مورد نظر منجر می شود کسب می نماید و، با استفاده از آنها، به مسئله مورد نظرش به درستی پاسخ می دهد یا به هدف پیش رویش دست می یابد، می گوییم مسئله را حل کرده است. بنابراین، در حل مسئله، رسیدن به راه حل نیازمند استفاده از یادگیری ها و تجارب قبلاً کسب شده و عمل کردن بر روی آنهاست، نه ارائه پاسخ ها از روی عادت. هر چند که حل مسئله مهم ترین و شاخص ترین نوع تفکر است، اما تفکر انواع دیگری دارد که همه از مشتقات حل مسئله اند. از جمله آنها می توان بهانجام محاسبات ریاضی، استدلال (قیاسی واستقرایی)، و افرینندگی (خلاقیت) اشاره کرد. مقایسه ادراک، یادگیری ، و تفکر با یکدیگر حال که با سه مفهوم تفکر، ادراک، و یادگیری آشنا شدیم، می توانیم این فعالیتهای اساسی را با هم مقایسه کنیم. چنان که دیدیم، ادراک به رابطه آنی فرد با محیط، یعنی پاسخ دادن به محرک ها در زمان حال، گفته می شود. در مقابل، تفکر به استفاده از تجارب و یادگیری های گذشته اشاره می کند. با این حال، تفکر و ادراک از هم جدا شدنی نیستند، زیرا تجربه های گذشته بر فرایند ادراک تاثیر می گذارند و پاسخ به محیط بلافصل نیز چگونگی تفکر را تحت تاثیر قرار می دهد. از سوی دیگر، چون یادگیری به کسب تجربه، افزوده شدن اطلاعات تازه به مجموعه اطلاعات قبلی، یا ایجاد تغییر در پاسخ ها و اطلاعات قبلی گفته می شود ولی در تفکر یادگیری های گذشته مورداستفاده قرار می گیرند، پس یادگیری و تفکر دو فرایند یا دو جریان متفاوت اند. با این حال، از آنجا که بازسازی یادگیری های گذشته، یعنی تفکر، می تواند به یادگیری های تازه بیانجامد، پس یادگیری وتفکر مکمل یکدیگرند. با توجه به توضیحات بالا، هم ادراک و هم تفکر تحت تاثیر یادگیری قرار دارند. از یک سو، یادگیری مبنای ادراک است، زیرا ما، پس از دریافت اطلاعات حسی، آنها را، به کمک تجارب گذشته، یعنی یادگیری های قبلی مان، ادراک می کنیم. از سوی دیگر، یادگیری اساس تفکر است، زیرا ما، در تفکر یا اندیشیدن، بر یادگیری های قبلی مان عمل می کنیم و در آنها دخل و تصرف می نماییم. بنابراین، یادگیری مهم ترین فعالیت ذهنی انسان است. به همین دلیل، ما دنباله مطالب این کتاب را به روش های یادگیری اختصاص داده ایم. اما، پیش از توضیح روش های یادگیری در دنباله مطالب این کتاب، فرایندهای یادگیریف یعنی به یادسپاری، یادآوری و فراموشی، را در فصل بعد مورد بررسی قرار می دهیم. خلاصه به طور خلاصه، وقتی که ما چیزی را احساس می کنیم، یکی از اندام ها یا اعضای حسی مان تحریک می شود. این عمل بدون اینکه ما اراده کنیم اتفاق میافتد. در ادراک، علاوه بر اینکه چیزی را حس می کنیم، می فهمیم که آن چیست. ادراک یعنی معنی دار کردن اطلاعات دریافتی از راه حواس، و این به کمک آنچه ما از قبل آموخته ایم اتفاق می افتد. ما غالباً احساس های مختلفی را با هم تجربه می کنیم، اما تنها آنچه را که مورد توجه قرار می دهیم ادراک می کنیم. یعنی بدون توجه کردن قادر به ادراک امور نیستیم. یادگیری به کسب دانش و تغییر در رفتار و عواطف گفته می شود. یادگیری هم به طور عمدی رخ می دهد و همبه صورت غیرعمدی، اما یادگیری عمدی در زندگی ما انسان ها نقش بیشتری ایفا می کند. تفکر به دخل و تصرف و ایجاد تغییر در یادگیری های قبلی گفته می شود. تفکر نیز، مانند یادگیری، هم ارادی و هم غیرارادی است. ادراک، یادیگری، و تفکر فرایندهای مکمل یکدیگرند و از هم تاثیر می پذیرند. با این حال، یادگیری مهم ترین فعالیت ذهنی انسان است و بقیه فعالیت های ذهنی از آن تاثیر می پذیرند.

تندخوانی، موضوعی مربوط به فراشناخت

تندخوانی، موضوعی مربوط به فراشناخت

برای تندخوان شدن، فقط انجام تمرینات سریع خوانی تاثیر گذار نیست. بلکه باید در مورد نحوه شناختن خود باید اطلاعات به دست بیاورید هر دانش آموزی باید بداند که چگونه در ذهن او یادگیری اتفاق می افتد. مباحثی که در این قسمت از مقاله می خوانید، قسمتی از فصل دوازدهم از کتاب استاد جهان پور با عنوان نظریه های جدید یادگیری میباشد. دانش پذیران تندخوانی، علاوه بر اینکه تمرینات تندخوانی را انجام می دهند، بایستی خودکنترلی فراشناختی پیدا کنند.. در مطالعات جدید فراشناخت دارای دو عنصر مستقل، اما مرتبط با یکدیگر است؛ یکی دانش فراشناختی و دیگری کنترل فراشناختی(دیسوت و رویرز، 2006؛ سانگر ، 2007). 1- دانش فراشناختی دانش فراشناختی به دانش و باورهایی که شخص دربارۀ منابع شناختی خود در یک حیطه، اینکه چقدر خوب در آن حیطه عمل می کند، راهبردها و روش های اکتشافی که می تواند استفاده کند، و ماهیت آن حیطه دانش اشاره دارد(فلاول، 1987). به عبارت دیگر، دانش فراشناختی به دانش کسب شده در مورد فرآیندهای شناختی – دانشی که می تواند برای کنترل فرآیندهای شناختی مورد استفاده قرار گیرد- اطلاق می شود. دانش فراشناختی قابل بیان کردن است و نسبتاً ثابت است به گونه ای که امکان اندیشیدن در مورد فرآیندهای شناختی و بحث با دیگران را فراهم می کند، اما ممکن است اشتباه پذیر، غیر واقعی یا مبتنی بر الگوهای ساده لوحانه باشد. چنین دانشی از خود ذهنی- خواه واقعی یا غیر واقعی- اثر مهمی بر رفتار شناختی دارد و ممکن است از طریق مشارکت در فعالیت های کلاسی روزانه تشکیل شود. این شکل از دانش فرد در مورد فرآیندهای فکری خود اغلب به عنوان یک دانش دیر تشکیل شونده توصیف شده است یعنی فراگیر باید به عقب برگردد و فرآیندهای شناختی خود را به عنوان اهداف تفکر و اندیشه مورد ملاحظه قرار دهد (براون، 1987؛ به نقل از نیاز آذری، 1382). رشد این جنبه از تفکر برای گسترش مهارت های مطالعه دانش آموزان و توانایی آنها در حل مسأله مهم است. شونفلد (1989) در این خصوص می گوید: این مهارت ها تا حدی به توانایی دانش آموزان برای ارزیابی موثر از آنچه می دانید است. اگر از آنچه می دانید آگاهی نداشته باشید با مشکل مواجه خواهید شد. فلاول درباره دانش فراشناختی به سه مولفه اشاره کرده است: 1- دانش متغیرهای شخصی: دانش متغیرهای شخصی، دانش کلی فرد در مورد نحوۀ یادگیری انسان و پردازش اطلاعات، و شامل اطلاعاتی مثل توانایی های حافظه، مراحل حافظه و ظرفیت آنها، نحوه بررسی مطالب و فرآیندهای کنترل کننده است. اطلاع از توانایی های حاظه و برآورد درست این توانایی می تواند به فرد در اکتساب، نگهداری و استفاده درست از آنچه یادگرفته است، کمک کند (سوانسون ، 1990). 2- دانش متغیرهای تکلیف (وظیفه): مشتمل بر دانش مربوط به ماهیت، نوع، کیفیت و چگونگی تکلیفی است. قرار است فرد با آن درگیر شود. از آنجا که عدم کارایی حافظه، بیش از هر چیز به فقدان توجه در شروع کاربر می شود. اگر مطالب در ابتدای پردازش با دقت انتخاب نشده باشند، یادآوری آن نیز با اختلال مواجه خواهد شد. به منظور پردازش صحیح اطلاعات، یادگیرنده باید بتواند از توانایی های خود در آن زمینه آگاهی پیدا کند( کار ، 1998). 3- دانش متغیرهای راهبردی: این مقوله بر دانش مربوط به راهبردهای شناختی و فراشناختی اشاره دارد، و این که فرد بداند چه موقع و کجا، از چه راهبردی می تواند استفاده کند. اطلاع از راهبردهایی که در مراحل گوناگون نگهداری و بازیابی اطلاعات به کار می رود (سازمان دهی، مرور ذهنی، تمرکز و غیره) می تواند در امر اکتساب و یادآوری موثر باشد(فلاول و میلر ، 1998).

موضوعات مشابه
سیزده ویژگی کسانی که میخواهند تندخوان شوند سیزده ویژگی کسانی که میخواهند تندخوان شوند
سه روش برای مرور مطالب سه روش برای مرور مطالب
سه روش برای افزایش سرعت یادگیری مطالب گوناگون سه روش برای افزایش سرعت یادگیری مطالب گوناگون
چهار روش برای یادگیری و حفظ مطالب سخت و پیچیده چهار روش برای یادگیری و حفظ مطالب سخت و پیچیده
چهار اصل مهم برای پیش مطالعه چهار اصل مهم برای پیش مطالعه
شرایط استفاده از مقالات شرایط استفاده از مقالات
تفاوت میان تصویر خوانی و سریع خوانی چیست؟ تفاوت میان تصویر خوانی و سریع خوانی چیست؟
پانزده 15 راهکار برای مطاله ی بیشتر در سال 2018 پانزده 15 راهکار برای مطاله ی بیشتر در سال 2018
تندخوانی تندخوانی

همین امروز در یک جلسه رایگان آشنایی با تندخوانی شرکت کنید

نشانی: میدان انقلاب، ابتدای کارگر شمالی،
ابتدای فرصت شیرازی پلاک 36 طبقه دوم

02166495480
02166931683
02166567089

اشتراک گذاری در Facebook Twitter Google+ LinkedIn Pinterest Tumblr



C 2017 Yad-roye-yar institute